از فیسبوک می روم تا رستگار شوم…

توضیح: مخاطب این پست، شما نیستید! واقعا میگم، اگر مخاطب خاص داشت به خودش می گفتم. برای مخاطب عام نوشته شده کاملا و برای گفت و گو در این مورد.

تازگیها بیشتر و از قدیمها کمتر افرادی فیسبوکشون رو می بندند. این کاملا حق شخصی هر کسیه. من کسی رو هم می شناسم که حتی موبایل هم نداره چون دوست نداره. خوب انتخاب شخصی آدمه دیگه خوشش نمیاد. البته بیشتر از اینش رو خوشبختانه هنوز ندیدم که مثلا یکی حتی دلش نخواد تلفن هم داشته باشه، چون اون دیگه واقعا دردسره، تصور کنید آدم هرکاری باهاش داشته باشه باید نامه بفرسته یا بره دم خونه اش، اون نامه هم باز در صورتیه که این انسان فرضی با خوندن و نوشتن دیگه کنار اومده باشه وگرنه که دیگه کارمون در اومده!

(همونطور که گفتم مخاطب خاص نداره. تو خواننده های اینجا کسی هست که هیچوقت عضو فیسبوک نشده، کسی هست که عضوه ولی چک نمی کنه، کسی هست که هی رفته و اومده، کسی هست که یک بار برای همیشه رفته، کسی هست که هیچوقت نرفته! وغیره. همه با هم  و با من دوست باشید!)

فکر کنم همون پاراگراف بالا حرف مورد نظر من رو زده. در مورد کسی که حاضر نیست متن نوشتاری که شما براش نوشته و پست کردید رو بخونه چون از خوندن و نوشتن خوشش نمیاد چی فکر می کنید؟ بحث من اصلا جنبه های روانشناختی فیسبوک و اثری که روی افراد می گذاره نیست، اون به خودشون مربوطه و یه مسئله شخصیه. همونطور که انتخاب این فرد فرضی ما مبنی بر اینکه نوشته رو نخونه و فقط حضوری با افراد صحبت کنه کاملا حق شخصی این آدمه. ولی از این فاز که بریم بالاتر، روی بقیه این کار ما چه اثری می گذاره؟

تو فرندلیست من توی فیسبوک کلی عکس آبی هست که آدمهایی هستند که زمانی دوست من بودند و بعد رفتند. دوستهایی هم دارم که اصلا وارد فیسبوک نشدند. و واقعا ارتباط با این آدمها برام سخته. نه به سختی ارتباط با اون آدم فرضی ولی در حد قابل قبولی سخت. وقتی می خوام به مثلا ده تا دوست دوران دبیرستانم، یک عکس یادگاری بفرستم، مطمئنم نمیرم ایمیل اونی که تو فیسبوک نیست رو پیدا کنم که اون هم شریک بشه. به اونهایی که هستند می فرستم و تمام!

وقتی می خوام با بچه های دانشگاه خاطره تعریف کنم یا چیز خنده داری بگم، توی گروهمون تو فیسبوک خواهم نوشت. نمیرم به اونهایی که نیستند زنگ بزنم یا اس ام اس بفرستم یا ایمیل بزنم یا هر کار دیگه ای.

اگر بخوام مهمونی بگیرم توی فیسبوک ایونتش رو باز خواهم کرد، همونجا هم هرکسی که باشه رو دعوت می کنم. اونی که نیست، خوب نیست دیگه! مهمونی دادن اونقدر دردسر داره که من یکی اونهایی که دست رسی بهشون سخته رو حذف می کنم دو نفر دیگه جایگزین می کنم به جای این که برم دنبال پیدا کردن مشترک مورد نظر. تازه مهمونی باز خاص تره و اگه خیلی محدود و خودمونی باشه آدم این وقت رو میگذاره، اما برای یک برنامه بزرگ بالای بیست سی نفر، من که اگر مسوول دعوت باشم قطعا غیر فیسبوکی ها رو می گذارم کنار. بقیه رو نمی دونم.

بیشتر این آدم آبیها رو من چه طور متوجه رفتنشون شدم؟ یک روز کارش داشتم، می خواستم سوالی ازش بپرسم، یا به یادش افتادم و خواستم احوالپرسی کنم، یا استثنائا تولدش یادم بوده اومدم تو فیسبوک بهش تبریک بگم و چیزی از این دست که هرچی اسمش رو تایپ کردم دیدم نمیاد و بعد متوجه شدم که دوست محترم در رو بسته و رفته!

مثالهایی از این دست زیاده، شاید همه آدمها مثل من تنبل و خودخواه نباشند و برای تک تک مثالهایی که زدم راه بیفتند دنبال اون دوست عزیزی که توی فیسبوک نیست، ولی آیا وقت دی اکتیو کردن، اون دوست مورد نظر به زحمتی که روی دوش کلی آدم می اندازه فکر کرده؟ انتخاب شخصی به جای خود، تکنولوژی وقتی از یک حدی رایج تر بشه، یه باره روی دوش همه انسانها. تا رابینسون کروزوئه نباشی نمی تونی از زیر این بار سلطه فرار کنی و مطابق میل خودت زندگی کنی(به همون مثال آدم فرضی توجه کنید.) همون خوندن و نوشتن هم یه روزی احتمالا همینقدر بحث برانگیز بوده! می تونیم بزنیم زیرش و بگیم من خوشم نمیاد، دوست ندارم، بهم نمی سازه! و ازش استفاده نکنیم…ولی تبعات این تصمیم فقط برای خودمون نیست. برای دیگران هم زحمت درست می کنیم. اون همه آدمی که از ایران با زحمت و دردسر از فیسبوک استفاده می کنند یکی از این دلایلش همین ارتباط آسونیه که بین همه فراهم می کنه. اگر کسی این راه ارتباطی آسون رو می بنده علاوه بر اون مسائل شخصی به نظر من باید حواسش به اینکه ارتباط دیگران با خودش رو سختتر می کنه هم باشه. این یه جور حق الناس نیست آیا؟

8 دیدگاه در “از فیسبوک می روم تا رستگار شوم…

  1. تو خیلی خارج زندگی می‌کنی خب
    من اگه به دوستام ایمیل بزنم باید بعدشم بهشون اس ام اس بزنم که لطفن میل خود را چک کنید٬ بعدضیا هم فقط به زنگ پاسخ می‌دن البته و پیامک براشون کسر شان است.
    یه بارم تا یه هفته بعد از یه اتفاقی که برای دوستام میل زده بودم مورد سوال واقع می‌شدم که قضیه چی بوده!
    کلن تو خیلی خارج زندگی می‌کنی یا من خیلی در روستا هستم

    • نه خیلی هم خارج نیست! درسته اینجا خیلی از چیزها استاندارد ش فیسبوک شده که تو ایران نشده، مثلا دپارتمان دانشگاه همه اعضا رو می ذاره تو به گروه فیس بوک، ولی تو ایران هم خیلی ها از این راه مرتبط میشن.مثال: اون برنامه رنگ کردن پله های پشت بلوک ۲۸٫خوب کسی که تو فیسبوک نباشه از اون برنامه حذف میشه دیگه.

  2. من آدم استاندارد جواب دادن به این سوال‌ام.
    فرض اصلی شما مبنی بر این‌که رابطه آدم‌ها با کسی‌که فیسبوک رو تعطیل می‌کنه درسته، اما میزان این ارتباط تو آدم‌های مختلف فرق می‌کنه. برای من واقعاً این کارکرد فیسبوک خیلی کم بود. آخرین باری که کسی مطلبی رو با من از طریق فیسبوک اشتراک گذاشته خود شما بودید که اون هم مال خیلی پیش هست. این‌جور در نظر بگیرید که برای من فیسبوک بیشتر من رو از بقیه با خبر می‌کرد تا دیگران رو از من. پس نبودن ام هم در فیسبوک با وجود سخت‌تر کردن ارتباط، کار من رو سخت تر کرده. صد البته این به شکل استفاده آدم از فیسبوک مرتبط می‌شه.
    موقع بستن فیسبوک هم به این موضوع که شما گفتید فکر کردم اما دیدم برای یه مدت کوتاه فکر می‌کنم لازمه که این کار رو بکنم. از وقتی هم فیسبوک رو بستم ارتباطم کم‌تر شده و دسترسی من به بقیه کم‌تر، اما بعید می‌دونم به جز دو یا سه نفر کسی فهمیده باشه اصلاً.. این‌طور هم نبوده که بزنم زیرش و بگم نمی‌خواهم با کسی در ارتباط باشم و رابینوسن کروزو طور می‌خواهم زندگی کنم. نه فقط برای یه مدت کوتاه می‌خواستم تغییری ایجاد کنم، همین. انتخاب‌های کوتاه مدت حسابش از بلند مدت جداست.

  3. البته آدم استاندارد جواب دادن به این سوال زیاده!ولی همونطور که عادله هم نوشته این قضیه ارتباط فیسبوکی تو ایران به شدت خارج از ایران نیست. اینجا واقعا خیلی قرارها و برنامه ها و ارتباطها اون تو گذاشته میشه و واقعا آدم برای هماهنگ کردن با اونهایی که فیسبوکشون بسته است به دردسر می افته.

  4. بستن فیس بوک یه موضوع کاملا شخصیه و من اتفاقا وقت هایی که نمی خوام کسی توی فیس بوک برام مسیج بفرسته چند هفته فیس بوک رو دی اکتیو می کنم. دقیقا هم این موقع ها هر کس کاری داشته باشه و فیس بوک دم دست ترین روش باشه براش وقتی می بینه من نیستم یا ایمیل می زنه یا زنگ می زنه. که من کاملا باهاش اوکی هستم. من کلا از فیس بوک اصلا خوشم نمیاد و ترجیح می دم تا حد ممکن ارتباطاتم رو از طریق اون انجام ندم.اصلا هم برام جالب نیست بقیه چه چیزی رو شیر می کنن. در نتیجه فید همه ی دوستانم رو دی اکتیو کردم و هر کس هر کاری کند خوشبختانه از آن باخبر نمی شوم.

  5. اندر فواید فیسبوک اینکه از وقتی فیلترشکن نصب کردم و فیسبوکم رو چک می کنم (البته نه به مرتبی اونجا) احساس می کنم هنوز اونجام و در جمع دوستانم:)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>