راست و حسینی درباره تجاوز

بعید می دونم کسی از خوانندگان این وبلاگ باشه که تا الان خودش یا فردی از آشنایانش توی ایران هدف زورگیری قرار نگرفته باشه. همیشه وقتی چنین خبری به گوش می رسه همه نصیحت می کنند که اگر چنین موردی پیش اومد مقاومت نکنید و درگیر نشید که خطرش بیشتره. آدم مالش بره ولی جان سالم در ببره لااقل، که به نظر توصیه منطقی ای هم میاد چون معمولا فرد زورگیر چاقویی چیزی همراهش هست که همراه آدم عادی نیست علاوه بر این که این کاره است! و تجربه داره. بنابراین درست نیست آدم ریسک کنه و باهاش درگیر بشه.

منتها یک توصیه دیگه هست که ازش غفلت میشه. تجاوز هم یه چیزیه مثل زورگیری، چند درجه بدتر. همون طور که زورگیری ممکنه برای همه اتفاق بیفته، تجاوز هم همینطوره. نه اینکه قربانی توش هیچ نقشی نداره، مگر قربانیان زورگیری بی تاثیر هستند؟ به هر حال یا جای خلوتی بودند یا شب بوده یا تنها بودند، حتما می شده با احتیاط خیلی بیشتر (مثلا هیچوقت تنها هیچ جا نرفتن!) احتمال زورگیری رو خیلی کم کرد. احتمال تجاوز رو هم ممکنه بشه کم کرد ولی هیچ کس تا وقتی توی جامعه است نمی تونه صد در صد از این خطر ایمن باشه.  منتها هیچ وقت کسی اگر این اتفاق براش بیفته برعکس زورگیری، با آب و تاب نمی شینه تعریف کنه همه جا. برای همینه که ما نمی شنویم و اون توصیه به خصوص لازم در شرایط ایران رو همه نشنیدند: اگر این اتفاق ناگوار افتاد و در چنین شرایطی گیر افتادید، مقاومت نکنید! گزینه هایی که ممکنه پیش بیاد این هاست:

۱- قربانی مقاومت نمی کنه و این اتفاق تلخ می افته. اگرچه خیلی ناگوار و ناراحت کننده است ولی این اتفاق برای خیلی ها افتاده. با درمانهای پزشکی و مشاوره و روانپزشکی میشه تا حد زیادی عواقبش رو جبران کرد.

۲- قربانی مقاومت می کنه. معمولا تجاوز چه نسبت به یک مرد باشه چه زن از طرف فردی که قدرت بدنی خوبی داره صورت می گیره. اگر قربانی آموزش رزمی یا توانایی بدنی ویژه ای نداشته باشه احتمال اینکه مقاومتش فقط منجر به آسیب بیشتر به خودش بشه زیادتره، مثل همون ماجرای زورگیری. خدای نکرده ممکنه این آسیبها مشکلات طولانی مدت ایجاد کنند یا بدتر از همه در درگیری قربانی جانش رو هم از دست بده.

۳- قربانی مقاومت می کنه و موفق میشه در بره. ولی به هر حال از این حادثه آسیب روحی و روانی و جسمی براش باقی خواهد موند تا حدی. که باز نیاز به مراقبت پزشکی و مشاوره و روانپزشکی داره تا خوب بشه.

۴- قربانی مقاومت می کنه ولی منجر به آسیب جدی یا قتل متجاوز میشه. چون عملا خیلی احتمالش کمه که بشه ثابت کرد که هیچ جور دیگه ای با آسیب کمتر، نمی تونسته از تجاوز جلوگیری کنه، مجرم هم میشه و زندان و اعدام و …هم میاد روی اون اتفاق تلخ و خودش و خانواده اش رو بیش از پیش بر باد میده.

متاسفانه در هیچ حالتی به دستگاه عدالت امیدی نیست و در این ماجرا خودمون هستیم و خودمون. چون اگر قربانی جان سالم به در ببره و متجاوز هم طوریش نشده باشه و قربانی شکایت کنه، باید ثابت کنه خودش نمی خواسته و برخوردهایی که توی سیستم میشه عملا در حد برخورد با تن فروش خواهد بود، و این وسط بسته به وضعیت تاهل اگه نتونه ثابت بکنه رابطه به زور بوده ، که چون متجاوز طوریش نشده خیلی سخته، شلاق یا حتی اعدام هم براش پیش بیاد. در این حد خنده داره سیستم یعنی.

یا متجاوز بلایی سرش اومده که اصولا جای شاکی و متهم عوض میشه و قربانی باید از خودش دفاع هم بکنه که چرا این کار رو کرده، و بعد که متهم هم شد و مجازات هم شد مثلا یه عده اعتراض هم می کنند که چرا خوب از متجاوز و خانواده اش عذرخواهی نکردید وگرنه این طوری نمی شد!

به نظر من اگر چه یک گزینه بهتر وجود داره در این شرایط (گزینه سه)، اون هم بدون تبعات نیست و آسیب می رسونه به قربانی. از اون طرف دو و چهار هر دو واقعا گزینه های ترسناکی هستند. دو از ترس متجاوز و چهار از ترس فرشته عدالت. این اتفاق ها هم برای آدمهای توی فیلمها نمی افتند. همین من و شمای خواننده یک روز ممکنه تو همچین شرایطی گیر کنیم. واسه همین به نظر من لازمه همه به همچین خطری فکر کنند و اگر خدای نکرده پیش آمد، حواسشون باشه انتخابی که می کنند ممکنه چه نتایجی در بر داشته باشه. اون قدری اش که دست قربانی نیست که هیچ، ولی این چهار گزینه فوق دست قربانی هستند تا حد زیادی.

**توضیح واضحات: این پست رو به یاد ریحانه جباری نوشتم. به نظرم داستان ریحانه به این سادگی ها تمام نخواهد شد و امیدوارم شروعی باشه برای بهبود وضعیت فعلی برخورد قضایی با این موارد. ولی تا زمانی که اوضاع همینه خودمون باید مواظب خودمون باشیم که ریحانه های دیگه ای دست جلاد نیفتند.

** خیلی چیزهای دیگه در مورد ریحانه میشه نوشت. ولی تلخ دوست ندارم بنویسم. این یکی رو هم نوشتم چون کاربردیه. به نظرم لازمه همه بدونند و بهش فکر کنند.

2 دیدگاه در “راست و حسینی درباره تجاوز

  1. عارفه جان، متاسفانه من مدت هاست به این نتیجه رسیدم که رسما نه در دنیای لاهوتی و نه در دنیای ناسوتی؛ عدالت مفهومی نداره
    یعنی نه در دینش تونستم این رو پیدا کنم ( در حالی که هنوز رسیمانی از دین به من وصل هست) و نه از اجتماعش تونستم نشانی ببینم

    و اتفاقا این کار یکی مثل من رو بدتر میکنه چون نه اجازه میده که کاملا متریال و دنیایی بشم و نه میتونم کامل برم سراغ متا فیزیک و این حرفا

    کل کامنتم خیلی ربطی به چیزی که گفتی نداره ولی خواستم بگم که خیل بده که آدم دغدغه ی عدالت و برابری داشته باشه ولی عملا باور داشته باشه که خیلی مفهوم انتزاعی ای هست ….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>