رمضان ۲

دعای شب قدری: شب قدر، برای همه مون دعا می کنم که توی مدتی که روی این کره خاکی هستیم فرصت بکنیم که قدر خودمون رو بشناسیم. اولین گام براش فکر می کنم اینه که بتونیم خودمون رو بدون بقیه، رابینسون کروزوئه وار بشناسیم. ببینیم اگر اینجا نبودیم، این آدمها نبودند، خودمون بودیم و خودمون، دنبال چی بودیم، چی از زندگی می خواستیم، با عمرمون چه می کردیم. هی یاد رابینسون کنیم توی اون جزیره ی تنهای بدون بقیه، و ببینیم چقدر خودمون هستیم، چقدر خورد خورد از بقیه جمع کردیم چسبوندیم به خودمون و به اسم “خود” به خودمون قالب کردیم و به ازای این تیکه ها، به بقیه هم خرت و پرت چسبوندیم و ازشون توقع داریم که مطابق میل ما باشند که هیچ کسی خلاصه فرصت نکنه “قدر” خودش رو و”خود”ش رو بشناسه. در گام بعد، هم بساطمون رو از زندگی بقیه جمع کنیم بذاریم خودشون باشند، هم خودمون بریم و خود را باشیم به قول شاعر مورد علاقه من :من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش.

پیشنهاد شب قدری: امشب به ویکی پدیای محبوب من سر بزنید تا علی رو از نگاهی کمتر قضاوت گرایانه بشناسیم و بیشتر کیف کنیم از داشتنش و از شناختنش. وقت زیاد داشتید به فاطمه هم سر بزنید. خودم بعد از این پست میرم سراغ این کار.

موعظه شب قدری: من باید آخوند می شدم، می دونم. قدر خودم رو نشناختم دیگه! بگذریم و بریم سر موعظه امشب. می خوام در مورد ازدواج، این جوونهای محترم رو نصیحت کنم. دوستان گل من، ما تو ایران خیلی بهداشتی بزرگ شدیم، اگه دهه شصتی باشیم که دیگه بدتر. خیلی به مسئله نیازهای جنسی فکر نمی کنیم. بله، ازدواج یک پیوند مقدسی هست که در آسمونها بسته شده. آدم باید نیمه گم شده خودش رو پیدا کنه. یک همراه همیشگی حتی تا پس از مرگ!! باید اون فرشته رویاها که مثل دریا باشه (به جان خودم یکی از دوستان در وصف همسر مورد علاقه اش گفت دنبال یکی می گردم مثل دریا باشه! بگذریم که من دریا هم بهش معرفی کردم ولی قدر ندونست :))!)، باید عاشقش بشی و یکی باشه خلاصه سوسن خانم، چشم عسلی! باید همراه و هم فکر باشه  و توی زندگی اش همه برنامه هاش عین برنامه های من باشه و تا آخر عمرمون همه چیز رو یک جور بپسندیم وگرنه اون گم شده من نیست و … ادامه نمی دم دیگه، هرچی تصور رویایی دارید از همراه شبهای قدر و مراسم معنوی گرفته تا پایه سفر آنتالیا و اهل حال  و حول، هرجور رویایی رو میشه در این دایره جا داد. این تلقی ها در مورد ازدواج نه اینکه بد باشه، ولی به قول علی دایی معذرت می خوام، به درد بخش بزرگی از جامعه ایران نمی خوره. اون جاهایی از دنیا که مردم از دوران دبیرستان رابطه جنسی رو شروع می کنند شاید یه ذره بیارزه آدم ازدواج رو موکول کنه به تیک خوردن همه باکس های لیست، ولی این سوسول بازیها مال مملکتی که شما تا نری سر سفره عقد قرار نیست از این برنامه ها داشته باشی نیست. (توضیح: اگر شما خواننده عزیز در این زمینه منتظر سفره عقد نشدی این متن کلا مال شما نیست، ادامه نده!). انسان، گونه هومو ساپینس رو عرض می کنم، فرشته نیست. یک حیوانی می باشد با یک سری غرایز کاملا طبیعی و ضروری. برای این گونه از نظر زیستی طبیعی نیست  که به بلوغ برسه و رابطه جنسی نداشته باشه.  ولی خوب این گونه تنها گونه ای هم هست که فرهنگ در تعیین نحوه ارضای غرایزش بسیار تعیین کننده است و همینجوری نمیره حتی آب بخوره چه رسه برای این امر بسیار خطیر، برای همین معمولا شروع روابط تا مدتی بعد از بلوغ هم به تاخیر می افته. خوب، قبول. ولی تا کی؟ عزیز دل من، دفعه بعد که خواستید در مورد ازدواج تصمیم گیری کنید، این پند من یادتون باشه، که قرار نیست از ازدواج شما رمانتیک ترین رابطه بشریت در بیاد . ازدواج اصولا برای اینه که شما و فرد خوشبخت مقابل، یک راه منطبق بر فرهنگ جامعه برای ارضای نیازهای جنسی خودتون پیدا کنید. بعد اون آرمانهای ایده آل گرایانه کمال پرستانه تون رو بذارید در کوزه، بعد از این که آبش رو خوردید، با کسی که عقل، احساس (یعنی متنفر نباشید از طرف! گفتم که، فیلم رمانتیک نیست زندگی!) و خانواده تون ایراد غیر قابل تحملی توش پیدا نمی کنند این قرار خیلی قشنگ رو بگذارید و لی لی لی لی لی لی مبارکه. از اون به بعد خیلی انسان سالم تری خواهید بود. اگر عقل و احساس و خانواده اعتراض شدیدی نداشته باشند، انشالله که خوشبخت می شید. نشدید هم ، عیب نداره. طلاق برای همینه، اصلا هم وحشتناک نیست. خوب بعدش دوباره ازدواج می کنید ایشالا این بار بهتر! همین دیگه، منبر امروز تموم شد.

شبتون خوش، به امید دیدار!

5 دیدگاه در “رمضان ۲

  1. اول سرعت عملو دیدی! :دی
    دوم عجب نصیحت سنگینی کردی خواهر…
    من هنوز تو بند رابینسون کروزوئه موندم :-
    ولی در مورد آخر به طرز عجیبی میتونم بگم که حتی از دوستان زود مزدوج زیادی این تفکر که صبر کن و بعد از چندتاد سالگی زن بستون شنیدم، البته توصیه به داشتن دوست هم شده ولی توضیحات بیشتری ندادند که من با توجه به نظام مقدس برداشت مطبوع رو داشتم.
    البته اصلا به اینکه برو صبر کن دریا پیدا کن هم اصراری نداشتن، از باب سختی زندگی میفرمودند…
    خلاصه نه اینکه برنامه ای داشته باشم، از این باب که از گمراهی برهم عرض کردم :دی

  2. سلام عیدتووون مبارک…
    من یه هفته ای هست که با وبلاگتون آشنا شدم واقعا ممنون که مطالب زیباتوون رو در این صفحه به اشتراک میذارید…

  3. سلام عارفه جان طاعاتت قبول.پستت بسیار حرف حساب بود در ۳ قسمت.قسمت آخر رو هم موافق ام .من هم این نگاه اشتباه رو ازدواج داشتم اما خوشبختانه تونستم تا مجردم اصلاحش کنم هرچند که خیلی از فرصتام از بین رفت اما خوشحالم که الان نگاهم به ازدواج یک پکیج شیرینو حاضر آماده نیست که یه نفر بیاد بیرون منو خوشبخت کنه:) این مائیم که ازدواجو میسازیم قرار نیست ازدواجه مارو بسازه و پدیده ای باشه که کن فیکون کنه زندگیمونو.من چند ماه پیش از طریق لینکی داده بودی چند تا پستتو خوندم اما امشب اتفاقی گذرم به اینجا افتاد و لذت بردم از رابینسون بگیر تا ازدواج .ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>