مفهومی که نمی‌تونم خوب توضیحش بدم

چندوقته یه موضوعی توی ذهنمه ولی هنوز باید بهش بیشتر فکر کنم تا بتونم خوب بیانش کنم. یعنی هنوز ناقصه. اون هم اینه که در واقع آزادی مردم در جایی مثل ایران بیشتر از اینجاست. تعجب کردید؟

خوب یک کمی توضیح میدم ولی همونطور که گفتم هنوز خوب نمی‌تونم بیانش کنم. اگرچه ظاهرا اینجا دموکراسی برقراره، و افراد آزادانه می‌تونند نظراتشون رو بیان کنند و انتقاد کنند، و از طریق رای و نمایندگان نظراتشون رو به مرحله اجرا دربیارند، اما در باطن قضیه بیشتر این ماجراها در چهارچوب تعریف شده توسط حکومت رخ میده. یعنی فقط به بعضی چیزها اعتراض میشه (یا میشه که بشه). بعضی از اعتراضات هیچوقت رخ نمیده. هرچند ممکنه تندترین انتقادها رخ بده و تظاهرات هم بشه و خون هم از دماغ کسی نیاد ولی همه‌اش در یک قالب خاصه. اگر چیزی خارج از این چارچوب هست معمولا به چشم نمیاد و زود هم حذف میشه.

جدا از مسائل سیاسی، کلا زندگی شخصی افراد هم اینجا بیشتر مطابق استانداردهای تعریف شده (مثلا توسط حکومت یا رسانه‌هاست) و وقتی هم مطابق استاندارد نیست، خود استاندارد مورد قبول اون فرد هست. یعنی اگر کسی اینجا ساعت نه/ده  شب نمیخوابه توی هفته، یا آخر هفته زود می‌]خوابه (آخر هفته‌ها اینا می‌رن بار و پارتی و قراره که دیر برسند خونه…!) قبول داره که حالت ایده‌آل اونه حتی اگر این فرد خاص اونجوری زندگی نکنه. نمیدونم تنوع سبک زندگی واقعی توی ایران بیشتر از اینجا هست یا نه، ولی تنوع سبک زندگی ایده‌آل، توی ایران به نظرم بیشتره. یعنی اینجا ایده‌آل رسم شده توسط اون قدرت( هر اسمی روش بذاریم مثلا حکومت، برادر بزرگ، رسانه) خیلی بیشتر از ایران پذیرفته شده است. قانون‌پذیری خیلی زیادی که اینجا مشاهده میشه و در مقابل قانون گریزی ایرانیها، به نظرم مثالهایی از این تفاوت هستند.

یه چیز دیگه که بیشتر می‌تونه مفهوم تفاوتی که دارم سعی می‌کنم توضیح بدم رو روشن کنه ماجرای اندرونی/بیرونی است که ما داریم و اینها ندارند. برای ایرانیها اندرونی وجود داره که مدل خودشون تعریفش کردند، تاثیر عامل خارجی توش هست ولی کم. ولی اینها به خاطر یک رو بودن، صداقت، ظاهر و باطن یکی بودن، این تفاوت رو ندارند یعنی فضای اختصاصی که توش متفاوت باشند با اونچه که در ملاعام هستند وجود نداره، یه جور دیگه بگم هرجوری که در فضای خصوصی هستند در فضای عمومی هم همونطور هستند، پنهانکاری ندارند. و چون در ملاعام باید به ارزشهای حاکم تمکین کنی، برای اینها فضای خصوصی هم همونطور تحت تاثیر ارزشهای حاکمه.

یه چیز دیگه‌ هم که به این چیزی که می‌خوام بگم ربط داره حرفهاییه که چندوقت پیش از اسلاوی ژیژک شنیدم توی بی‌بی‌سی فارسی. می‌گفت  (نقل قول از حافظه منه دقیق نیست)”بعد از انتخابات برای مدتی توی ایران، (در اعتراضات مردمی) چیزی مشاهده میشد که دموکراسی واقعی بود. شما هیچوقت توی اروپا چنین چیزی رو نمی‌بینید.”

حالا اگر شما فهمیدید من چی میخوام بگم و می‌تونید بهتر بیانش کنید بفرمایید منتظرتون هستیم!

5 دیدگاه در “مفهومی که نمی‌تونم خوب توضیحش بدم

  1. من یه نکته که کمابیش از نوشته ات برداشت کردم اینه که اونجا هم مردم خیلی فکر نمیکنند به خودشون و مسائل عمیقتر. مثل اینجا. یعنی اون سنتی بودن در اونجا هم هست منتها به یه شیوه دیگه. استانداردهایی برای زندگی خوب ولی سطحی براشون هست و راضی ان به همین. اما تو جایی مثل ایران که شرایط سخته مردم کم کم دارن از روی اجبار این سختیها به یه سری چیزای عمیق تر مثل آزادی اختیار و … فکر میکنن.
    نظرت چیه؟

  2. من فکر می‌کنم تو ایران برای این اینقدر تفات اندرونی وبیرونی هست که قوانین خیلی حوزه رو برای مردم تنگ کردن٬ یعنی مردم برای رعایت کردنش خیلی از خودی که هستن باید فاصله بگیرن و فکر می‌کنم حداقل در زمانی که من دارم توش زندگی می‌کنم حکومت قدرت کافی رو برای اعمال همهء قانون‌هاش همه جا نداره٬ در نتیجه به راحتی هر چیزی می‌تونه بی‌قانونی محسوب شه و مردم توی حریم شخصی خودشون٬ جایی که حکومت دسترسی بهشون نداره٬ اون چیزی می‌شن که می‌خوان

  3. بازپینگ: آزادي ما و آزادي غربيها | عارفه در لندن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>