آزادی ما و آزادی غربیها

نوشتن همیشه باعث میشه فکر آدم بازتر بشه. الان بهتر می‌تونم چیزی که می‌]خواستم رو توضیح بدم. با تشکر ویژه از عادله و محبوبه که قدم گذاشتند به وبلاگ من و هر کدوم از یک نظر به اون مفهوم نگاه کردند.

این توضیح رو هم بدم که الان وبلاگ من رو سرور وردپرسه و منتقل میشید به آدرس خودم. امروز گوگل کروم هشدار می‌داد که این می‌خواد گولتون بزنه و می‌گفت نرو تو این سایت! گفتم بهتون اطمینان خاطر بدم که خطری تهدیدتون نمی‌کنه بیاید تو :)

و اما در ادامه مطلب قبل، برای توضیح بیشتر فرضیه‌ای که توی ذهنمه (باز تاکید می‌کنم روی فرضیه بودنش) باید دو تا مفهوم تعریف کنم:

۱- آزادی در مقام انتخاب بین گزینه‌ها (آزادی عملی): یعنی شما اختیار داشته باشید بین گزینه‌های مختلفی که جلوی روی شماست هر کدوم رو خواستید انتخاب کنید.

۲- آزادی در مقام تعریف گزینه‌ها (آزادی فکری): یعنی شما بتونید دست به تعریف گزینه‌ها بزنید، و دامنه گزینه‌های پیش رو را تغییر بدهید.

چیزی که من فکر می‌کنم اینه که در غرب آزادی از نوع شماره یک تا حد نزدیک به مطلق وجود داره. شما آزادید که انتخاب کنید چگونه باشید. دامنه گزینه‌ها هم بسیار متنوعه. ولی باز یک محدوده خاصه. ولی آزادی نوع دو، یعنی افزودن چیزی یا سبکی از زندگی که متفاوت با این نوع باشه به گزینه‌های موجود، اونقدرها هم موجود نیست ( یعنی وجود داره ولی نه زیاد.). البته مثالهایی میشه زد از گزینه‌هایی که به تدریج و با مبارزه غربیها به دامنه موجود اضافه کردند. مثلا هویتهای جنسی مختلف. ولی براش زحمت کشیدند و به این راحتی هم نیست. و بعد از اضافه شدن و به صورت هنجار در اومدن، خیلی زود نوعی دگردیسی پیدا می‌کنه و به رنگ جامعه در میاد. برای همین تنوع گزینه‌ها خیلی زیاده، از انواع دینها و فرقه‌ها و همین هویتهای جنسی و … . می‌تونی هر کدوم رو که خواستی انتخاب کنی. ولی از اون طرف همه‌ اینها با جذب شدن در جامعه به تدریج تفاوتشون با هم کم میشه یعنی نهایتا دو نفر با گزینه‌های خیلی خیلی مختلف، عملا سبک زندگی‌شون خیلی فرقی نمی‌کنه. مثلا یه هندو و یه مسلمان غربی، ته تهش خیلی معتقد باشند جفتشون مک دونالد گیاهی می‌خورند. آرزوها و آمال و ایده‌آلهاشون زیاد دور نیست از هم.

اما تو ایران به جاش آزادی شماره یک خیلی محدوده. شما حق نداری هرچی دلت خواست رو انتخاب کنی. عملا بیشتر گزینه‌ها رو نمی‌تونی انتخاب کنی. که این باعث میشه فکر کردن به گزینه‌های خارج از دامنه بیشتر اتفاق بیفته. با این که ظاهر (بیرونی) قریب به اتفاق ایرانی‌ها ظاهر یک شیعه است (حتی اقلیتهای قانونا پذیرفته شده یهودی و ارمنی هم مثلا از نظر ظاهری باید مثل بقیه باشند)، اندرونی‌شون زمین تا آسمون با هم فرق داره. مثال نمی‌زنم چون فکر کنم همه مثالهایی ازش به ذهنشون میاد. اما در غرب بیرونی‌ها شاید خیلی تفاوت داشته باشه با هم، ولی شباهت در اندرونی‌ها زیاده.

شما نظرتون چیه با این فرضیه موافقید؟ به نظرتون چطور میشه تایید یا ردش کرد؟ شما مثالهایی به نفع با بر علیه‌اش دارید؟

4 دیدگاه در “آزادی ما و آزادی غربیها

  1. من خیلی متوجه منظورت از آزادی نوع دوم نمی‌شم.
    همچنین نمی‌فهمم چه تفاوتی باید در زندگی مردم دیده بشه که دیده نمی‌شه!

    • تفاوت در سبک زندگی، نه در ظاهرش بلکه در عمقش. اینجا به نظر من میاد همه مثل آدمهای توی سریالها هستند. تکرارهای یکنواخت! البته شاید دلیلش این باشه که باهاشون خیلی ارتباط نزدیک نداریم و از بیرون به نظر اینطوری میان. تو ایران ولی اینطوری نیست هست؟
      در مورد منظورم از آزادی نوع دوم، یک مثال اینه که توی ایران در مورد اینکه توی یک روز تعطیل چیکار کنیم به نظرم خیلی مردم تنوع بیشتری دارند در انتخابهاشون تا اینجا.یکی میره روضه یکی میره پارتی یکی میره کوه یکی میره فیسبوک یکی میره دیدن فامیل ولی قریب به اتفاق اینا میرن پاب، یا رستوران بعدش پاب! یا سینما/تئاتر بعدش پاب، اصولا پاب. البته این بر اساس مشاهده من از بچه‌های دانشگاهه (و حس منه، آمار ندارم. کلا گفتم که همه‌اش یک فرضیه‌است.)
      http://en.wikipedia.org/wiki/Pub

      • هممم…آهان متوجه شدم فکر کنم. آره…من به ازای هر دوست تازه‌ای که پیدا می‌کنم یه سبک زندگی تازه هم کشف می‌کنم اینقدر که تازگیا دیگه برام عادی شده متفاوت بودن آدم‌ها.
        در مورد پاب
        من که حال ندارم کل اونو بخونم ولی اگه همچین جایی باشه همون چیزیه که من خیلی وقته دنبالشم کاش تو ایرانم بود!
        من هی با دوستام نمی‌دونم کجا برم. جایی برای وقت گذروندن نیست. من فکر کنم به پاب بشه اینجوری نگاه کرد که آدم‌هایی که می‌خوان هیچ کار خاصی نکنن بعد خونه هم نباشن می‌رن اونجا. ولی اینجا چون پاب نیست می‌مونن خونه آخر هفته‌ها.
        که کم هم نیستن کسایی که در این گروه قرار می‌گیرن.
        راستی خواهش می‌کنم ویژه :)

        • همممم…فکر کنم ولی تو ایران هم اگه یه عده واقعا بخوان دور هم جمع بشن مشکلی ندارند، منتها وقتی دور هم جمع میشن که جدا دنبالش باشن نه همینجوری الکی، یعنی برای وقت گذرونی همینطوری خیلی گزینه خوبی وجود نداره. مثل اینکه تو همینجوری پای تلویزیون بشینی یه چیزی رو ببینی (پاب) یا بری یه فیلم رو انتخاب کنی و اون فیلم رو ببینی (دور هم جمع شدن به هدف دیدن دوستان!).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>