حجابش کامل باشه، البته چادری نه ها!

به تعداد موهای سر من یا کمی کمتر پسر مجرد وجود داره که قصد ازدواج دارند و جز لیست‌ بلند‌بالای معیار‌هاشون اینه که همسر آینده باحجاب باشه، البته نه خیلی‌‌ها! لازم نیست که چادری باشه، ولی حجابش کامل باشه! (دقیقا با همین عبارات، همه شون دقیقا نظرشون گویا همینه!). نکته ضروری لازم به ذکر اینه که من در مورد این موارد فقط شنیدم و هیچ‌کدومشون مستقیما با من در ارتباط نبودند!

خوب تا اینجاش عیبی نداره، به هر حال آدم یه سری انتظارات از همسر آینده اش داره، اون لیست بلند بالا هم یک قلمش اینه دیگه.

اشکالش از کجا شروع میشه؟ اینکه یک تست مشابه تست حال بگذارید جلوی اون فرد. به هر حال کسی که صد در صد مطابق اون لیست باشه که پیدا نمیشه، چون ما توی دیزنی لند زندگی نمی‌کنیم. حالا گزینه‌ای معرفی کنید که بیشتر بخش‌هاش مطابق اون لیست باشه، به جز یک یا دو قلم. اون آقای مجرد موردنظر هم خوب می‌دونه که اینجا دیزنی‌لند نیست، قبول می‌کنه که بیشتر بررسی کنه تا ببینند قسمت میشه یا نه. امااااا گزینه‌ای معرفی بشه که احیانا حجابش -کامل ولی چادری نباشه- نباشه، به یک خطای غیر قابل اصلاح می‌خوره برنامه‌شون و نمی‌تونند ادامه بدند.

اینجا یک بار دیگه ابراز خوشحالی می‌کنم که چنین فردی تا حالا از من کمک برای ازدواج نخواسته،این پست از یک گفتگوی تلفنی با یک خانم دیگه در مورد این موضوع ریشه گرفته. ولی گفتم این رهنمود‌ رو برای اون دسته آقایون بنویسم که هم برای خودشون بهتره هم برای همه خانم‌ها!

شمایی که به جای اینکه برات مهم باشه در مغز آدمی که قراره باهاش زندگی کنی چی می‌گذره، برات اینکه چی روی کله‌شه مهمه، برو یک کله مانکن و مقادیری روسری بخر سرت گرم بشه، اگر نیاز‌های بیشتری‌ هم داری مانکن کامل هم هست. مغزشون هم در حد نیازهای شما طراحی شده. باشد که رستگار شوی و مزاحم بقیه بندگان خدا هم نشوی. اگر هم از خوندن این نوشته‌‌ها بهتون برخورده تفکرتون رو تغییر بدید و بفهمید که شریک زندگی شما هم آدمیزاده. لباسش مهم نیست، اینکه چه جور آدمیه مهمه.

به دخترخانم‌های محترم هم توصیه می‌کنم قبل از آشنایی با هر مردی، تست حجاب مشابه تست حال روش اجرا کنند. یعنی برخلاف توصیه خیلی خطرناکی که ممکنه خاله و عمه بهتون بکنند که روسری‌ات رو بکش جلو شوهر راحتتر برات پیدا میشه، اگر به گزینه‌ای جدی فکر می‌کنند حتما روسری رو در یک دوره آزمایشی بدن عقب، یا یهویی تصمیم بگیرند چادر بپوشند! یا به روش‌های کمتر هیجان انگیزی :)) ببینند گزینه مورد نظر دنبال مانکن و روسری می‌گرده یا انسان اندیشمند، همون هومو ساپینس خودمون. به هرحال حرف یک عمر زندگیه. حالا خودتون هیچی، این آدم فردا که بچه دار بشید در دخترش هم همون مانکن روسری به سر رو می‌بینه نه یک آدمیزاد. از من گفتن بود.

تا منبر بعدی، دو صد بدرود!

 

 

 

22 دیدگاه در “حجابش کامل باشه، البته چادری نه ها!

    • آره دقیقا، کلا قریب به اتفاق معیار‌ها رو خلاصه در موقعیت و شرایط روسری می‌بینند، هم خانم‌ها هم آقایون. خیلی‌ها بخوان یک خانم رو معرفی کنند اولین موضوع اینه که حجابش چیه. نمی‌دونم به عمر ما قد میده ببینیم ملت بی‌خیال این مو و روسری شدن یا نه!!

  1. ببینیم به عمر ما قد می ده ببینیم نویسنده این وبلاگ روزی رسیده که متوجه بشه این قدر دنیا رو از دریچه دید خودش دیدن و تحمیل چیزایی که دوست داره و نداره به عموم جامعه، اشتباهی بزرگ بوده…

    • عمر شما که ایشالا دراز باشه، ولی من حتی اگر سعی کنم هم در نهایت نمی‌تونم دنیا رو از دریچه چشم بقیه ببینم، حداکثرش تصور اینه که بقیه چه جوری می‌بینند! اما تحمیل چیزهایی که من دوست دارم و ندارم به عموم جامعه رو نفهمیدم چطور انجام دادم؟

      • خب سعی کنید همون تصور رو هم انجام بدید.
        شما حجاب رو دوست ندارید. دلیل نمی شه براش این فرمول ها رو تجویز کنید یا چنین قضاوتی در مورد علاقه بقیه به حجاب داشته باشید.
        این که می گم از دریچه خودتون و علائق تون دارید نصیحت می کنید جوان ها رو، ناظر به برخی عباراتی است که در این کامنتها و متن به کار بردید. انگار که طرف حق نداره که در مورد حجاب خانم اش، ترجیحاتی داشته باشه و این ترجیحات، کلا اصالت نداره و لذا نهایتا هم توصیه می کنید که روسری تون رو عقب بکشید یا جلو بکشید که طرف بدونه هیچ رقمه در این مورد حق و حقوقی نداره جهت اظهار نظر یا انتخاب.
        این حرف شما مثل اینه که به مردا بگیم که یک روز با شلوارک برید یک روز هم با ریش انبوه که طرف حساب کار دستش بیاد که اینا به زندگی ربطی نداره(بله اینا به زندگی ربط زیادی نداره! ولی آیا خانمی حق نداره دوست داشته باشه همسرش شلوراک نپوشه یا ریش انبوه نذاره؟…و اگه خانمی همسر محجوب تر یا بدون ریش بخواد، باید بگیم که کل معیارها رو توی این موارد داره می بینه؟….آیا حق نداره یک صورتی شروط «لازم» ولو «غیرکافی» داشته باشه؟ …حالا از اون ور ماجرا هم ببینید برای آقا)

        • خوب اون سعی رو که می‌کنم. شما هم ولی انگار سعی نکردید دنیا رو از دریچه چشم من ببینید و بعد پست رو بخونید. من اجبار در حجاب رو دوست ندارم، چه اجبار حکومتی چه خانوادگی چه اجتماعی. وگرنه به خصوص از نظر زیبایی خیلی حجاب کامل رو به آلترناتیو‌های دیگه‌اش ترجیح میدم. خیلی هم قشنگ و دوست داشتنیه.
          من با اینکه موضوع صحبتم اون نبوده توی پست نوشتم که منظورم داشتن معیاری در مورد حجاب همسر آینده نیست، که طبیعیه هرکسی چنین معیاری داشته باشه. منظورم اینه که این بالاترین معیار باشه و مهم‌‌ترین معیاری که فرد توی لیستش داره. هنوز هم به خانم‌ها توصیه می‌کنم بعد از مدتی آشنایی اگر تفاهم‌های اولیه رو داشتند، این رو تست کنند ببینند اون آقا به خاطر یک جلو یا عقب رفتن روسری زیر همه چیز می‌زنه یا نه؟ اگر می‌زنه معلومه اولویتهاش اشتباهه.
          همین مثال شما خیلی خوبه. انتقاد من همونطور که تو کامنت پایینی نوشتم اینه که وقتی فردی بر اساس شناختش از دو خانواده و فرد، به هم معرفی‌شون می‌کنه، خانواده دختر خانم بپرسند آقا پسر ریش داره یا نه؟ البته انبوه نه‌ها، ولی ریش داشته باشه! بعد هرکی مطابق این معیار نبود رو رد کنند. به نظر من این کار غلطه و به آقایون هم توصیه می‌کنم اگر بود و نبود ریش عامل تعیین کننده برای تصمیم یک خانم بود ازش پرهیز کنند. معلومه که این فرق داره با حق خانم‌ها در مورد داشتن ترجیح درباره ریش همسر آینده که حقشونه.

          • ببینید وقتی برای مردی، حجاب همسرش مهمه، این به این معنی نیست که «فقط» اون مهمه…بله اگه برای کسی فقط چادری بودن یا نبودن مهم بود، من هم باهاش مخالفم.
            اما نمی دونم چرا درک این موضوع سخته که برای کسی می تونه حجاب، شرط لازم ولی غیر کافی باشه؟ آیا این اشکالی داره؟
            طرف که نمی خواد بگه فلانی به درد جهنم می خوره چون حجابش ناقصه!….دوست داره زن اش حجاب اش کامل باشه، چون می خواد باهاش زندگی کنه و در کنار اون آرامش داشته باشه.
            شما این حق رو به رسمیت انگار نمی شناسید.
            چون که آقا هم نیستید خیلی سخته بخوام مثالی بزنم که کمی حس اش کنید. ولی همون تصور شلوارک پوشیدن شاید کمی کمک کنه.

            اگر هم کمک نمی کنه! حرف آخر من اینه که از اون توصیه ها نکنید که طرف روسری اش رو عقب یا جلو بکشه و دست روی چیزهایی بگذاره که برای طرف مقابلش مهم هستش. خیلی احمقانه است که مثلا یک روزی دختری در یک رابطه بدون روسری بشه و بعد که همسرش شاکی شد، بگه تو من رو به خاطر روسری ام دوست داشتی! پس به دردم نمی خوری!…چه ربطی داره؟!…این قضیه شرط لازم و کافی رو به یادتون میارم.
            بکذارید یک مثال دیگه هم بزنم…
            می تونه یک دختری برای پسری، حجابش، عدد یک ارزش داشته باشه. بعد اخلاق خوبش، یک صفر میاره جلوی این یک. یعنی می شه ده…. زیبایی و جذابیت اش، یک صفر دیگه میاره جلوی این، می شه صد…خانواده خوبش، مثلا یک صفر دیگه میاره جلو و می شه هزار…
            حالا ارزش این حجابه، یک هزارم ارزشگذاری این دختره در ذهن پسره است…
            ولی اگه روزی نباشه یا خدشه دار شه، اون یک می ره کنار و عدد هزار می شه «سه تاصفر» …یعنی خدانگهدار! و تو علی رغم داشتن بسیاری خوبی، برای من مناسب نیستی!
            لذا از این توصیه ها نکنید که روسری رو عقب و جلو ببر…به جاش توصیه کنید همونی که هستی رو نشون بده و به آقایون و خانم ها (و به ویژه خانم ها) هم بگید که نحوه پوشش، رفتار و گفتار شما، بخشی از هویت شخصیتی شماست که همسر شما به عنوان نزدیک ترین فرد زندگی شما که به قول مذهبی، «لباس شماست» (یعنی در این حد به شما مرتبطه و نمی شه جدا دیدش)، حق داره که در این مورد خواسته ای داشته باشه. چه بهتر که اول ازدواج این رو مشخص کرده باشید و با روسری جلو عقب کشیدن بی خود، طرف رو دچار گمراهی نکرده باشید.
            برخی حرفهای شما شبیه این دیدگاه های مدرن مبتنی بر دنیای فردگرایانه است که این حد از مستقل بودن و اینکه هرکاری دلم بخواد می کنم و ربطی به همسرم نداره و می خوام زن آزاد! باشم، که حتی بسیاری از روانشناسای مدرن هم براش اصالی قائل نیستند چون از واقعیات روابط انسانی دور هستش.
            آدم حتی در مورد دوستش هم یک سری ترجیحات و معیارها داره که بهش نزدیک بشه یا دور….دیگه می خواید در مورد همسرش، نداشته باشه؟!

          • انتقاد من توی این پست به افرادیه که وقت معرفی این شرط لازم و کافی‌شونه.
            اما در مورد کامنت شما، ایده‌ال فکر می‌کنید دیگه، زندگی واقعی اینقدر قشنگ و رویایی نیست. به نظر من این که گزینه مناسب چه جور حجابی داره فقط در حد یک ترجیح ارزش داره، به نظرم حتی اگر شرط لازم ولی نه کافی باشه بیشتر مشکل برای فرد در راه ازدواجش درست می‌کنه تا کمک کنه. آقایون که قرار نیست با یک تصویر در یک لحظه ازدواج کنند. توی ده سال رابطه من و امیر چندین بار مدل حجاب من عوض شده، از بی حجابی تا چادر و بالعکس، در آینده هم خواهد شد! این یعنی من به طور رندوم در بازه‌‌هایی این وسط مورد مناسبی برای ازدواج بودم یا نبودم بسته به اینکه امیر کی من رو دیده باشه. اتفاقا مدلی که اوایل آشنایی‌مون بودم هم مدل مورد ترجیح امیر نبود و خوشحالم که چنین شرط لازم ولی نه کافی‌ای نداشت. برای یک مثال دیگه از زندگی واقعی به آلبوم زوج‌های فامیلتون که چند‌دهه‌ای با هم بودند نگاه کنید. کدومشون توی مدت ازدواجشون نحوه‌ پوششون مثل اولشه و توی این همه سال تغییر نکرده، اون هم توی ایرانی که این چیز‌‌ها علاوه بر همه چیز‌هایی که همه دنیا هست با سیاست هم ارتباط مستقیم داره. ازدواج موفق از سازگار بودن دو طرف با هم در مورد اختلافاتشون و توانایی صحبت کردن در این زمینه ایجاد میشه نه با نداشتن اختلاف که اگر اولش هم موفق بشند نداشته باشند، طی سال‌های پیش رو حتما خواهند داشت. یکی از پیشنیازهای توانایی صحبت در مورد اختلافات، اینه که علاقه مون به فرد مقابل و پیوندمون رو مشروط به چیز‌های متغیر در گذر زمانی از دست حجاب و ریش و شلوارک نکرده باشیم. برای همینه که میگم حتی شرط لازم ولی نه کافی‌اش هم در آینده یک زندگی برای فردی که این معیار رو داشته مشکل سازه. هم‌چنان هم به دختر‌خانم‌ها پیشنهاد می‌کنم بررسی کنند ببینند جلو و عقب رفتن روسری برای فرد مورد نظرشون به قول مهبان deal breaker هست یا نه، اگر به زندگی‌ای برای چند دهه فکر می‌کنند!

  2. آخ آخ عارفه جون گل گفتی یعنی انقدر این مسله مهم هست که دقیقا صفر و یکی بهش نگاه میکنن
    اصلا معیار انتخاب همسر مناسب انسانیت و اخلاق و شخصیت فرد موردنظره حالا اینکه به یه سری چیزا پایبند باشه مهمتره بنظر من تا اینکه الگوی پوشش چی باشه چه بسا افراد چادری خفن دیدم که ادمای باحیایی نیستند و هم چنین برعکس.

    • می‌دونم ارغوان جان دل خیلی‌هامون پره! به قول یکی از دوستان متاهلم تو فیسبوک حتی تا اون رو که چادریه می‌بینند بدون اینکه شناختی داشته باشند‌ها، میگن یه دختر مثل خودتون سراغ ندارید؟ کل قضیه هم همون چادرشه.

  3. اگه بحث سر این بودن که همسر مورد نظرتون رو بر اساس اینکه لباس قرمز بیشتر دوست داره یا آبی انتخاب نکنید کاملا موافق بودم اما این یه قلم اتفاقا کاملا مهمه! چرا؟ چون اتفاقا این مسئله دقیقا نشون میده تو سر طرف چی‌ می‌گذره؟! کسی که حجاب داره فقط سلیقه لباس پوشیدنش رو نشون نمیده بلکه داره همزمان میگه:
    ۱- من مسلمان هستم
    ۲- به احکام اسلام تا حد زیادی اعتقاد دارم
    خب هر دوی این موارد بالا هم دقیقا دارند چیزی رو که تو مغزش می گذره نشون میدن!
    حجاب داشتن یا نداشتن صرفا یه سلیقه لباس پوشیدن نیست که بگیم مهم نیست و نباید بهش اهمیت داد. بلکه کاملا یه تابلوعه که داره اعتقادات طرف رو نشون میده

    • من با چیزی که شما نوشتید مخالفتی ندارم، حجاب در شرایط ایده‌ال نشان‌دهنده اونی که شما میگید هست، اعتراض من به اینه که این رو بگذاریم صدر معیارها.
      مشابه این هم در مورد‌ آقایون وجود داره. مثل ریش گذاشتن،یا مسجد رفتن که نشون میده فرد مسلمانه و به احکام اسلام تا حد زیادی اعتقاد داره. حالا به نظر شما این منطقیه که یک دختر خانم وقتی خواستگار زنگ می‌زنه سوال کنه آقای مورد نظر ریش دارند یا نه؟ یا هر شب مسجد می‌رن یه نه؟ و اگر نه رد کنه؟ اعتقادات طرف مهمه یا ظاهرش و تظاهراتش؟

      • می تونه هر دوش مهم باشه…چرا اصرار دارید که یکی رو حذف کنید؟(اعتقادات و ظاهر)…
        بعد اینکه شما به دلیل خانم بودنتون متاسفانه درکی از میزان اهمیت و کارکرد حجاب برای آقایون ندارید…وگرنه اصلا قابل مقایسه با مسجد رفتن و نرفتن نیست.
        بله اینکه کسی صرفا به خاطر حجاب انتخاب کنه، درست نیست. اما می تونه غیر از حجاب کلی معیار دیگه هم داشته باشه و حجاب براش شرط لازم ولی غیر کافی باشه.

        • ظاهرا شما هم به دلیل مرد بودن درک درستی از حجاب خانم ها ندارید
          بحث سر مسجد رفتن و نرفتن نیست
          قضیه قضاوت و تعمیم شتاب زده است، اینکه ما با دیدن ظاهر طرف حس کنیم همه چیزو راجبش درست فهمیدیم و قضاوت مثبت یا منفی نسبت بهش بکنیم به نظر من کاملا اشتباه هست
          اینجا بحث سر حجاب داشتن یا نداشتن نیست مسله دردناکی که شما برحسب ظاهرتون قضاوت کنن اونم در چنین موقعیتی

          • اگه کسی بگه که من دوست ندارم شوهرم مدل موهاش فلان جور باشه و اگه بود باهاش ازدواج نمیکنم چه حسی داشتین؟
            البته میدونم من هرچقدرم مثال بزنم نمیتونم خوب مفهوم رو برسونم چون تو جامعه ی ما اصولا مردها خیلی مورد انتقاد و قضاوت ظاهری قرار نمیگیرند …
            خانم ها بخاطر نوع پوشش متفاوتی که دارند بیشتر مورد قضاوت هستند و بحث اینجاست که اینها همه اشتباه چون هرگز نمیتونی عقاید یک شخص رو از روی ظاهرش متوجه بشی و در موردش یقین پیدا کنی
            بعد یه قضیه دیگه ای هم که هست اینه که ما خیلی هم ازاد نیستیم که اونطوری که دوست داریم زندگی کنیم و اونطوری که میپسندیم بپوشیم و این خیلی موثره
            شاید منی که حجاب کاملی دارم اگه آزاد بودم یه پوشش دیگه ای داشتم
            بنظر من تو این شرایط لزوما افکار و عقاید خانم ها منطبق بر ظاهرشون و پوششی که دارند نیست
            و حجاب هم به منزله ی حیا و عفت نیست که حیا و عفت به مراتب مهم تر از حجاب هستند
            اشکال اینجاست که دنیا رو از زاویه دید مردانه نگاه میکنید بدون اینکه بتونید احساسات و دریچه ی خانم ها رو در این قضیه درک کنید

          • خب من کی گفتم که بر حسب حجاب، در مورد باطن طرف قضاوت کنیم؟!…یا همه چیزو در موردش فهمیدیم؟!…
            اگر بر این اساس قضاوت هایی می کنند و کردند، به من و حرف من ربطی نداره! من نماینده اون افراد نیستم!
            البته ظاهر افراد، قطعا نمایانگر بخشی از عقاید و باطن هم هست. ولی نه معیار قطعی برای قضاوت. و در نه در مورد همه بخش های وجودی طرف.
            این حرفها رو به بقیه بزنید…کامنت من چیز دیگه ای بود اگه خونده بودید!!

          • اگر زنی، مردی که موهاش رو دم اسبی می بنده دوست نداشته باشه و من موهام رو دم اسبی می بندم، کاملا به اون زن حق می دم! و فکر نکنید که این اتفاقات نمی افته در مورد آقایون. اینکه خیلی از آقایون دارند کلاس پرورش اندام می رند، به خاطر خواست خانم هاست ، نه به خاطر دل خودشون!!!
            اینکه مدتهاست پسری ریش و سبیل نمی گذاره و عذاب هر روز ریش تراشیدن و زخمی کردن صورت رو داره، به خاطر خواست خانمهاست بیشترش. من خودم مثلا دوست دارم که ریشام رو نزنم. چون واقعا پوست ام رو اذیت می کنه…ولی صادقانه بگم که می دونم اگه این کارو بکنم، کلی از شانسهای ازدواج ام رو از دست می دم. فردا روز هم در زندگی مشترک می دونم که اصلاح نکردن مرتب صورت، احتمالا از سوی خانم ام با غر غر مواجه می شه و مثل خیلی از آقایون دیگه، این عذاب هر روزه رو تحمل می کنم به خاطر خواست اون.
            و یک چیز دیگه که نمی دونم چرا این قدر صفر و یکی می خواید خودتون ببینید…
            بله…قطعا حجاب ظاهری، نمایانگر عفت و حیای باطنی نیست.
            اگر کسی بر اساس اولی دومی رو نتیجه بگیره خوب اشتباه کرده!
            و البته این هم به این معنی نیست که فقط دومی مهمه!
            من در مورد شخص خودم و انتخاب های خودم برای زندگی، اولی رو شرط لازم می بینم ولی غیر کافی. در مورد دومی هم بررسی و تحقیق و بالا پایین می کنم تا بفهمم چقدر این مسائل براش ارزش و نهادینه هستش.
            در مورد کامنت دومتون بیش از این نمی تونم حرفی بزنم. چون بیشترش ربطی به بحث من نداره…شما از جای دیگه یا مردمانی دیگه گله دارید و انگار که دارید جواب حرف اونها رو می دید که من از حرف شون خبر ندارم و نماینده شون هم نیستم!…
            اگر مرتبط با سخن من، حرفی داشتید خوشحال می شم نظرتون رو بشنوم.

  4. سلام عارفه جان. من هم باهات موافقم که لزوما با چادر و حجاب نمیشود به باطن انسانها پی برد. و این همه تاکیدی که بر روی حجاب در جامعه ما میشود ناشی از جمهوری اسلامیه که اسلام رو ریداکت کرده به حجاب و به خودش اجازه میده که به جای خداوند بدونه خودش رو و با حجاب درباره وجود انسانها قضاوت کنه و تیر بزنه در قلب انسانهای خوب اما نه با پوشش مو(این خودش گناه کمی است از طرف جمهوری اسلامی؟). جمهوری اسلامی که یادش رفته حدیث هایی رو که درش گفته شده اعمالی مثل ربا هفتاد بار بدتر از زناست. جمهوری اسلامی که به جای اینکه بگه یک انسان مومن کسیه که انفاق میکنه و وکسیه که کار نیک میکنه ….و چه بهتر که حجاب هم داشته باشه. واقعا اسلام ایمان و درستی انسان رو به حجاب منوط نکرده که این همه آقایان تاکید دارند بر حجاب. اما از طرفی وقتی میشنوم یکی به یکی دیگه میگه تو چادری نیستی خیلی از شانسهات رو از دست میدی واسه ازدواج عمیقا برمیخوره بهم. به یاد تمام سالهایی می افتم که تلاش کردم برای درس خواندن برای اندیشیدن برای کمک به دیگران برای به فکر نیازمندان بودن برای اینکه حواسم باشد که حتی با کوچکترین کلمه ای دیگری را آزار ندهم.. و حالا دارند ارزش من نوعی را با چادری نبودنم و یا بیرون بودن موهایم میسنجند. آب یخ انگار روی سرم میریزند.آزرده میشوم و حتی با چنین حرفی شبی گریه هم کرده ام. ولی چه میشود کرد. جز آنکه بگویی هیچ اراده ای جز اراده خدا کارگر نیست و اینکه خدا برای انسان کافیست و ما دختران هیچ نیازی به انسانهایی با چنین تفکری نداریم که برای ما کار خیری انجام بدهند و قضاوت انها هم چه اهمیتی دارد. کار دیگری که میشود کرد همین فرهنگ سازی هایی از جنس کار توست. البته با برخی قسمتهای نوشته ام هم موافق نبودم. مثلا آنجا که گفتی حتما این مردان باید نظرشان را تغییر بدهند. انسانها مختلفند و ما نمیتوانیم برای انسانهای دیگر بگوییم تو لزوما غلط میگویی. شاید به پای حرفشان بنشینی نکته های درست زیادی دربیاوری.
    از طرف دیگه من فکر میکنم که بعضی از این آقایان محترم اگر موردی را ببیند که طرف حجابش لزوما کامل نیست اما انسان درستی است یا حداقل اینکه یک سری معیارها مثل اصالت , مثل نیکوکاری مثل اخلاق و … رو داره حتما به طرفش میروند. دیدم این نمونه ها رو آخه.

    • سلام من جان، چه خوب نوشتی. من لحنم تنده موقع نوشتن، چون معمولا وقتی عصبانی‌‌ام پست می‌گذارم :)) ولی توی این یک جا که چهاردیواری خودمه ترجیح میدم با همون عصبانیتم بنویسم وگرنه خیلی مکانها و موقعیت‌های دیگه نه اینطوری می‌نویسم نه این حرفها رو مطرح می‌کنم. خلاصه خیلی خوشحالم که اینقدر زیبا چیزی که منظور من بود رو نوشتی. در مورد اون آقایون، خوب به نظر من این طرز تفکر اشتباهه.
      موافقم با پاراگراف آخرت، و چنین آدمهایی خیلی ارزشمند هستند. متاسفانه کم‌یاب اند، و قطعا مورد انتقاد من نیستند. امیدوارم خدا برای همه خانم‌های مجرد اینجور همسری رو قسمت کنه :)

  5. سلام. نمیدونم من رو یادتون میاد یا نه؟! ارغوان اینجا رو به من معرفی کرد. و من از این پست خیلی لذت بردم. البته روش بحث هایی هم مد نظرم هست. بماند. اما خیلی کامنتتون رو دوشت داشتم و دلم نیومد نگم که چقدر موافقم! به عنوان کسی که یک دوره به انتخاب خودم چادری بودم و در این دوره باز هم کاملا طبق میل خودم چادر سر نمی کنم و فقط گاهی به عنوان یه پوشش تنوعی که اتفاقا زیبا هم هست.
    خواستم یه چیزی رو اضافه کنم.
    شاید بهتره همیشه حواسمون باشه که وقتی یک نوع خاص از ظاهر مورد پسندمون بود دیگه نمیشه اسم صرف سلیقه روش گذاشت. قطعا شکل ظاهر و حجاب یک تعریفی از اون آدم در ذهن ما شکل میده که ممکنه خواه نا خواه باعث بشه فکر کنیم آدمی با فلان ظاهر بهتر هست یا بدتر و فکر نکنم گریزی از این \یش فرض ناخودآگاه وجود داشته باشه. حتما باید در چنین دیدگاه هایی تجدید نظر کرد و نباید خودمون رو با این توجیح که فقط سلیقمه و … گول بزنیم. زمانی که آدم افکار کسی رو خوب شناخته باشه و روحش رو لمس کرده باشه بعید میدونم اگر این پروسه به درستی شکل گرفته باشه متفاوت بودن حجاب یا پوشش اون فرد و تمنای ذهن طرف مقابل عاملی باشه برای کنار گذاشتن و حذف کردنش. اگ قبول کنیم که حجاب اصلا معیار خوبی برای حتی سطح ایمان و مذهبی بودن افراد و اعمالشون نیست پس باید قبول کنیم اگر همچنان به چادری بودنش تاکید و پافشاری کردیم ظاهرگرای صرف هستیم چون قبلش قبول کردیم که نوع پوشش رو فقط به عنوان نوعی از سلیقه ی شخصی قلمداد می کنیم نه نشانه ای از شخصیت فرد. مخصوصا زمانی که فرق حجاب چادری و غیر چادری اما محجبست مثلا. دیگه تاکید بر حجاب در این مواقع واقعا سطحی نگریه صرفه. ایرادی هم نداره. یکی دوست داره سطحی نگر باشه. مثلا خانومی دوست داره بر اساس چشم و ابروی خواستگارانش جواب مثبت یا منفی بده آقایی هم نوع پوشش براش مهمه هرچند اگر فردی با حجب و حیا و کامل ببینه و چادری نباشه روی تمام خصوصیات خوبش به خاطر یک چادر خط می کشه. من اگر دوست نداشتم همسر آیندم لباس تنگ بپوشه یا الخ و فقط بر این اساس مواردی که برام پیش میاد رد کنم و به خصوصیات دیگرشون توجه نکنم قطعا میپذیرم که فقط به ظاهر نگاه کردم. حرفم اینه… اگر این راهو میریم سعی نکنیم با هزار تفسیر و سفسطه توجیحش کنیم که خودمون رو از ظاهربینی و سطحی نگری مبرا کنیم. مسپولیت نگاهمون رو به آدم ها بپذیریم و اگر احساس می کنیم غلطه تغییرش بدیم.
    دوست دارم در آخر بگم… دین و ایمان خیلی مهمه… مثلا برای منه نوعی… اما توی زندگی شخصیم به این نتیجه رسیدم که شخصیت و منش آدم ها لایه ی عمیق تری از وجود اون هاست و مذهب لایه ای سطحی تر. همچنان که دیده ایم بسیاری مسلمون نیستن اما زندگی و اعمالشون خداییه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>