به فنارفتن همایونی

همونطور که واضح و مبرهن است وبلاگ مظلوم بنده به فنا رفته بود و من نمی‌دونم این چه حکمتیه که یه وبلاگ من نابود میشه با چنگ و دندون نجاتش میدم اون یکی میره تو کما. چنانکه فیسبوکیها مستحضرند چند وقت پیش ورداشته بودند وبلاگ دوران کودکی من رو کلهم از روی پرشین بلاگ حذف کرده بودند و کلی به پایشان افتادیم که به پیر و پیغمبر این وبلاگ هیچ خطری برای نظام نداره که بی‌خیالش شدند. کلی عزاداری برایش نموده و افسردگی گرفته بودیم تا برگشت. بعد اومدیم دیدیم این یکی و میزبانش کلهم از روی عرصه هستی ناپدید شدند و هرچی دنبال اون سایتی که میزبان ما بود گشتیم اثری نیافتیم گویا بخار شده و در هوا رفته بود. و هی تو سر خودمون زدیم و سعی کردیم عبرت بگیریم دیگه میزبان مجانی نگیریم و هی بالا و پایین رفتیم پول هم ندیم در عین حال، نشد و بالاخره اومدیم مهمون وردپرس شدیم هرچند آخرش یه پولی ازمون سلفید ولی از بقیه بهتر بود. الان هم نمی دانیم آرشیو رو چه جوری بیاریم اینجا چون ما از سایتمان فقط بک آپ داشتیم ولی گویا باید برونریزی می کردیمش برای اینکه بشه بعدا درونریزیش کرد (کی این وردپرس رو اینجوری ترجمه کرده) و الان بلد نیستیم از اون بک اپ برونریزی کنیم و حال اینکه از فایل ورد مربوطه دونه دونه دوباره پست کنیم هم نداریم و دست و بالمان می‌لرزد و یک حسی درونمان می‌گوید به صورت عنکبوتی هوارتا وبلاگ بزنیم که هریکی به فنا رفت خانه‌ای از برای خودمان داشته باشیم.

ضمنا یادمان مانده کی‌ها فهمیدند وبلاگ ما از بین رفته و کیا اصلا متوجه هم نشدند چه رسد که به روی خودشان بیاورند و آمار این روزها رو نگه می‌داریم و بعدا حال بعضی‌ها را گرفته وبه بعضی دیگر التفات ویژه خواهیم نمود!

2 دیدگاه در “به فنارفتن همایونی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>