هر عیب که هست از مسلمانی ماست:در باب مسجد

 مسجد محله

مسجد محله

هفته پیش با مریم برای اولین بار رفتیم نماز جمعه (حالا برای مامانش هم معلوم نیست چندمین باره! فکر کنم غیر از مکه و مدینه که اونم صد درصد مطمئن نیستم رفتم یا نه سابقه اش رو ندارم.) و خوب شواهد و قرائن نشون میده آخرین بار هم خواهد بود. رفتیم به یک مسجدی که حدود بیست دقیقه با ما فاصله داره ولی تا الان نرفته بودیم اونجا.  مسجد سنی ولی تا حد زیادی بین المللیه. محله قبلی که بودیم آخه یه مسجد داشت ولی عمیقا سومالیایی بود اون مسجد. اینجا اینقدر قومی نبود.

خلاصه، مدتی بود من دوست داشتم برم این مسجد رو ببینم و یکی دوبار برنامه ریزی هم کردیم ولی عملی نشد. هفته پیش با یکی از همسایه ها بحثش پیش اومد و اون گقت آره من هر هفته میرم نماز جمعه اول رو ساعت یک و نیم می خونند. توی سایت مسجد دیده بودم که دو بار نماز جمعه توش برگزار میشه به خاطر استقبال زیاد، که همه جا بشند. خلاصه ما هم یه جوری رفتیم که به یک و نیم برسیم ولی گویا یک و نیم خطبه ها تموم میشد و نماز خونده می شد و ما به آخرهای خطبه ها رسیدیم که عربی هم خونده می شد و نمی دونم چرا انگلیسی نبود. وقتی رسیدیم روبروی مسجد یک دری که به نظر می اومد مال خانمها باشه و قرینه درب آقایان بود قفل بود. جمعیت آقایون اینقدر زیاد بود که توی حیاط مسجد هم پر بود و ادامه شون مثل یک صف توی پیاده رو پشت هم ایستاده بودند. از یک آقایی که از این جلیقه زرد مراقبها داشت و معلوم بود مسووله گفتم درب ورودی خانمها کجاست؟ گفت برید توی اولین کوچه سمت چپ بعد اون تو اولین خروجی چپ بپیچید تا برسید.

ما هم رفتیم که برسیم و دقیقا به همین علته که دیگه من نماز جمعه اینجا نخواهم رفت. الحمدلله به برکت خیلی مسائل، بنیادی ترینشون به نظر من حجابه ولی مشابهش هم زیاد هست، برای مسلمان ها کاملا تبعیض بین زن و مرد، به نفع مرد و به ضرر زن یک مسئله جاافتاده است. البته به نظر من بیشتر اینها ناشی از درهم تنیده شدن سنتهای قرون اولیه اسلامی با دینه و کاری به خدا و پیامبرش نداره ولی کی می تونه اینها رو از هم جدا کنه. افسوس. خلاصه ما رفتیم توی کوچه اولی بعد پیچیدیم توی راه تنگ سمت چپ که اخرش اینقدر تنگ شده بود که رسما کالسکه گیر کرد و با بدبختی درش آوردم و یک کم جلوتر پارکش کردم کنار دو سه تا کالسکه دیگه . بعد رفتیم توی یک سری پیچ و خم دیگه تا رسیدیم به دم یه دخمه که تا همون دم هم پر بود. این دخمه حدود یک و نیم در چهار متر رو به خانمها اختصاص داده بودند توی مسجدی که گفتم اینقدر ورودی داشت که آقایون پیاده رو رو هم گرفته بودند. یه خانمی گفت بری تو جا هست، من سعی کردم برم تو که خوب باید برای رفتن تو از جلوی نمازگزاران رد میشدم و سنی ها هم اینطوری نمازشون اتصالش قطع میشه و خلاصه با فریاد نفر اولی که باید از جلوش رد می شدم برگشتم دم در و بالاخره بین همون دم دری ها یه جوری چپیدیم رو زمین تا خطبه آقا تموم شد و باز زورچپونی یه جا اون دو رکعت نماز رو به جماعت خوندم حالا چقدر مطابق اصول تو صف بودم بماند. حالا مونده بودم الان تموم شد، چه کنم؟ نه که خیلی نماز جمعه برو هستم نگاه کردم ببینم بقیه چه می کنند دیدم همه یه نمازی می خونند قبل رفتن. اون نماز که نمی دونم چی بود من نماز عصرم رو خوندم که خیلی ضایع نباشم و راه افتادم به سمت خونه. یه اعلامیه هم البته زده بودند که خواهران سعی کنید برای نماز جمعه ساعت دو و نیم بیایید، برای نماز اول چون جا کمه فلانجا رو هم دادیم به آقایون. حالا نمی دونم یعنی بعدش اونجا رو برای خانمها باز می کنند یا چی. ولی با سیستمی که من دیدم بعید به نظر می اومد مثلا نیم ساعت دیگه یه سالن فراخ و وسیع اختصاص داده بشه به خانمها.به هر حال الله اعلم. بعد از ما هم چند نفری اومدند و یکی از دم در براشون سجاده پرت می کرد بیرون که همونجا بایستند.

تا اینجا هنوز فکر می کردم که شاید باز هم بیام و شاید سانس بعد رو امتحان کنم و اینا. ولی توی راه برگشت یاد شدیدا عمیقی از مراسم کریسمس کردم که رفتیم یک کلیسای نزدیک خونه، با ادب و احترام رفتیم نشستیم. به خاطر جنیستمون لازم نبود دسته بندی بشیم. از اون بدتر بعد از دسته بندی به یک جنسیت فضای مناسب و به اون یکی هرچی که موند! اختصاص داده نشده بود. و راستش دنیا برای آدمی که بچه داره خیلی فرق داره با آدمی که نداره!

دیدم حاضر نیستم مریم فضای مذهبی رو اینجوری ببینه. فضای جنسیت زده پر از تبعیض، فضایی که خانمها برید ناپدید شید چون بودنتون و دیده شدنتون با معنویت سازگار نیست! بهتر برام روشن شد چرا دوست ندارم مریم رو ببرم مجمع اسلامی. چون اولا باید از امیر جدا بشیم ،بعد باید بریم توی همون فضای دخمه مانندی که توی قریب به اتفاق مساجد و امثال اون یه قرینه برابر اصل داره، و با تصویر تلویزیون سخنران رو ببینیم و غرغرهای خانمهای مراقب رو تحمل کنیم که هیس هیس و کل کلشون با بچه های بی گناه مشغول بازی آدم رو از اقدامش در پا گذاشتن به اونجا پشیمون می کنه. و دقیقا به همین دلیل خیلی از برنامه های مرکز اسلامی راضی ام وگرنه خودم تا همین یه ماه پیش اصلا به اونجا پا نذاشته بودم. ولی جایی که اینقدر شعور داره که خانما و آقایون رو لااقل در دو سمت یک سالن بشونه، مامور بچه ساکت کن نصب نکنه! و وقتی واردش میشی جنیستت گومب گومب نخوره توی سرت رو ترجیح میدم برای رفتن با بچه ای که داره تازه دنیا رو می شناسه، هرچند هزار و یک دلیل داشته باشم که به خاطرشون رفتن به اونجا رو درست ندونم. ترجیح میدم مریم جایی بره برای عبادت که بدون عبور از هزارتو بتونه بره پیش باباش یا بیاد پیش من، جایی که همونقدر که پسربچه ها مراسم رو می بینند اون هم بتونه ببینه، جایی که خلاصه براش جا نندازه که تو چون دختری از چیزی محروم شدی یا از چیزی کمتر نصیب تو میشه. البته اینها همه اش برای اینه که مسلمانی رو هنوز دوست دارم و ترجیح میدم مریم در این فضا بزرگ بشه و بره توی این جمعها و بعد که این براش جا افتاد بره و بقیه اش رو ببینه. وگرنه برای عبادت خدا هزار جا هست. یکی اش همین کلیسایی که گفتم ولی هزاران مثال داره که هیچ کدوم هم برای ورود و عبادت درش نیازی به تحقیر شدن نیست. شاید البته وقت یک نماز خلوت برم به این مسجد و مقایسه کنم ولی اگر باز بنا به از در پشت کوچه رفتن باشه، قطعا دیگه اون طرفها پیدام نخواهد شد!

6 دیدگاه در “هر عیب که هست از مسلمانی ماست:در باب مسجد

  1. دقیقا من هم از وقتی فسقل بودم این واسم عجیب و آزاردهنده بود
    معمولا خانم ها طبقه دوم بودن که سخت بود، مخصوصا برای مسن تر ها
    ولی تو مکه و مدینه به نظرم خیلی کمتر اینجوری بود
    کلا من یه چیزی که تو مکه و مدینه خیلی ازش لذت بردم این بود که خیلی کمتر جداسازی صورت گرفته بود، آدم هی احساس نمی کرد از یه چیزی محرومه
    در پایان مراتب خوشحالی خودم رو از اینکه مریم ایران نیست اعلام می‌دارم

    • آره به نظر من هم مکه و مدینه یا حتی حرم امام رضا اینجوری نیست چون اگر هم جداسازی هست عادلانه است، و اگه کسی نخواد جدا بشه هم براش جا هست. ولی بیشتر مسجدها اینطور نیستند. خوب در این زمینه که ایران و اینجا خیلی فرقی ندارند، تازه مریم هم زود میاد ایران. بله!

  2. از اهمییتی که به دینت می دهی بسیار خوشحالم افرادی چون شما می توانند با انتقاد سازنده وارایه راهکارهای درست کمک کنند تا این نقایص برطرف شود ومسلمان با حضور در اماکن مقدسی چون مسجد لذت ببرند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>