پست بیست و پنجم واقعی (یه روز ننوشتم خوب)!

این رو در واقع باید دیروز می گذاشتم (روز جهانی رفع خشونت علیه زنان)، ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است، اون هم در مورد موضوعی که خیلی وقتها از بس در موردش شنیدیم باورمون میشه که دیگه دوره زمونه این چیزها گذشته و جای نگرانی در مورد این چیزها نیست و به اونهایی که هی جلز ولز می کنند غر می زنیم که بسه دیگه! در حالی که اتفاقا الان دقیقا دوره زمونه همین چیزهاست و زندگی کلی انسان با همین مسائل هنوز درگیره و عمرشون به سادگی به خاطر این چیزها بر باد میره…خلاصه، حواسمون به خشونت علیه زنان باشه.

البته من این عکس رو گذاشتم به این امید که دیگه بین خوانندگان این وبلاگ کسی درگیر خشونت فیزیکی نیست، وگرنه که هنوز میلیونها زن روزانه درگیر خشونت فیزیکی هستند، این خشونتها که بماند!

خشونت علیه زنان

بعدش نوشت: این نوشته رو می خوندم ، می بینید خشونت رو میشه چقدر قشنگ و زیبا توجیه کرد و به خورد مخاطب داد؟ و بعد هم توجیه کرد که بله “به همین دلیل این همه دعوا و طلاق داریم”، که خانمها وقت لباس خریدن از شوهرشون اجازه نمی گیرند (یا اطلاع نمی دهند)! تفاوتش خیلی کمه، زنی که با چنین تکنیکهایی جلوی “دعوا” رو میگیره، درگیر خشونته. (طبیعتا میفهمم زنی که با شوهرش دوست داره در مورد خرید لباس صحبت کنه همونطور که ممکنه با مامانش یا دوستش صحبت کنه، رابطه اش مشکلی نداره، ولی تفاوت این دو حالت به نظرم مشخصه).

۴ دیدگاه برای : پست بیست و پنجم واقعی (یه روز ننوشتم خوب)!

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :


قدرت گرفته از وردپرس پارسی و هاست ابری پارس پک | طراحی شده توسط Fresh Sites ، ترجمه از مسعود گلچین