ما و فري سايکل Free cycle و مبل ايتاليايي

يکي از کارهايي که من بيام ايران مي‌کنم همين راه انداختن يه سيستم گردش اجناس دست دومه (با لحن آرزو بر جوانان عيب نيست بخوانيد.). ولي جدا اي جوانان عزيز ايراني فکر کنم تو همين سايت freecycle ميشه براي هر محلي انجمن باز کرد که افراد پست بگذارند و اجناسشون رو معرفي کنند. اگر کسي پايه بود و وقت داشت بررسي کنه کار مفيديه.

به هر حال خيليييييي وقت بود که بهش سر نزده بودم. چند روز پيش همينجوري يه سررفتم ديدم صفحه اول توي يکي از پستها يه نفر يه مبل تختخواب شو رو گذاشته. طبيعتا ذوقمرگ شده و درخواست گذاشتم. البته قبلا هم روي چند مورد درخواست گذاشته بودم ولي معمولا فردي که پست گذاشته کلي جواب مي‌گيره به ويژه اگه چيزي که گذاشته به دردبخور باشه. بعد شانسيه که اون چه کسي رو انتخاب کنه و بهش بگه بيا اينو ببر! البته من براساس تجربه تلويزيون کتايون خانوم عمل کردم! خود من از بين اونايي که شماره تلفن داده بودند يکي رو شانسي برداشتم. براي همين توي کامنتم هم شماره گذاشتم هم يه توضيح که ما کي هستيم و چقدر خوبه که مبلتون رو بديد به ما نوشتم که اثرگذاريش بيشتر باشه که موفقيت آميز بود و باهام تماس گرفت. ولي خودم فکر نمي‌کردم احتمال موفقيتمون زياد باشه واسه همين قبلش به امير چيزي نگفته بودم و هنوز مقاديري طلبکاره که چرا نظر من رو نپرسيدي وقتي قراره چيز به اين گندگي بياد توي خونه!

به هر حال الان که شانس به ما رو کرده بود که نميشد زد زيرش. با آقاهه قرار گذاشتم که آخر هفته برم مبل رو بگيرم. آهان لازم به ذکره دليل ديگه‌اي هم داشت ذوق کردن من وقتي پستش رو ديدم. اون هم اينکه محله‌اش همين محله خودمون بود وگرنه که نمي‌ارزيد پول کرايه و اينهاش و احتمال مي‌دادم حملش راحت باشه و حتي اميد داشتم خيلي نزديک خودمون باشه که در اون صورت خيلي خوب مي‌شد. ولي خوب اونقدر هم نزديک نبود، حدود 20 دقيقه راه پياده و 4 دقيقه با ماشين.

حالا مسئله پيدا کردن ماشيني بود که اين رو بياره اينجا. ما تا حالا اسباب و وسايل زياد جابجا نکرده بوديم که ماشين بزرگ بخواد. اينجا هم نمي‌دونم چرا وانت ندارند فقط ون دارند. شايد دليلش بارونه شايد هم چيز ديگه‌ايه اگر کسي مي‌دونه اعلام کنه. به هر حال هزينه ون و يک کارگر همراهش خيلي زياد ميشد. مثلا ساعتي 50 پوند، يا ساعتي 35 پوند ولي کمتر از سه ساعت نميشه. و خوب طبيعتا من مي‌خواستم حداقل پول لازم رو بدم. اگر بنا به پول خرج کردن بود که خوب مبل مي‌خريديم خودمون. خلاصه هي جست و جو نمودم تا اين سايت anyvan.com رو پيدا کردم. سايت جالبيه. مدلش اينه که شما مشخصات بارتون يا چيزي که قرار جابجا بشه و زمان و آدرس دو طرف و حتي عکس وسيله! رو مي‌گذاري بعد اونايي که ماشين دارند ميان هي Bid مي گذارند و تو پيام هم مثلا مي‌نويسند من يک کارگر ميارم يا اين بدون کارگره فلان. براي من از 70 پوند قيمت دادند و هي کم کم اومد پايين. تا 27 پوند هم رسيد ولي آقاي 27 پوندي بعدش پيشنهادش رو پس گرفت نمي‌دونم چرا! بر اساس تعداد کاري که گرفتند هم اينهايي که بيد مي‌”گذارند فيدبک و امتياز دارند توي سايت و ميشه فهميد چقدر سابقه داره و قابل اطمينان هست و اينا يا نه. خلاصه نهايتا ما با يک گزينه 35 پوندي به توافق رسيديم که 6 پوند رو بايد آنلاين به عنوان بيعانه مي‌دادي و بقيه اش رو بعد از حمل. خودش هم کمک مي‌کرد منتها هر سر بايد يک نفر ديگه هم کمک مي کرد. از آقاي پيتر هم پرسيديم گفت من کمک مي‌کنم. خونه خودمون هم که امير بود.

بعدش هم البته هي اين مبله از دست ما ليز مي‌خورد هي برمي‌گشت. يه بار آقاي پيتر که مبل مال او بود گفت داداشم داره اين هفته مياد ميشه بمونه آخر هفته بعدش بياييد بگيريد. من گفتم باشه پس آخر هفته ديگه ميايم ولي بعد معلوم شد اون آخر هفته بعد سر کاره. بعد وسط هفته ما سر کلاس بوديم. خلاصه بالاخره قرار شد داداش آقاي پيتر روي يک تشک بادي بخوابه ما همين شنبه بريم مبل رو بگيريم. بعد آقاي ون گفت من 7 مي‌تونم بيام و آقاي پيتر 6 مي‌خواست بره بيرون! قرار شد من برم 6 مبل رو بگيرم تا 7 بشينم روش تو خيابون تا ون بياد! بعد شنبه صبح آقاي پيتر گفت برنامه من به هم خورده نمي‌خواد يه ساعت تو خيابون بشيني همون 7 بيا. بعد عصرش آقاي ون گفت من کارم زود تموم شد 6 مي‌تونم بيام. ولي آقاي پيتر گفت همون هفت بيا ديگه!

سرانجام شنبه ساعت شش و نيم هم من قدم زنان در خيابانهايي که دريغ از يه دونه آدم توشون، رفتم تا خونه پيتر اينها، آقاي گرگ Greg! که همون آقاي ون باشه هم اومد. تو راه هم کلي خونه پنجره‌هاشون باز بود و توش ديده ميشد و من هي يادي از دختر کبريت‌فروش کردم و قدم زدم. خونه آقاي پيتر هم همينطوري بود و توش قشنگ بود. يه دونه مبل گردالي   و قفسه‌هاي چوبي قشنگ  داشت، و دو تا زن و دو تا بچه و يه آقاي ديگه هم بودند که ما نفهميديم کي چيکاره‌ي کيه.

به هر حال آقاي پيتر و اون آقاي ديگه و آقاي گرگ و من طي مراحلي مبله رو آورديم توي ون. يک کارت تشکر هم من بهشون دادم که تشويق بشن به اين کارها ادامه بدن، بلکه اون مبل گرداليه هم نصيبمون شه :))

و سر انجام مبله اومد خونه ما. اين هم عکسش البته تو خونه آقاي پيتر:

26895211

خوشبختانه همه روکشهاش کنده ميشه و قابل شست و شوئه. مارکش رو هم از روي روکش يافتم وبررسي کردم ديدم مال اين توليد کننده ايتاليايي خيلي باکلاسه که بيشتر جنسهاش سفارشيه يعني قيمت آنلاين نداره. من فقط قيمت يه مبل بي دسته تختخواب نشو! ازش پيدا کردم 4800 دلار بود. و در نتيجه بيشتر از اينکه آقاي پيتر اينها مبلشون رو دوست نداشتند خوشحال شدم. البته اگر سليقه بيشتري در انتخاب رنگ هم داشتند بهتر بود!

اما از مبل که بگذريم بريم سر مريم خانوم.

هنوز حرکات غلت زدنيش همونهاست. فقط همونا رو هم کمتر انجام ميده چون روي سينه بهتر مي‌تونه بمونه ديگه غلت نمي‌زنه. ولي دست و پاهاش رو پيدا کرده. پيدا کردن پاهاش خيلي جالب بود. نشسته بود روي تخت دريايي مامان زينب، که پاهاش رو ديد و فهميد مال خودش هستند. تا مدتي پشت سر هم هي از خوشحالي جيغ مي‌کشيد. وقتي خيلي خوشحال ميشه از اين جيغها مي‌کشه و جالبه که بعد از مدتي يادش ميره قضيه چي بود جيغهاش عصباني ميشه! اين بار هم تا ما بيايم فيلم بگيريم عصباني شده بود. الان هم برم که ديگه داره واقعا جيغاش عصباني ميشه.

مريم در بغل: برگشتم بنويسم که ديروز براي اولين بار توي صندلي ماشين خودش رو ميکشيد جلو تا بشينه. باور نمي کنم به اين زودي داره بزرگ ميشه!

3 دیدگاه در “ما و فري سايکل Free cycle و مبل ايتاليايي

  1. عارفه من باز هم نمی‌تونم عکسی که گذاشتی رو ببینم ولی خوشگله حتما خب!
    در ضمن من به شدت پایهء راه اندازی اون سیستم هستم.
    البته یه کمی هست تو ایران٬ مثلا همشهری پنجشنبه‌ها مجانی آگهی فروش اجناس دسته دوم چاپ می‌کنه٬ ولی خب اونجوری که اونجا هست رایج نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *