نامه‌ای‌ به لندن دوست داشتنی

نمای لندن از روی یکی از تپه های مرتفع شهر

لندن جان، درسته تا الان زیاد ازت تعریف نکردم، ولی‌ میدونم که خوبی‌‌های زیادی داری. از من دلگیر نباش خلاصه، هر جا که بهت غر زدم برای این بوده که اگرچه خیلی‌ مهمان نواز هستی‌، اما هیچ جا خونهٔ خود آدم نمی‌شه. امسال که قراره ساله آخر باشه کم کم می‌تونم بیشتر از خوبی‌‌هات بگم!

لندن زیبائی تو به آدم‌هات هست. نه اینکه شهر قشنگ نباشه، اما برای کسی‌ که از ایران اومده باشه، معماری و طبیعتت، بهت بر نخوره‌ها! نمیتونه دلبری کنه. سالی‌ ۲-۳ ماه البته طبیعتش قشنگه، بقیه‌اش یه پاییز طولانی!…البته مدیریت این شهر، درایتی که توی شهرسازی هست خیلی‌ زیباست.

به جاش زیبائی آدم‌هات اونقدر هست که نیزی به زیباییهای دیگه نداشته باشی‌. بذار از اخریش بگم. لندنی‌ها در پاسخ به حملهای که چند روز پیش توی مترو شده بود، یه هشتگ خیلی‌ جالب توییت کردند.  #youaintnomuslimbruv

لندن عزیز، مردم ساکن تو هیچوقت باعث نشدند من احساس خارجی‌ بودن بکنم. مهماننوازی از این بیشتر؟ ما ایرانیها اسمش رو روی خودمون گذشتیم، اما تو تجلی‌ ‌اش هستی‌. نه من، هیچ کس دیگه‌ای‌، با هر ظاهر و پوشش و قیافه‌ای، با هر عقیده‌ای، با هر معلولیت ذهنی‌ و جسمی‌ ای، با هر از کار افتادگی ای، با هر ناقص و کمبود یا اضافه ای! اینجا احساس ناخونده بودن نمی‌کنه.

لندن درهاش به روی شما بازه، نه اینکه فقط باز باشه، با محبت بازه. براش با بقیه فرق نمی‌کنید. مثل این کار آخرش که اگر احساس کنه به خاطر مسلمون بودن دارید متهم میشید، ازتون نمیخواد از این اعمال زشت برائت بجویید! خودش میاد کنار شما و به تروریست میگه

youaintnomuslimbruv (تقریبا معادل: کریم…تو مسلمون نیستی!)

لندن خوبی‌هات زیاده، شاید باز ازشون نوشتم.

4 دیدگاه در “نامه‌ای‌ به لندن دوست داشتنی

  1. من اینجا خیلى احساس ناخونده بودن دارم ?
    اینجا همه خیلى مثل همن و من مثل هیچ کس نیستم ?
    حالا نه به این غلظت و سیاهى. ولى تنها چیزى که شاید منو از ژاپن دلگیر کنه، اینه که من همیشه اینجا یه خارجى ام. و خارجى بودن خیلى تو چشمه ?

    (و تازه هفته پیش که باهام تماس گرفتن که بگن پذیرفته شدى براى کار پاره وقت، گفتن فقط باید حجاب نداشته باشى. به خاطر اتفاقات فرانسه!) ?????

    باورت نمیشه ولى تا همین سه-چهار سال پیش، کارت شناسایى خارجى ها اسمش ایلین کارد بود ? آدم فضایى ایم مگه؟

    • آره می تونم درک کنم. توی سفری که به آمریکا داشتیم خیلی به شدت و یه مقداری کمتر توی آلمان هم به نظرم خارجی بودنمون حس می شد. ولی لندن واقعا عجیبه از این جهت…واقعا توش همه پذیرفته و خودی هستند بسکه تنوع داره. همینجا هم یه جایی که اکثریت قاطع انگلیسی باشند بری حس خارجی بودن داره آدم.

  2. خوبی شهرهای چند فرهنگی همینه مثل اینکه توایران هم توتهران آداب و رسوم شهرستان ها خیلی دست و پاتو نمیبنده… اما جدا بعد از ۳سال برگشتن به ایران به این اخلاق کاری به کار هم نداشتن تو لندن خیلی فکر می کنم که چه اخلاق خوب و پسندیده ای هست اخلاقی که این همه تو اسلام هم به انواع مختلف سفارش شده اما متاسفانه مسلمان ها بیشتر از همه کار به کار هم دارند… و اما لندن ….ایام خوش آن بود که با دوست به سر شد…:)

پاسخ دادن به زینب لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>