اعصاب راحت: پست نوزدهم

یکی از خوبیهای خانه داری اینه که آدم با انسانهای کمتری در ارتباطه. واقعا خوبه ها. یعنی آرامش اعصابی که آدم داره قابل مقایسه با هیچ شرایط دیگه ای نیست. البته خود همین باعث میشه بعضی وقتها موضوعات کم اهمیت تری برای آدم بزرگ بشن و موجبات اعصاب خوردیش رو فراهم کنند که مبحث دیگه ایه.

الان من دارم اینها رو می نویسم چون دقیقا به دلیل یک مبادله با یک آدم عجیب غریب اعصابم خورده (یک کمی، ولی حیفه این سوژه رو از دست بدم) و به خوبی مشخصه که اون طرف مقابل هم داره همین فکر رو می کنه ولی واقعیت اینه که من خیلی طبیعی رفتار کردم، اونه که غیر عادیه!

حالا ماجرا رو میگم تا شماها هم بتونید قضاوت کنید. صندلی ماشین مریم دیگه براش کوچیک شده و ما گذاشته بودیمش روی ای بی برای فروش.  ذکر هم شده بود که این رو باید بیاید از خونه ببرید (به اصطلاح اینجا collection in person) و خوب به همین دلیل قیمت کمتری هم براش گذاشته بودیم چون مشتری ها محدودتر بودند دیگه. اگر حال و حوصله ارسالش بود طبیعتا گرونتر فروش می رفت. بعد گفته بودیم اگر ارزونتر بخواهید هم می تونید پیشنهاد بدید قیمت موردنظرتون رو، و خلاصه یکی بعد از چند بار چک و چونه باز کمی ارزونتر از قیمت مد نظر ما خریدش. بعدش پیام داد که من راهم دوره و توی یک شهر دیگه ام ، دو هفته دیگه میرم یه مسافرت خارجی اگه عیب نداره تو راه برگشت که میام لندن بیام ببرمش. خوب این یعنی من دو هفته دیگه باید وسیله ی که لازم نداشتم و جاگیر هم هست رو نگه می داشتم ولی بدون هیچ غری! گفتم باشه.

بعدش پیام داد که من چون یه شهر دیگه ام ماشین ندارم با قطار دارم میام میشه بیاریدش دم مترو، که من بهش گفتم ما هم ماشین نداریم شرمنده ام، باید بیای از خونه ببری (و تازه همه اش با لحن خوب. در حالی که حق داشتم بگم باید فوری بیای و ببری یا بی خیال این قیمت ارزون شو برو از دور و بر خودت با قیمتی که هیچ زحمتی براش نخوای بکشی بخر!). گفت باشه.

چند بار هم پیام داد که این کاور بارون داره که من بکشمش روش (خود اون کاور قیمتش کلی میشه). که چند بار جواب دادم نه نداریم، نمی دونم چرا یادش می رفت. باز بهش گفتم ولی با پلاستیک می پوشونم که بتونی ببری که باز هم جز وظایف من نبود. حیف این همه مهربونی من.

بعد دوباره امروز پیام داد که خوب من جمعه فلان ساعت می رسم ایستگاه شما، و یه چهل دقیقه ای از ایستگاه سنت پانکراس (که گویا قطارش از یک کشور دیگه ای میاد اونجا) راهه تا خونه تون، میشه بیاریدش مترو ساعت فلان؟

ای باباا…مثلا فکر کرده بود این هم عرصه مذاکرات هسته ایه هی بسته پیشنهادی رو کنه ماجرا عوض میشه. خوب به من چه که از راه دور میای یا به راه دور میری. این اجناس collection in person رو آدم از دور و بر خودش می خره نه از یک شهر دیگه! دوباره با لحن دوستانه گفتم واقعا متاسفم ولی من ماشین ندارم بچه هم دارم نمی تونم کمکتون کنم. بعد شروع کرده رسما با من دعوا کردن! متن مکالمه امروز رو با پاک کردن اسامی میذارم تا ببینید غر غر زدن انگلیسی چه جوری میشه!

حالا این که مهم نیست، فقط برام یادآوری کردن سر و کله زدن با آدمها چقدر انرژی می خواد. خوب چرا عجیب غریب میشیم؟ عزیز من رو چه حسابی فکر کردی من این رو برای تو حتی یک قدم اون طرف تر از خونه مون میارم آخه؟ بعد با من دعوا می کنی؟ یا به من میگی فاصله خونه مون تا مترو کمه که چی، احساس بدی بکنم؟ من دقیقا می دونم فاصله مون چقدره!

ضمنا برای ثبت در تاریخ، از راه میونبر هم نمی برمش وقتی حتی یک عذرخواهی /تشکر برای اینکه دو هفته ما رو سر کار گذشته و بعدش هم اینقدر توقع داره نکرد.

اینها رو از پایین به بالا بخونید، این بالایی آخرین پیامشه.

Your house is 6 minutes from the Tube according to Google maps. I will be there on Friday.

Reply

Dear ,

To be clear, the reason that I can’t help is that I am taking care of my baby and it is impossible to carry the car seat and push the stroller simultaneously. If this was not the case I would’ve been happy to help.


Dear ,

I do not understand, I will carry the seat from your Tube station to Paddington and then by train to another city and then by taxi to home, altogether 2.5 hrs of travelling and changing 3 times, and you cannot bring it to your nearest Tube station? Why not?


From:

Dear ,

Hi, I would have loved to help but as I said before we don’t have a car and I can’t take the car seat to the tube station with a pushchair (carrying the previous owner of the car seat!).
I can give your the directions of a short cut door which is slightly closer to tube station and take the car seat there (that is in the Wood*side Grange road). Our tube station is Wood*side park by the way.


Ok, no problem.

My return to England will be this Friday 22/11 around 6:40pm. I can see that it would take ca 40 mins to reach you from St Pancras; could you please come to the Tube station (Woodland Park) to hand the seat over and receive cash? I will have luggage to carry around so it will be nice if we could meet there instead me trying to find your house in the dark.

I will arrive around 7:15pm. My phone number is** (but I do not receive texts, there is something wrong with my fancy Android phone).

Please confirm. Thank you.

 

8 دیدگاه در “اعصاب راحت: پست نوزدهم

  1. هاهاها!! خداروشکر لااقل بعد از چند تا مکالمه یاد گرفته بگه ….it will be nice if we could. بعضی ها این مدلین دیگه. ادم شک میکنه این همه توقع شوخیه یا جدیه؟؟؟؟

    • جمعه قراره بیاد. من باز یه جواب زدم که به نظر من اگر می خوای همچین ماجرایی دیگه برات پیش نیاد قبل از خرید از فروشنده بپرس می تونه برات هفده روز جنس رو نگه داره، بیاره دم قطار، کاور ضد آب بکشه روش و غیره! من هیچ کدوم از اینها وظیفه ام نبوده ولی تا جایی که تونستم بهت کمک کردم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>