در فضیلت حجاب اجباری، یا وضعیت خوب زنان در ایران

hejab ejbari از فعالین حقوق زن که بگذریم، که به نظر من که امیدوارم غلط باشه خیلی از مرحله پرت هستند و آبی ازشون بخار نخواهد شد، به نظر من وضعیت زنان توی جامعه ایران واقعا وضعیتی نزدیک به ماکسیمم قابل دسترس! داره. با این فرض که توی دنیای پر از شر فعلی، نمیشه به وضعی رسید که حقوق انسان توش رعایت بشه، زنان هم بالطبع.  با سابقه حسابی استخون دار ظلم به طور ویژه به زنان، رفع تبعیض جنسیتی بین زن و مرد هم حالا حالاها ممکن نیست و ظلم علیه زنان به طور اخص پررنگتره و از بین بردنش سختتر از ظلمهایی که دو جنس به نسبت مساوی ازش نصیب دارند. پس وضع ایده آل در دسترس نیست. این رو اگه قبول کنیم، به نظر من وضع فعلی زنان در ایران خیلی خوبه. مقایسه اش با کشورهای همسایه که کاری نداره و نتیجه مقایسه مبرهنه. مقایسه اش با کشورهای غربی سختتره چون تفاوتهای بنیادی اونقدر زیاده که نمیشه به راحتی مقایسه کرد. یه دلایل خنده داری من برای این که چرا وضع فعلی ایران این طوریه دارم که توی ذهنم خیلی درهم برهم هستند. در واقع هدفم از نوشتن این پست اینه که یک کم مرتبشون کنم. ماجرای مرتب کردن هم از مهمونی دیروز توی کامن روم شروع شد که چند نفری از خانمها برای یکی از همسایه ها که بارداره مهمونی گرفته بودیم شبیه baby shower ولی خیلی خودمونی و مختصر. هفت نفر بودیم هر کدوم از یک کشور. در مورد وضعیت زنان که حرف می زدیم وقتی از ایران حرف می زدم این تیکه های درهم برهم هی اومدند رو و بعد مهمونی دیدم یه چیزایی رو جا گذاشتم و یه چیزایی رو به اشتباه تاکید کردم روش و نتیجه این شد که نوشتن این پست رو شروع کردم. اون در فضیلت حجاب اجباری ذکر شده در عنوان هم حکمت داره، شاعر میگه جمله عیبش چو بگفتی هنرش نیز بگوی. من که هنوز عیبهاش رو نگفتم که اگر بخوام بگم باید بشینم کتاب بنویسم، ولی برای اینکه این مجسمه حماقت طرفدار زیاد داره بد نیست خوبیهاش رو بگم که اونها هم خوششون بیاد! در حین مطلب بهش اشاره می کنم. خوب بریم سر اصل مطلب. اینکه چرا وضع زنان ایرانی خوبه. اولا وضعشون از چه جهت خوبه؟ وضعشون از نظر حقوق و قوانین، از نظر تامین اجتماعی، از نظر هر نوع خدمات حمایتی از سوی دولت و از نظر مواردی مشابه اینها، خوب که نیست هیچی، افتضاحه. یکی دو پله با وضعیت زنان عربستان سعودی فرق داره، دست فعالین حقوق زنان هم که مورد عنایت ویژه من هستند از این بابت درد نکنه. اما، وضعشون از چه جهت خوبه؟ از نظر موقعیت اجتماعی و فرهنگی ای که در ایران امروز دارند. از نظر جایگاهشون پیش چشم مردم ایران، از نظر دیدی که بچه ای که توی خانواده ایرانی بزرگ میشه به زن پیدا می کنه، از نظر موقعیتی که زن (همسر) توی ازدواج داره، از نظر موقعیت دخترها توی خانواده و مثالهایی از این دست. چه جوری خوبه؟ مثلا، توی همین مهمونی دیروز، دوست ازبک ما داشت می گفت که (و البته سعی می کرد جمع ببنده که شماها هم همینطورید، دوست سوری تایید می کرد ولی من خوب طبیعتا گفتم نه!) توی نواحی ما هنوز تبعیض بین زن و مرد خیلی شدیده، همسر من وقتی پیش دوستان یا خانواده هستیم یه جوری میشه که انگار اصلا من رو نمی شناسه. چون اگه خوب برخورد کنه و مثلا تو کارهای خونه کمک کنه و اینا، همه پشت سرش حرف می زنند و نقل مجالس میشه و  تا کلی وقت باید بساط داشته باشیم واسه همین من هم همینجوری راحت ترم، اون یه روز اونطوری باشه به جاش وقتی با همیم راحت زندگی مون رو می کنیم. دوست سوری هم تایید می کرد که ما وقتی پیش خانواده شوهرم هستیم اون بهتره جوری رفتار کنه که از من متنفره، در حدی که اونا دلشون بسوزه بگن بابا این اینقدر هم زن بدی نیست، اذیتش نکن. اگر همونطوری که در حالت عادی هست با من رفتار کنه و مثلا کمک کنه (بحث اصولا از کمک کردن آقایون در خونه شروع شد!) یا رفتارش دوستانه باشه خیلی اذیتمون می کنند و طاقت دیدنش رو ندارند. و اینها رو به عنوان مثال وضعیت عادی روابط زن و مرد می آوردند که طبیعی اش توی مملکت ما اینجوریه. خوب شما مقایسه کنید با ایران.  من توی ایران موردی که مرد بدون همکاری و مشاوره زنش تصمیم جدی بگیره نمی شناسم و این خیلی علنیه نه مثل دوست سوری و ازبک من یواشکی جوری که بقیه نفهمند. در واقع اگر مردی بخواد برعکس این عمل کنه باید زیرآبی بره! کلا این که توی ازدواج زن و مرد دو ستون هم ارزش هستند توی ایران جا افتاده. نه اینکه مورد نقض نداره ولی اکثریت اینطوریه، حتی توی طبقات پایین. راضیه فیلم نادر از سیمین یه استوانه است توی خونه، اونه که باید حجت رو جمع کنه، حواسش به دخل و خرج باشه، و این به چشم هیچ ایرانی ای غیر طبیعی نمیاد. در حالی که توی اعراب دور و بر ما (مصر مثلا فرق داره به نظرم) پایین دست بودن زن توی خانواده کاملا جا افتاده است، از گفته های دوست ازبک معلومه اون طرفها هم همینطوره. الان توی ایران این خیلی جا افتاده است که دختر باید با ازدواج موافقت کنه، نه اینکه ازدواج اجباری نیست ولی واقعا ناچیزه توی جامعه، این رو با کدوم کشور دور و بر ما میشه مقایسه کرد؟ توی همین مثال از نظر قانونی اش بعید می دونم مشکلی باشه که ولی بره عقد کنه مثلا، ولی جامعه شعورش می رسه که این راهش نیست. توی روستای ملاحاجی ما هم همونقدر این موضوع جا افتاده که توی تهران. آدمای متعصب بیمار رو که بذاریم کنار بقیه جامعه قبول دارند که دخترها همونقدر حق تحصیل دارند که پسرها، این رو با کدوم کشوری در اون ناحیه مبارک دنیا که ما توش هستیم میشه مقایسه کرد؟ توی ایران وقتی کسی قصد ازدواج داره دنبال زن کارمند می گردند. فکر می کنید کدوم کشور بالا و پایین و چپ و راست ما چنین چیزی توش برای ازدواج امتیاز حساب میشه (برای همه طبقات، نه قشر نخبه) و اتفاقا برای طبقات دچار مشکل اقتصادی بیشتر؟ مثلا در مورد پاکستانی هایی که ما اینجا می بینیم نمیشه گفت روابطشون خیلی با ایرانی ها فرق داره، اما تفاوت این پاکستانی دانشجوی لندن با پاکستانی مقیم روستای دم مرز، خیلی بیشتر از تفاوت منه با ساکنین روستای محترم ملاجی! و این یه نکته دیگه است که به حجاب بر می گرده. کشورهایی مثل هند، پاکستان یا بنگلادش یک طبقه نخبه دارند که در اون حد این مسائل توش حل شده که نخست وزیر و رییس جمهور زن از توش در میاد. ما اون طبقه رو نداریم. از اون طرف توی هند که من دیدم توی سطح شهر زنها کم یابند!  تو ماشینها راننده زن نمی بینی، تو مغازه ها و مشاغل زنها نیستند. چون اختلاف اون قشر نخبه و مردم عادی زمین تا آسمونه. در ایران ولی اگرچه اون طبقه نخبه و اون سطح شعور! به خصوص در سطح نخبگان هنوز وارد نشده، ولی سطح کلی فرهنگ مردم و جامعه خیلی بالاتره. توی ایران زنها توی شهر همه جا هستند، همه جا. کلی راننده، فروشنده، کارمند. حجاب چطوری باعث این شده؟ با یه اشتباه احتمالا محاسباتی نظام، چون به قیافه شون نمی خوره واقعا دنبال چنین هدفی بوده باشند. انقلاب و جو اسلامی، ولی به طور خاص، حجاب اجباری، محیط دانشگاه و محیط کار رو از یک محیط غربی بیگانه نامناسب برای ناموس!( از دید قشر سنتی، که شواهد نشون میده زمان انقلاب ۵۷ کم تعداد نبودند!)، تبدیل کرد به محیط مذهبی خودی. برای همین قشرهایی از زنان که در اون زمان قطعا بدون این تغییر قادر به ورود به این نهادها نبودند و شاید مدتها بعد هم هنوز پشت درش می موندند، وارد شدند و این چیزیه که به نظر من تفاوت اصلی ایران و دور و بری ها رو شکل میده. با وجود حجاب اجباری بیرونی هم به اندازه اندرونی ایمن بود. قطعا بدون حجاب اجباری هم به تدریج و یواش یواش این حرکت ادامه پیدا می کرد اگه به امثال طالبان بر نمی خورد، اما تجربه کشورهای همسایه نشون میده اون حرکت خیلی خیلی خیلی کنده و چند نسل یا بیشتر زمان می بره. ولی اینجا اون اتفاق خیلی سریع همه چیز رو عوض کرد برای گروه های سنتی. برای همین تا قبل از حمله احمدی نژاد اونقدر بی سوادی کم شده بود. چون خانمهای سنتی ترین اقشار هم می تونستند درس بخونند. و خوب بعد از درس برای خیلی ها فرصت کار فراهم شد و این تغییر به نظر من مهمترین نکته ایه که این تفاوت شدید رو بین زنان ایرانی و زنان سایر کشورهای همسایه ایجاد کرده. طبیعتا نخبه ترین و ثروتمند ترین قشر رو نمی گم که حساب اون ها همه جای دنیا جداست. اما یک زن خیلی متوسط ایرانی هم الان حتی اگر قانون بهش بدترین ظلمها رو می کنه، توی چشم جامعه حقوقی برابر مرد داره و جنس دوم شمرده نمیشه.  این وضعیت به نظر من خیلی مدیون حجاب اجباریه. مشابه این هم البته توی کشورهای اسلامی هست، مثلا مالزی یا مصر تقریبا مثل ما هستند، هر کدوم به دلایل متفاوت. هرچند اجبار کردن پوشش به یک گروه به این بزرگی از انسانها یک هنریه که حتی اعراب جاهلی هم نداشتند، ولی برای زنان ایرانی آثار مثبت خیلی قابل توجهی داشته که به نظر من به تحمل این سختی می ارزیده. خودش هم که انشالله به زودی به تاریخ سپرده خواهد شد. به نظر من هرچند احمقانه است که پوشش خانمها در این حد مسئله همه باشه اون هم توی قرن بیست و یکم، قطعا ترجیح با اینه که سر مشغولین این قضیه به لباس خانمها گرم باشه تا به تحصیل و کار خانم ها  و  امثال اون، و این همین وضع فعلی ایرانه. هنوز همه به لباس و پوشش بقیه کار دارند، در یه حدی که واقعا تاسف آوره، ولی برخلاف دوست ازبکی یا سوری من رابطه دوستانه بین زن و شوهر مثلا، براشون مسئله نیست. این خیلی خوبه دیگه، نه؟

6 دیدگاه در “در فضیلت حجاب اجباری، یا وضعیت خوب زنان در ایران

  1. این نکته که توی متن گفتید ” حجاب اجباری، محیط دانشگاه و محیط کار رو از یک محیط غربی بیگانه نامناسب برای ناموس! … تبدیل کرد به محیط مذهبی خودی. برای همین قشرهایی از زنان که در اون زمان قطعا بدون این تغییر قادر به ورود به این نهادها نبودند و شاید مدتها بعد هم هنوز پشت درش می موندند، وارد شدند و این چیزیه که به نظر من تفاوت اصلی ایران و دور و بری ها رو شکل میده. با وجود حجاب اجباری بیرونی هم به اندازه اندرونی ایمن بود.” خیلی نکته جالب‌ای است. دیدنش هوشمندانه بود واقعاً.
    من یه مثال دیگه هم دارم که خیلی به این نزدیکه هست. جدا کردن مدارس دخترانه و پسرانه بعد از انقلاب که باعث شد سطح تحصیل زنان بالا‌تر بره (نمی‌دونم چند درصد مدرسه‌ها تو زمان شاه مختلط بودند. ولی فکر کنم فقط از بین رفتن اسم این‌که مدارس مختلط اند هم باعث بهتر شدن وضع تحصیل زنان تو دوره بعد از انقلاب شده)
    یه نکته مهمی هم این‌جا هست که باید در نظر گرفت. این درست که حجاب اجباری در یک زمانی باعث پیشرفت شده اما از یک جایی به بعد هم مانع شده، داره می‌شه یا خواهد شد. منظورم این‌که جامعه الان ایران با جامعه زمان انقلاب هزار تا فرق داره اما هنوز هم همون قانون روش اعمال می‌شه. این قانون هم‌سطح و مناسب با جامعه رشد نکرده و قانون‌ای که عملاً تو اون زمان مناسب بود (مناسب به این خاطر که بودن‌اش اثری مثبتی داشت) حالا مانع پیشرفت شده. این پیشرفت نکردن قانون با سطح جامعه به‌نظرم خیلی مخربه و بعد‌ها می‌تونه مشکلات خیلی زیادی ایجاد کنه.
    این موضوع هم یک گوشه از این بحثه ولی به نظرم نیاز به بحث داره و من هم در سطح‌ای نیستم که در موردش حرف بزنم.

    • در مورد اون نکته، این ایده قطعا از من نیست، منتها یادم نیست پارسال کجا خوندم یا شنیدم که منبع بدم. مطمئنم یه انسان شناسی یه جایی بهش اشاره کرده!
      آره اون مثال شما هم یه چیزی بوده در همین راستا!
      در مورد پاراگراف سوم هم موافقم، توی متن هم اشاره کردم که قوانین فعلی ایران در زمینه حقوق زنان واقعا در سطح افتضاحه و شدیدا بین قوانین و خود جامعه شکاف وجود داره. ولی خوب به نظر من جامعه فهمیده و قوانین ارتجاعی بهتر از جامعه مرتجع و قوانین مترقیه در مجموع، آینده بهتری داره!

  2. خیلی خوب نوشتی البته با ظهور گروههایی چون داعش بوکوحرام وطالبان من روزی هزار بار خدا را شکر می کنم که در دسترس چنین گروههایی نیستیم وبه همین اوضاع راضی میشوم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>