چرا “من فمینیست نیستم” کلا غلط است!

10659422_741937029195156_262413964789578600_n

حکایت: من سر چهارراه ایستادم شما میایید کنار من، بهتون میگم من عارفه هستم فرزند محمدرضا. بعد شما میرید اون طرف چهارراه، یکی بهتون میگه اون عارفه است فرزند غلامرضا. شما هم خانوادگی از غلامرضاها بدتون میاد. حالا میاین یه مشت می زنید تو دماغ من، یا به طرف می گید نه خودش گفت اسم باباش محمدرضاست؟

روضه: یکی از مصایب زنان هم همینه که خیلی زیرپوستی این تلقی ایجاد شده و بعد هم محکم شده که زنان دیگه به همه حقوق خودشون رسیدند، و الان کلا زمان فمینیسم و امثال اون گذشته. این مساله اونقدر غلطه که اصلا آدم نمی دونه باید کدوم ورش رو بگیره، از خشونتهای خانگی بگیر تا تبعیض در سطوح مدیریتی و از مشکلات خانوادگی تا مسائل حقوقی، برای هرکدوم کلی آمار و مثال میشه آورد که نشون میده اوضاع چقدر خرابه. همه جای دنیا هنوز هم حقوق زنان در حد یک “انسان”، رعایت نمی شه. و این به معنی نیست که حقوق مردان کاملا داره رعایت میشه، نه. البته حقوق مردان سفیدپوست طبقه متوسط به بالا در حد خیلی بیشتری نسبت به بقیه رعایت میشه، اما اکثر انسان ها همه به نوعی گرفتار تبعیض هستند. این که من در این متن خاص بهشون اشاره نمی کنم برای اینکه موضوع صحبت، تبعیض به خاطر جنسیت هست که کنار همه انواع دیگر تبعیض (تبعیض به خاطر نژاد، ثروت، طبقه اجتماعی، ملیت،دین، چاقی! سن و کلی مدل تبعیض دیگه) هنوز وجود داره.

پیام اخلاقی: چرا “من فمینیست نیستم” غلط است؟ به همون دلیل که هر گونه تفکر نژاد پرستانه غلطه. به همون دلیل که هر نوع تفکر ضد یهودی غلطه، به همون دلیل که حمایت از هر نوع تبعیض بین انسانها غلطه.  این غلط بودن به این معنی نیست که آدم نژاد پرست وجود نداره، آدم ضد یهود وجود نداره، تفکر و رفتار تبعیض آمیز علیه فقرا وجود نداره. ولی خیلی کم پیش میاد کسی خیلی سربلند بنویسه یا بگه : من از قوم یهود متنفرم و معتقدم باید علیه این گروه فلان کرد. یا توی یه جمع بگه بچه ها، من نژاد پرستم. ببینید دیگه مردسالاری چه جور جونوریه که تونسته کار آدمها رو به جایی برسونه که راست راست توی چشم کلی آدم توی یک جمع بزرگ سرشون رو بلند کنند و بگن من فمینیست نیستم.

توضیح حکایت: چرا یک عده می گن ما فمینیست نیستیم؟

یا معتقدند تبعیضی بین زن و مرد وجود نداره. که این عده احتمالا کورند. کار زیادی براشون از دست ما بر نمیاد.

یا معتقدند فمینیسم چیز بدیه. که می رسیم به حکایت ما. خوب دوست من، برو تو یوتیوب ببین در مورد هر دینی، مثلا اسلام، مثلا مذهب شیعه، مثلا مسیحیت و … چه سخنان روشنگرانه ای هست که نشون میده چطور پیروان این دین همه وحشی و نادان و عقب مانده و چه و چه هستند. این باعث میشه شما راحت هرکی اون دین رو داشت رو وحشی و نادان و … بدونی؟ یا اگر با چنین کسی روبرویی دو کلوم ازش می پرسی ماجرا چیه و اون برات توضیح میده اون روشنگران محترم چه جوری یک کلاغ چهل کلاغ کردند. کدوم فمینیستی گفته مثلا زنها از مردها بهترند، یا زن و مرد با هم هیچ فرقی ندارند، یا زن ها باید از مردها انتقام بگیرند، یا این جور چرندیات؟ بله مقاله و سخنرانی و … در این زمینه ها مثل همون روشنگری های توی یوتیوب از طرف مخالفین زیاده، ولی خود فمینیست ها کی چنین چرندیاتی گفتند (یعنی اجماع داشتند سر چنین چیزهایی)؟

۱- مثل هر دین و مذهب و فرقه ای فمینیسم هم هزار و یک شعبه و نظریه و …توش هست و به خیلی هاش هم نقد وارد هست. ولی ما برای رد کردن کل فمینیسم باید وجه اشتراک همه این ها رو بگیریم.

۲- بنیان فمینیسم بر این بناست: تبعیض بر مبنای جنیست اشتباهه و ما برای رفع این تبعیض تلاش می کنیم. حالا کی فمینیست نیست؟ کی حاضره زنی به خاطر زن بودن از حقوق انسانی خودش محروم بشه یا مردی به خاطر مرد بودن؟ مسئله رفع تبعیض بین انسانهاست. آخه شما موافقید کسی به خاطر افغانی بودن حق تحصیل و کار نداشته باشه مگر با اجازه یک ایرانی، یا نتونه بدون اجازه یک ایرانی از خونه اش خارج بشه؟ عیبی نداره کسی به خاطر اینکه رنگ پوستش سیاهه همیشه حقوق کمتری از شما بگیره؟ پس چطور حاضرید به خاطر زن/مرد بودن چنین اتفاقی برای کسی بیفته؟ اگر موافق نیستید با این تبعیض، تلاش بی خود نکنید. چه بخواهید چه نخواهید، شما فمینیست هستید!

5 دیدگاه در “چرا “من فمینیست نیستم” کلا غلط است!

  1. سلام و روز بخیر؛
    عارفه خانم گرامی!
    بنای استدلالی این متن ایراد داره…
    یک بار دیگه به صغرا کبرا هایی که چیدید نگاه کنید، ببینید که بر مبنای همین بنیان استدلالی، نباید فردا پس فردا پست هم بنویسید که «من یهود نیستم کلا غلط است»، «من مسلمان نیستم کلا غلط است» و …؟!
    اینکه یک عده باور داشته باشند که یهودیت همه اش، از نوع اسرائیلی نیست، برای بنده حجت نمی شه که خودم رو یهودی بنامم که حالا فردا روزی کسی بگه که تو چه جونوری هستی که راست راست توی جمع نگاه می کنی و می گی: «من یهودی نیستم»…!!
    حالا به جای یهودیت بذارید فمینیست…
    هیییعع…
    البته قیاس دینی مثال اسلام( با زیربنای محکم و مشخص) و یک حرکت پر فراز و نشیب و بدون صاحب درست حسابی مثل فمینیسم، قیاس مع الفارق هستش….
    ضمن اینکه شما دوست دارید که آب پاکی روی صورت فمینیسم بریزد و تطهیرش کنید، ولی واقعیت اینه که اونچه که از تاریخ فمینیسم و حتی فمینیسم در دوران معاصر، سراغ داریم، پر است از بیراهه رفتن ها و تاکیدات ناصوابی که خیلی فراتر از «رفع تبعیض علیه زنان» هستش…..نادیده گرفتن تفاوت های طبیعی زن و مرد، تاکید بر یکسان سازی جامعه(که نه مطلوبه و نه شدنی)، تاکید بر «حقوق زنان» و فراموش کردن «وطایف زنان»، توهم خودقربانی پنداری، یاد دادن مسائل حقوقی به زنان و قرار دادنشون در مقابل مردان به جای یاد دادن ظرافت های اخلاقی و پرورشی و قرار دادنشون در کنار و همراه مردان، تصویر کردن مردان به چهره های هیولایی که غیر از ظلم و ستم کار دیگه ای بلد نیستند و تصویر کردن زنان به چهره هایی که همیشه مظلوم بودند و قربانی، از بین بردن حیا، عفت، پاکدامنی و حجاب به بهانه اینکه از مردان چیزی کم نیاورند و اینها مانع تساوی هستش!، از بین بردن علاقه به مادری و حذف کردن آن از پازل زندگی دختران و قرار دادن الگوهای پیشرفت مردانه به جای آن، هدف گذاری های غیرقابل دسترس و به ناکجاآباد کشاندن دختران به بهانه سهم ۵۰ درصدی از پست های مدیریتی و بازار کار(که البته در هیچ جای دنیا محقق نشد و تنها نتیجه اش فراری دادن زنان از خانواده و خانه شد)، و حتی اخیرا گله از دست طبیعت که چرا طبیعت فمینیست نیست و با قرار دادن عادت ماهانه و یا سن یائسگی باعث تبعیض بین زنان و مردان شده!!(از مقالات اخیر یکی از فمینیست های طبیعت گرا که براتون می فرستم اگه خواستید)….
    چی بگم دیگه!؟…
    من شخصا خیلی خیلی دغدغه حقوق زنان رو دارم….اما «زنان» رو تافته جدا بافته ای از مردان و سایر موجودات نمی دونم در این مسئله…مشکل فمینیست ها(که تا حالا مثال نقض هم براش ندیدم تقریبا) اینه که زنان رو تافته جدابافته می دونند….متمرکز بر حقوق زنان هستند و وظایف زنان فراموش شون می شه….برای من حقوق زنان همونقدر مهمه که حقوق مردان و سایر موجودات…همونقدر هم که حقوق زنان برام مهمه، وظایف شون هم مهمه….
    من ترجیح می دم مدافع حقوق انسان ها باشم، و البته راست راست هم نگاه کنم و بگم که فمینیست نیستم….زیربار هر اسمی حاضرم برم، جز این یکی !!
    من بر خلاف فمینیست ها، دنبال این سراب نمی افتم که حقوق زنان، با قراردادنشون در مقابل مردان به دست میاد..فمینیست در عمل این کارو کرده…قرار دادن زنان در مقابل مردان…تساوی زن و مرد یک فریب و یک سرابه…..حذف نگاه جنسی به زن، یک فریب و یک سرابه….اینها چیزهایی هست که در هیچ جای دنیا به دست نیومده و من ترجیح می دم، خودم رو یک عدالت خواه بنمامم و زیر بار ننگ نام «فمینیست» نرم!…
    می گم ننگ، چونکه حتی یک مورد هم الان سراغ ندارم که با اون تعریف خیلی شیک و پیک «ما فقط می خوایم تبعیض های ناروا از زنان حذف بشه» مطابقت داشته باشه…
    پس چرا باید خودم رو فمینیست بنامم؟!….
    جسارت هم نشه، ولی اگه می خواید بگید خودتون از این قاعده استثنا هستید، بنده باور نمی کنم….نگاهی که بین «مادری» و «پدری» تفاوتی قائل نیست و می گه هرکسی بهتر تونست بچه رو نگه داره، همون نگه داره!….یا نگاهی که کوچکترین محبتها و انجام وظیفه های زنان در مقابل شوهرانشون رو جزو خشونت ها علیه زنان می آره(اشاره به پست یک سال پیش تون رااجع به گیس گلابتون بانو!)، و یا به اون شکل افراطی از نگاه کردن کارتون با شخصیت های جنگجوی پسرانه توسط دخترش نگرانه، من واقعا فکر می کنم که خیلی فراتر از اون تعریفی از فمینیست پشت نگاهتون هست که عنوان کردید…من در نگاه شما یک تساوی خواهی افراطی دارم می بینم که همین الان در بین بچه های علوم اجتماعی خوانده و شادی صدرها و امثالهم رویت می کنم!….
    خلاصه کلام که ما همچنان راست راست نگاه می کنیم و می گیم که «فمینیست» نیستیم و ان شا الله نخواهیم بود…باشد که زیرپرچم های دیگری، پیگیر دنیایی بهتر برای مردان و زنان باشیم….

    • سلام! ممنون برای این پاسخ مفصل. اول توضیح بدم که مخاطب این پست اگر چه نوشته های شما هم هست، اما دوست و آشنایان دیگری هم هستند که همینطور راست راست نگاه می کردند و معتقد بودند فمینیست نیستند. منتها اونها یا وبلاگ رو نمی خونند یا فرصت کامنت گذاشتن نداشتند (همینجا اگر گذرشون افتاد اعلام کنم که خوشحال میشم نظرشون رو بدونم). خلاصه اینکه اگرچه اینجا کسی نیست ولی خیلی احساس تنهایی نکنید! از این جا به بعد رو شماره ای می نویسم که مطالب درهم برهم نشه.
      ۱- استدلال این متن، دو بخش داشته: الف- وجه اشتراک فمینیستها، مخالفت با تبعیض بین انسانها بر اساس جنسیت است. ب- موافقت با تبعیض جنسیتی زشت است! منظور من از غلط بودنش این نبوده که همه انسانها فمینیست هستند، این بوده که فمینیست نبودن غلطه. در این زمینه من فمینیسم رو به نژاد پرستی تشبیه کردم، نه ادیان. ما نژادپرست داریم. ولی معمولا بلند اعلام نمی کنند. و نژاد پرستی/ تبعیض نژادی چیز خوبی نیست. میشه با مثال نژادپرستی توضیح بدید استدلال کجاش غلطه؟ من در متن در این زمینه به اسلام اشاره نکردم، ولی اگر بخوایم با اسلام مقایسه کنیم،مشابه استدلال من اینه: الف-اسلام = اعتقاد به یگانگی خدا و پیامبری محمد ب- هر که به این دو اعتقاد داشته باشد مسلمان هست حتی اگر خودش رو مسلمان ندونه. اجماع جهانی ای روی اصول اسلام وجود نداره، ولی حداقل از نظر کلامی این اجماع در مورد زشتی تبعیض بین انسان ها وجود داره امروز، چه جنسیتی چه نژادی چه طبقاتی و …. برای همین هم چنان معتقدم فمینیست نبودن درست نیست.

      ۲- وجه شبه اسلام و فمینیسم که در متن بهش اشاره کردم، این بوده که هر دو این واژه ها رو طیف گسترده ای از آدمها برای توصیف خود استفاده می کنند که با هم اشتراکات خیلی کمی ممکنه داشته باشند. همونطور که نمیشه با نشون دادن زشتیهای داعش، اسلام رو زیر سوال برد، مخالفت با نظرات اون فمینیست طبیعتگرا یا فمینیست های تند رو ، فمینیسم/ مخالفت با تبعیض جنیستی رو زیر سوال نمی بره. شما به کسی که بحث کنه به خاطر وجود داعش نباید دین اسلام رو زیر سوال برد هم می گید داره تلاش می کنه اسلام رو تطهیر کنه و این تلاش ها با حضور این گروه و مشابه هاش که یکی دو تا هم نیستند بی فایده است؟

      ۳-در مورد بقیه متن سعی می کنم یک چیزهای بنویسم ولی همه اش رو در یک کامنت نمیشه بحث کرد.

      ۴- شما نوشتید که عدالت گرا هستید، این چه طور عدالتیه که آشنا شدن یکی از دو گروه با حقوق خودش رو یک اثر سوء می دونه؟ ” یاد دادن مسائل حقوقی به زنان و قرار دادنشون در مقابل مردان”. حقوق برای وقتی نوشته میشه که تعارض بین منافع دو گروه وجود داره نه برای مواقع صلح و دوستی. در تعارض حقوقی که بین زن و مرد پیش میاد، دیدگاه عدالت گرایانه شما نتیجه اش این میشه که زن ها حقوقشون رو ندونند بهتره که خدای نکرده نتونند با مردها مقابله کنند؟!
      ۵- در مورد سه چهار خط آخر همین پاراگرافی که ازش نقل قول کردم، با کمی تفاوت من و خیلی فمینیستهای دیگه به حرکتهای قبلی انتقاد داریم و بر خلاف تصورتون، شما مثل ما فکر می کنید. فمینیسمی هم وجود داره که دنبال این چیزها نیست و اتفاقا مادری براش ارزشه و همین فمینیسمه که همین امروز مادر بودن رو خیلی راحتتر کرده نسبت به سی سال پیش و اول از همه به حرکاتی مثل ماجرای امتیاز جدید فیسبوک به کارمندان زن برای دیرتر بچه دار شدن اعتراض می کنه.
      ۶-حذف نگاه چنسی به زن، بر خلاف تصورتون سراب نیست. اگر این طرف دنیا اون نگاه هنوز وجود داره، توی بار و کاباره و فضاهایی وجود داره که میشه کاملا ازش کنار کشید. در حالی که توی ایران جنسیت زده از در خونه که بیای بیرون تا کنار خیابون که منتظر تاکسی هستی تا توی مغازه که می خوای خرید کنی تا توی مترو تا توی دانشگاه که با هم کلاسی از جنس مخالف چه برخوردی بکنی تا توی محل کار که چطور احوالپرسی کنی جنسیت مثل مشت می خوره توی سر آدم. من اینجا و ایران درس خوندم. اینجا استاد من تا وقتی توی موضوع پایان نامه من کلمه حجاب رو ندیده بود نفهمیده بود من خودم روسری دارم، توی ایران تا استادم در مورد رنگ روسری ام نظر جنسیتی داشتند که چطوری باشه مناسب تره برای یک زن. اینجا اصلا زن و مرد بودن رو نمی بینند توی محیط آکادمیک. همین که یک جا تونستند این کار رو بکنند خدا خیرشون بده. محیطهای آکادمیک اینجا یک مورده که با رفع تبعیض ناروا کاملا مطابقت داره.
      ۷-در مورد نوشته های قبلی من، من احتمالا خیلی گویا نمی نویسم که چنین برداشتهایی کردید، یا از حافظه نقل می کنید. من بین مادری و پدری تفاوت قائلم، بین انسانها هم تفاوت قائلم. همه زنها عاشق بچه دار شدن هستند و قلبشون پر از محبت مادریه؟ هیچ خانمی متفاوت با این الگو وجود نداره؟ داره. اون یک انسان بین میلیاردها زن دیگه هم حق داره مطابق فطرت خودش زندگی کنه و مجبور کردنش به پیروی از الگویی که مناسبش نیست اشتباهه. در مورد پست گیس گلابتون، بحث وظایف نبود تا جایی که من یادمه. الان لینکش کار نمی کنه ولی دیدگاهی که من باهاش مخالفم اینه که وقتی زن و مرد با هم مشکلی دارند، به جای حرف زدن زن هم خودش هم مرد رو ابزار کنه و به جای حرف زدن مثل دو آدم بالغ، با شیرین زبونی یا الکی اشک ریختن و ناز کشیدن (نه حالت طبیعی احساسات، نمایشی این کار رو کردن) سعی کنه مرد رو تحت تاثیر و بازیچه خودش قرار بده و این نوع رابطه رو ترویج کنه. و اون کارتونها، من توی پستم اگر عبارت جنگجو بوده اشتباه از منه ولی بعیده نوشته باشم جنگجو چون اون شخصیتها جنگجو نبودند من هم دنبال نشون دادن دختربچه جنگجو نبودم. خوشبختانه برنامه خردسالان اینجا چیز جنگی نداره. من ناراحت بودم از اینکه قهرمان داستانها که قدرت حل مسائل با کار تیمی داشتند همگی پسربچه ها بودند. شما برای بچه خودتون هم همینقدر ساده می گرفتید اگر دخترتون در سن شکل گیری شخصیتش، هر موجود توانایی که می دید پسربچه بود؟ مثال مثبت مورد نظر من یه دختر جنگجو که تهش بشه رییس جمهور نبوده. خیلی از کارتونهای بچگی ما چنین قهرمانی داشتند: حنا، آنت، پرین و کلی مثال دیگه. ولی توی کارتونهایی که این شبکه کودکان برای سن مریم پخش می کنه چنین مثالی نداریم تقریبا.
      ۸- شادی صدر چیه اون وسط؟ من کارهاش رو دنبال نمی کنم ولی از قدیم یادمه که حقوق خونده بود و حقوق و علوم اجتماعی ربطی به هم ندارند. علوم اجتماعی هم هیچ تقدسی نداره. حاصل کار یک سری آدمه که براش زحمت کشیدند. بعدی ها هم مرتب دارند اصلاحش می کنند. اگر عیبی داره باید گفت. تا وقتی بهترش نیست ولی باید ازش استفاده کرد. وگرنه وضع جامعه میشه جامعه از هم پاشیده ایران که امروز همه ما براش متاسفیم. دنیایی بهتر برای مردان و زنان هم که هدف همه ماست. من می دونم که شما براش واقعا تلاش می کنید، همینجا یک تشکر ازتون می کنم. امیدوارم که موفق باشید.
      باز هم ممنون که وقت گذاشتید و نظر دادید.

  2. عارفه جان خیلی خوب نوشتی سطحش بالاتر از درک من بود وباز هم بنویس از دوستان خویت هم می خواهم که نطر بدهند که شاید این بحث ها اوضاع را بهتر کند

  3. خب من بعد از مدتها فرصت کردم که بپردازم به این کامنتی که گذاشته بودید و هر شب به خواب من می اومد که پاسخ بنده خدا رو ندادی!..البته اینقدر کامنتهای جواب نداده دارم در ریدر و فیس بوک و غیره که دارم به این نتیجه می رسم که نباشم و نظر ندم که تعهد ایجاد نشه و خدای نکرده باعث دلگیری…
    بگذریم…خلاصه ببخشید طولانی شدن جواب رو…
    عرض کنم که مورد به مورد، چیزایی که به ذهنم می رسه رو در جواب بندهای نظیری که نوشتید رو می گم…
    یک)
    شما اصرار دارید که ما به فمینیسم بپردازیم و نه تبعیض جنسیتی! فکر می کنم که مثال من از ادیان کاملا واضح کرده باشه…ولی خب باشه چون شما می خواید من مثال از نژاد پرستی می زنم…
    فرض کنید که گروهی خیالی پیدا می شند به نام «عقاب بنفش» که عقاید خاصی در مورد آدمها و ریشه مشکلات شون دارند و کار تبلیغی، ترویجی و حتی تنبیهی می کنند…وجهه اشتراک شون هم اینه که با «نژاد پرستی» مشکل دارند و البته این تعریف نژاد پرستی هم توشون یکی نیست…یک عده معتقدند عشق به وطن و میهن هم نژاد پرستی است و لذا بین شون اختلاف هم هست…عده ای شون کسانی رو که در راه وطن می جنگند، شهید نمی دونند و قاتل عنوان می کنند و سعی کردند با این تفکرشون، خیلی ها رو از ارتش فراری بدند و باعث شدند که خیلی کشورها دچار مشکل امنیتی بشند…البته این گروه دسته های دیگری هم داره که خب بهشون نمی پردازیم…
    به همین توصیف اولیه از این گروه بسنده می کنم…حالا بر می گردیم به موضوع بحث…
    آیا اینکه اینها به خیال خودشون و با تعریف خودشون حول و حوش مبارزه با نژاد پرستی مشترک هستند(و حتی تعریف درست و یکسانی هم از نژاد پرستی توشون نیست که حالا ما صرف نظر می کنیم ازش)، و اینکه نژاد پرستی کار زشتی هم هست، ما رو به این نتیجه می رسونه که ما هم «عقاب بنفش» هستیم؟!؟!؟….یا مثلا اینکه «ما عقاب بنفش نیستیم» غلطه؟!!؟…..
    حالا به جای عقاب بنفش بذارید فمینیست و به جای نژاد پرستی هم بذارید تبعیض جنسیتی….
    ما می تونیم مخالف نژاد پرستی (با تعریف خودمون و نه با تعریف عقاب بنفشی ها-که خودشون هم وحدت رویه ندارند سرش) باشیم و دلیلی نداره که اصرار کنند که ما هم عقاب بنفشی هستیم!…حتی می تونیم به خاطر خطرناک بودن بسیاری از کارهای اینها(ولو با نیت خیر انجام شده باشه)، بشیم «ضد عقاب بنفش» و این منافاتی نداره که همزمان مخالف نژاد پرستی هم باشیم و البته تاکید می کنم با تعریف خودمون هم از نژاد پرستی!
    ۲-
    جواب این قسمت رو من در کامنتی در وبلاگم دادم که اینجا میارمش:
    « خب فمینیست که پیامبری نداشته…که بگیم حالا به قرآنشون رجوع کنیم ببینیم چی می گه؟…فمینیسم یعنی همین کسانی که توی مسیرش دارند حرکت می کنند…با یک تاریخچه از حرکات هم مثبت و البته هم به غایت افتضاح….
    ۹۹ درصد کسانی که خودشون رو فمینیست می دونند از نظر من دارند بیراهه می برند جامعه بشری رو…حالا شما چند نفر هم پیدا کرده باشی دلیل نمی شه که بخواید فمینیسم بشیم ما!…فمینیسم سند مشخص نداره که بگیم «اون» هستیم، فمینیسم همین مجموع اندیشه هوادارانش هست که میانگین نظرات اش معلوم…
    فمینیست همین صفحه مدرسه فمینیستی در فیس بوک هستش…یا همین صفحه «فیمینسم(زن=مرد)»…اون وقت شما بگید که به دنبال تساوی زن و مرد نیستند…اصلا عنوان صفحه«فمینیسم زن=مرد» نشون می ده به چه جهنمی داره می بره ما رو….
    دوباره می گم که من واقعا نمی دونم این فمینیست هایی که ازشون دفاع می کنید کجاند؟! اون اسلام بالاخره یک کسی داره اینجا هوار می زنه می گه ما یک قرآن و سنت داریم که اینا توش نیست، منم اینجا قم یا نجف هستم که مرجعیت فکری دارم براش و والله بالله این شکلی نیست و من اعلام «برائت» می کنم از داعش…تازه کلی هم همایش و سخنرانی و کتاب بر علیه داعش منتشر می کنم….ولی در مورد فمینیست آیا واقعا فمینیست های ایرانی(که من ازشون اطلاع خوبی دارم)، اومدند اعلام برائت بکنند از افکار خطرناک فمینیستی؟ یا خودشون هم بدتر، فکرهاشون شبیه اونهاست؟ اومدند یک بار در مدح و ستایش مادری به عنوان وظیفه زن و نه به واسطه مطالبه حقوق صحبت کنند؟ آیا یک بار به زنان ما گفتند که صبر کنید و در مقابل سختی های زندگی و یا عصبانیت لحظه ای همسرتون، بردباری پیشه کنید و یا اولین چیزی که نشون شون دادند دادگاه و داد زدن و جنگ انداختن بین اینها و طلاق بوده؟
    کی رو ملاک بگیریم خوبه؟ خانم ملاوردی و دار و دسته خطرناک شون؟ اون صفحات فیس بوکی که گفتم؟ خانم الهه کولایی؟ خانم شادی صدر؟ تاریخچه فمینیسم؟ این گروه تاسف برانگیز «تجارب زنانه» در فیس بوک که پای درد و دل شوهر چند نفر از همین خانمها نشستم و واقعا تاسف خوردم بابت این تفکرات شون که دور همی، ذکر مصیبت می کنند از مصائب زنان و اونها رو موجوداتی بدون مسئولیت و فقط دارای حق می دونند و همیشه قربانی؟!

    من با خیلی از جویندگان طریق فمینیسم حرف زدم و پای صحبتاشون نشستم و مطالب شون رو خوندم…با قطعیت می گم که جریان غالب دست تفکری است که من رو مجاب می کنه خودم رو ضد فمینیست بدونم…
    من ترجیح می دم که زیر پرچم دیگری ، برای حقوق انسانیت(و نه فقط زنان و نه فقط هم حقوق…حقوق و وظایف با هم) سینه بزنم…
    فمینیسم، اصلا اسمش نشون می ده که نمی تونه یک جنبش عدالت طلب باشه(فمینیسم=زن گرایی)، تعجب می کنم اصرارتون برای موندن در این فضا رو»
    ۳-
    ۴-
    من مشکلم با این نیست که حقوق به زنان یاد بدند…بلکه مشکلم با «فقط یاد دادن حقوق به زنان» هستش…
    اتفاقا بر خلاف تصور شما، این مسائل حقوقی رو نه فقط برای زمان جنگ و دعوا مطرح می کنند، بلکه اساسا راه حل شون برای مسائل زندگی، همین هست و بس…
    من حتی یک بار هم ندیدم که یکی از فمینیست ها از نرمش، مدارا، تحمل سختی، خوش اخلاقی، ظرافت های پرورشی و همراهی و همدلی و وظایف زنان در مقابل خانواده و مردان صحبت کنند…بالاخره در خفا و بحث دو نفره زنانه که نمی شه بگید اینها رو گفتند..ما هر چی مقاله و متن و سخنرانی و اینا از تریبون عمومی شنیدیم، کلا پیش فرض شون اینه که این دو موجود با هم رقابت دارند، زنان هم فقط قربانی هستند و مردان هم هیولا و ظالم…لذا راه حل هر مسئله ای در خانواده، حمله ی زن بر علیه مرد، رفتن به دادگاه و طرح حقوق و مطالبات اش هست….هیچ و تاکید می کنم هیچ صحبتی از وظایف زنان و نهیب زدن به زنان نیست….در دعواهای خانوادگی حق همیشه با زنه و زنها کلا در خانواده در معرض خشونت هستند…کار به جایی رسیده که یکی از همین خانمها که می شناسیدشون هم برگشته و گفته که «پیش نوازش ها » در رابطه زناشویی از سمت آقایون هم خشونت علیه زنانه! چون زنان رو بر می انگیزاند برای رابطه ای که طرف ممکنه دو سال بعد فکر کنه که دوست نداشته!!!
    در مورد «حقوق» ، تازه من این رو نگفتم که اگر فرض کنیم همه آنچه که از حقوق صحبت می کنند واقعا حقوق باشه و عادلانه!…
    آخه یکی برداشته بود در همین صفحه مدرسه فمینیستی(فکر کنم) یک برگه عقدش رو که توش شروط ازدواج بود نوشته بود و منتشر کرده بود که ما به تساوی زن و مرد رسیدیم!…بعد توی برگه یک بند این بود که حق تعیین محل سکونت با زن هستش!!!!

    ۵-راستش من هم موافقم که فمینیست ها برخی کارهاشون نتایج خوبی داشته و قطعا برخی از فمینیست ها هم این طور هستند که شما می گید…البته اینکه مادری براشون چقدر ارزشه، هم مهمه…وگرنه مادری برای همه ارزشه…کم و زیادش مهمه…از نظر من نوعی، هیچ نقش و شغلی در دنیا برای زنان مهمتر از مادری(و همسری) نیست…و این رو حتی از تمام کارهای مردانه(از کندن کوه گرفته تا ساختن ساختمون) ارزشمندتر می دونم…مشکل ما با غاطبه جریان فمینیستی اینه که مادری براشون اونقدر ارزش نیست که به خاطرش خیلی چیزها رو(ولو نامطلوب از نظرشون) تحمل کنند و به خاطر چند تا سراب، حاضرند تیشه به ریشه این مادری بزنند….خدایی چقدر در فضای مجازی و غیرمجازی داره مادری به عنوان یک ارزش تبلیغ می شه توسط این حامیان فمینیست؟ چقدر برعکسش؟ (ولو غیرصریح… با نشان دادن الگوهای موفقیت شخصی ای که هیچ جایی توش درباره مادری صحبت نمی شه..اصلا دختران نسل جدید ما مادری کجای پازل موفقیت آینده شون هست؟! یا برعکس یک عامل مزاحم موفقیت؟!! هستش براشون؟)
    …اگه صحبت از مادری هم می شه توسط جریانات فمینیستی تقریبا همیشه صحبت از مصائب مادری و حقوق مادری هست و نه تکالیف زنانه و مادری و وجوه انگیزاننده اش برای دختران…
    این رو هم بگم که البته من فقط بحثم سر مادری نیست با فمینیست ها…سایر نقش های پرورشی و مراقبتی شون و نقش خیلی مهم «همسری» حتی بیشتر از مادری، توسط این جریان ضربه خورده…نتیجه اش هم به ضعیف شدن قوام خانواده و سخت شدن ازدواج منتهی شده…و مردها رو هم دلزده کرده از تعهد به زندگی ای که براشون شکوفایی روانی متناسب با نیازهای مردانه نمیاره…

    ۶-دوباره تکرار می کنم که حذف نگاه جنسی به زن نه شدنی هست و نه مطلوب.
    یعنی اون ور دنیا الان به زن هیچ نگاه جنسی ای ندارند؟
    من رو مجبور می کنید که یک سری چیزا بگم که دوست ندارم…
    پس سریال فرندز که تا یک دختر خوش و بر و هیکلی می بینند دنبالش راه می افتند و می گند شی ایز سو هات! و یا سریال how I met your mother که خانمه برای دور زدن صف، لباس بالا تنه اش رو در میاره که آقاهه فلان قسمت شان را ببینند و راهشون بده چی می گند؟! یا جیم کری در فیلم لاویر، وقتی خانمی از توی خیابون رد می شه از اندم جنسی شون پیش دوستش تعریف می کنه که «وات د بات»؟!، دقیقا چه نگاهی به جنس زن دارند؟ تبلیغات تجاری و این همه خانم خوش هیکل و صورت های تزئینی و بدنهای آن چنانی چی می گند در مورد نگاه جنسی به زن؟! خانم هایی که در نمایشگاه های اتومبیل کنار ماشین های جنرال موتروز و تویوتا و فورد وای می ایستند که مطمئن تون کنند در هر پنج قاره، جاذبه جنسی زن هست که حرف اول رو می زنه، چی می گند؟!
    شما این ها رو نمی بینید و از سراب حذف نگاه جنسی به زن حرف می زنید؟
    اتفاقا من بحثم اینه که اونایی که حرف از حذف نگاه جنسی به زن می زدند، بیشتر نگاه جنسی به زن رو نهادینه کردند….
    متاسفانه در جمع های زنانه حضور دارید و سعادت تجربه بودن در جمع های مردانه رو ندارید که با شواهد کافی بهتون نشون بدم که تمام آقایونی که می شناسید از هر طیف مذهبی وسیاسی و هر نحله فکری که فکرش رو بکنید، نگاه جنسی به زن، بخشی از طبیعت شونه و این در تعاریف و تعابیری که در مورد زنان و وقایع مربوط بهشون می گند(از ماجرای گلشیفته گرفته تا حوادث روزنامه ها تا رفتار فلان دختر همکلاسی) وجود داره…
    حرف دوم ام هم اینه که صرف نگاه جنسی به زن داشتن، بد هم نیست…خیلی هم خوبه….یکی از بزرگترین نعمات خدا به بشر و به خصوص خانمها بوده….چون اگر این طور نبود، آقایون اقبالی به زنان پیدا نمی کردند و ضمن تنها موندن خانمها و آقایون، نسل بشر هم منقرض می شد…این نگاه جنسی هستش که مرد رو وادار می کنه که تمام فشارها و محدودیت های زندگی مشترک (که مانع آزادیهای فردی دوران مجردی و دنیای تفکر مردانه است) و نیازمند تحمل زنی با هزارتا گرفتاری خاص زنانه است رو بپذیره و تن به ازدواج بده…..
    نگاه جنسی به زن داشتن بد نیست…بخش مهمی از جاذبه زنها، جاذبه جنسی است….فقط جایی مشکل دار هست که «همه نگاه به زن، جنسی بشه»..که اتفاقا روی غرب در این زمینه سیاه تره…غرب از این سراب صحبت می کنه که نگاه جنسی به زن رو می خوایم حذف کنیم…و تا حدود خوبی هم کردیم….در حالیکه یک «سو هات» گفتن بازیگرای سریال فرندز به زنی که هیچ شناختی ازش ندارند و فقط بدنش رو دارند می بینند، تمام این سراب رو یک جا میاره جلوی چشم آدم….
    و جالب اینکه همین سریال فرندز و «هاو آی مت یور مادِر»(که این دومی رو واقعا حالم به هم خورد بعد از دیدن پنج شش قسمتش و نتونستم ادامه بدم) رو همین طرفداران فمینیسم ایرانی می بینند و بلند بلند هم باهاش می خندند و توی همین فیس بوک هم دیالوگ هاش رو به اشتراک می گذارند….
    خودشون هم نمی دونند دارند از کدوم سراب حذف نگاه جنسی به زن صحبت می کنند….
    مشکل دیگه بزرگ زنان هوادار فمینیست اینه که از جمعهای آقایون و نگاه های آقایون خبر ندارند و فکر می کنند که همه اش، همین ظاهر شیک و پیک سر کلاس درسه و این می شه که می آید می گید که بله در اینجا نگاه جنسی به زن ندارند و دیگه زن و مرد فرقی نداره؟ مگه می شه خانم؟ دست و بالم بسته است و به خاطر حرمت هایی که هست نمی تونم برخی چیزها رو برای یک خانم بگم… و گرنه از برخی دوستانی که می شناسیدشون، نقل قول هایی در جمع های مردانه میارم براتون یا نه اصلا از همین آقایون اصلاح طلبی که اتفاقا پست به نفع حقوق زنان هم منتشر می کنند تا برید به باقی خانمها هم بگید که جان خودشان، نروند و نزنند این حرفهای خنده دار را…خدا رو شکر طیف متنوع دوستان مذهبی و غیر مذهبی و خارج و داخلی مان آنقدر چشم مان را به روی آن ور داستان باز کرده اند که بتوانم با خیال راحت از «سراب» بودن این خواسته صحبت کنم…حتی در میان قشر تحصیلکرده…..
    «زن و مرد دوست عادی باشند»، «زن و مرد در فکرشان هیچ امر جنسی ای در مورد طرف مقابل نگذشته باشه» و هزارتا چیز مثل این، سرابی است به پهنای هستی!…
    اگر شما با آزارهای خیابانی در ایران مشکل دارید، من هم مشکل دارم و بیاید با هم کاری براش بکنیم، اما نیاید و حرف نزنید که نگاه جنسی می شود به زن نداشت!..چنین دنیایی نه دست یافتنی است و بر فرض محال هم که یشود، یک جهنم بسیار غیر قابل تحمل تر از همین دنیایی است که در آن نگاه جنسی(با همه مصائبش) وجود دارد…می شود نگاه جنسی به زن را تا حد طبیعی اش تقلیل داد و اتفاقا برای این، بایستی شما قدم در راه سنت گراها بگذارید…حجاب، شرم و حیای تحسین شده سنتی جامعه ما، تقلیل نگاه جنسی خود زنان به خودشان که حالی شان کنید کفش پاشنه بلند و لباس کوتاه و دکلته و ساپورت نپوشند و با رژ لب(که تاریخچه اش، می گوید برای چه پدید آمده) یا این آرایش های عجیب و غریب و هر روز یک لباس بپوشم در جامعه حاضر نشوند تا آن وقت کمک کنند که نگاه جنسی مردان هم به آنها تقلیل یابد(ولی حذف نمی تواند بشود…فقط تا حد طبیعی می تواند کاهش یابد)…

    ۷-اون یک زنی که دوست نداره مادر باشه هم حق داره بله….اما مشکل تفکر شما اینه که به خاطر حق این یک زن، دارید راهی رو می رید که باقی زنان رو هم از مادر شدن منصرف کنید…و این قضیه رو ترویج کنید…فقط هم بحث مادری نیست….کلیه نقشهای پرورشی و مراقبتی از جمله همسرداری و خانه داری…
    می شد راه بهتری هم یافت برای دفاع از حقوق آن زن….
    ولی راهی که فمینیست ها رفتند مشابه راهی هست که همجنسگرا ها رفتند…مسئله ای که مسئله کمتر از یک درصد که چه عرض کنم یک صدم درصد جامعه بود رو تبدیل کردند به مسئله همه جامعه و کار به جایی می رسه که طرف میاد توی بی بی سی و می گه که پانزده بیست درصد(!) جامعه بر اساس انتخاب و میل طبیعی شون همجنس گراند….
    آیا واقعا بر اساس انتخاب خودشونه؟ آیا این زنانی که امروز تصمیم به تجرد می گیرند بر اساس خواسته واقعی قلبی و انتخاب حقیقی شونه؟ ارجاعتون می دم به این حرف ارزشمند آقای اباذری(با بخشی از حرفهاشون مشکل دارم ولی این یکی رو می پسندم): «شما فکر می کنید که دارید انتخاب می کنید…براتون مدل ساختند و محکومید که بر اساس اش زندگی کنید…»
    این رویگردانی گسترده زنان معاصر از نقشهای پرورشی و مراقبتی، خیلی فرق داره با انتخاب فطری و چیزی که واقعا دوست دارند و واقعا راضی شون می کنه!
    شما گریه های اون خانم روانشناس معروف رو ندیید که در سی و پنج سالگی پس از یک روز سخت کاری، سر بر فرمان ماشین اش توی پارکینگ می گذاره ومی گه «من همه چیز دارم و شهرت وپول و پرستیژ و موفقیت!…ولی حاضرم همه اش را بدهم و امشب در آغوش مردی بخوابم که من را برای همیشه دوست داشته باشد و با گرمای نفسهای مردانه اش آرام شوم!»…این رو با یک واسطه معتبر شنیدم….اسمشون رو هم نمیاریم…

    در مورد کارتون(cartoon) هم یک چیزی بگم که بی ربط نیست
    اون اینکه من طی این دو سال نشست و برخاست با دوستان فمینیست به این نتیجه رسیدم که فمینیست ها، اغلب شون فکرشون بیماره…یعنی مریض شدند و سریع از هر چیزی برداشت می کنند که وای! خشونت بر علیه زنان! وای! تبعیض بر علیه زنان! وای! استبداد مردانه!…وای! ظلم به زنان!….
    جدا می گم…یک مریضیه و اگه می تونستم اسم علمی اش رو ثبت می کردم :feminism disorder
    این تفسیری که از کارتن دیدن شما برداشت کردم منو نگران کرد که دارید از حرفهای اون جماعت می زنید…
    فقط یک لحظه تصور کنید که اگه مردها می خواستند با همین نگاه شما(یا فمینیست ها که بیمار هستند-چون ما شما رو دیگه فمینیست نمی دونیم!)، به داستان نگاه کنند چه باید می کردند؟
    آیا حق نداشتند از سریال «پدر سالار»، شکایت کنند و تظاهرات راه بیاندازند یا مثلا ماها بگیم چرا در سریال های کودکی همه اش شخصیت های خوب زن وجود داشته (مثل همینها که شما گفتید حنا و آنشرلی و آنت و پرین و …) و بگیم تبعیض جنسیتی بوده؟
    آیا کلی سریال نبوده که شخصیت بدشان مرد بوده و شخصیت دانایشان زن؟
    آیا تا به حال فکر کردید اگه مردان بخواند با همین استدلال های زنان، سر به عصیان و گله بذارند چه می شه؟ ولی خب این کارو نمی کنند… نباید هم بکنند…
    همین نگاه مسئله دار فمینیستی ، باعث می شه که خود شما، نبینید که کلی سریال خوب و مثبت هم در مورد زنان وجود داشته و توسط همین تلویزیون جمهوری اسلامی هم پخش می شده و می شه و فقط قسمت های منفی رو ببینید و به اونها گیر بدید و بیاید در موردشون بنویسید و اون سریال ها رو ناشی از نگاه مردسالارانه بدونید….
    باور کنید که این چیزایی که می گید ربطی به نگاه مردسالارانه و زن سالارانه نداره….طرف یک فیلمی ساخته بر حسب اتفاق یا واقعیتی که ازون الهام گرفته، شخصی خوب یا بدش مرد یا زن بوده….
    من هرگز باور نمی کنم که مریم خانم، «هر» فیلمی که ببینند، شخصیت خوبش مرد هستش و شخصیت ناتوانش، زن!….توی فیلمهای جمهوری اسلامی هم این طور نیست چه برسه به فیلمهای اون ور….حالا یکی دو فیلم و کارتن ممکنه…ولی اینکه بگید «هر» فیلمی و «همه» فیلمها این طوری هستند، من باور نمی کنم…این نگاه مثل همونه که ما می خواستیم توی کودکی با دیدن پرین و آنه و حنا شورش کنیم که چرا اینها همه نقش اولشون دختره!….
    من به نظرم اصلا این خود فمینیست ها، بدتر از همه نگاه جنسیتی دارند….از همه چیز تعبیر جنسیتی می کنند….از وقایع و واقعیت های زندگی روزمره و اتفاقاتی که برآمده از واقعیات جامعه و سلیقه افراده، برداشت جنسیتی می کنند….بین اوناست که زن و مرد تفاوت داره…وگرنه که ما در مورد شخصیت های کارتنی هم حساس نشده بودیم(چه جایی که زنها نقش خوب و فرشته داشتند و چه جایی که مردها نقش هیولا و دراکولا!)….
    حالا شما دو جا دیدید پسره شده قهرمان داستان نگران دخترتون شدید؟!
    یا نمی دونم یکی از چرندیاتی که در همین مدارس فمینیستی سرش صحبت می شه، «بازتولید نگاه جنسیتی!» ….می گند اگه توی کتاب درسی، مرد داره توی معدن کار می کنه و زن توی مدرسه، این باید نباشه…بعد یک بار نمی شینند فکر کنند که این نگاه بیمارگونه ی تفسیر همه چیز به «بازتولید کلیشه های جنسیتی» ، آیا سبب نمی شه که مثلا بخوایم دیگه هیچ فیلم مستندی پخش نشه، هیچ اخباری پخش نشه و هیچ روزنامه ای از وقایع و اتفاقات درون جامعه چیزی نشون نده و نسازه؟ خب توی این جامعه امروز بالاخره واقعیت اینه که مردها این طورند و زنها اون طور….آیا نشون ندیم؟ چیزی خلاق واقعیت های جامعه نشون بدیم و زنا با صورت سیاه توی معدن و در حال کار و مردها هم توی خونه در حال بچه داری؟!…
    عارفه خانم گرامی
    من معتقدم که شما از این دسته نیستید و با همین نوشته ها هم دارم تلاش می کنم که بیش از این، این راهو ادامه ندید و گرفتار این بیماری خطرناکِ نگرشی نشید…واقعا اگه به چنین جایی برسید، خیلی حادثه غم انگیزی هستش…
    بیاید و زیر پرچم دیگه ای غیر از فمینیسم(=زن گرایی) که در اسمش ناعدالتی داره، کار کنید تا مصداق اون آیه قرآن نشید که گفتید اونها چه کسانی هستند که فکر می کنند کار خوب میکنند، ولی ته اش زیان می کنند؟!…بدون ذره ای شوخی، معتقدم که فمینیست ها و به ویژه فمینیست های اسلامی، از مصادیق این آیه هستند….کافیه نگاه کنند که دنیا رو جای بهتری کردند یا بدتر
    ۸-اسم بردن از شادی صدرها و الهه کولایی ها مهمه، چون تریبون دارند و فعلا جریان دست شونه متاسفانه و به هر حال من دارم توی برخی حرفها مشابهتی می بینم(خدا رو شکر البته تفاوت های جدی ای هم دارید)…حالا ایشالله بیاید ایران، آشناتون می کنیم با دنیای علوم اجتماعی خوانده ها که از نشانه های موفقیت آمیز بودن راهشون همین آمار طلاق های عجیب و غریب روز افزون دانشجو هاشون و اساتید فرهیخته شون بس..ببینید که این تساوی خواهی افراطی چه بر سر نسل فعلی و آینده مون داره میاره…آمدند ابرو را درست کنند و زدند چشم را هم نا به کار کردند….من مطمئنم که چند دهه بعد آنها به خواسته هایشان که حذف مردسالاری در خانواده است می رسند، چون دیگه خانواده ای نمی مونه که توش خشونتی و مردسالاری ای وجود داشته باشه…

    • ممنون که وقت گذاشتید و این پاسخ مفصل رو نوشتید! من باز برای اینکه حرفها قاطی نشه شماره‌ای می نویسم ولی الزاما شماره ها پاسخ به شماره متناظرش نیست. در ضمن چون این بحث خیلی طولانی میشه کاملا درک می‌کنم که ممکنه فرصت نکنید براش جواب بنویسید، خلاصه شبها راحت بخوابید! من فقط می‌نویسم برای مرتب‌تر شدن ذهن خودم و برای بعدها که اگر خواستید به این بحث برگردید جواب من هم باشه. اشکالی نداره اگر کلا نتونید جوابی بنویسید. به هر حال این بحث در آینده احتمالا در هر دو وبلاگ مطرح میشه و میشه گفتگوهای جدیدی در موردش کرد.

      ۱- خوب با مثالی که زدید ریشه زبانی اختلاف ما معلوم میشه. برای من فمینیسم = مبارزه با رفع تبعیض جنسیتی. متوجهم که برای شما با هم فرق می‌کنند و فمینیسم رو بیشتر رویکرد گروههای خاصی می‌دونید که من متاسفانه خیلی در جریان حرفهاشون و کارهاشون نیستم. من به دلیل همین موضوع ترجیح میدم زیر عنوان فمینیسم بمونم که اگر کسی گذارش افتاد ببینه فمینیسم این مدلی هم داریم. اما می‌پذیرم که ممکنه کسی تصمیم بگیره کلا این عنوان رو نپذیره چون اون جریان غالب بعضا ناپسند رو بیشتر دیده. با این وجود من اون فرد رو مثل خودم فمینیست می‌دونم :))

      ۲-من نه صفحه مدرسه فمینیستی و نه اون صفحه زن=مرد رو دنبال نمی‌کنم، نه اینکه نخوام ولی ندیدمشون. توی فرصت کمی که دارم و با یک سر زدن نمی‌تونم نظری بدم که موافقم باهاشون یا نه. اینه که فعلا این بخش رو مسکوت می‌گذارم فقط نوشتم که بدونید من کلا در جریان این صفحه‌ها نیستم و ارتباط خاصی با فمینیستهای ایرانی ندارم. دیدگاه‌هام در این زمینه هم منشااش اصلا منابع فارسی نیست.

      ۳-خاطره: سر اولین جلسه کلاس انسان‌شناسی و حقوق بشر، بحث در مورد شناخت خودمون از خودمون بود. استاد برای مثال زدن از همه پرسید خودشون رو فمینیست می‌دونند یا نه. من گفتم نه. پرسید چرا، گفتم من خودم رو فمینیست می‌دونم ولی مطمئن نیستم تعریف من از فمینیسم با بقیه یکی باشه ( و الان خیلی خجالت می‌کشم که زل زدم توی یک جمع و گفتم من فمینیست نیستم!). و الان که این گفت و گو داره پیش میره بهتر می‌فهمم چرا اونجا همچین حرفی زدم. حدس می‌زنم خاطراتم از فمینیسم در ایران باعثش بوده. دوره فوق لیسانس اینجا برای من شدیدا شکل دهنده افکارم بوده و جهان‌بینی‌ام رو کلا عوض کرده. مطالعات زنان و فمینیسم آکادمیک و کلا علوم اجتماعی آکادمیک یک دنیای دیگه‌اند خیلی متفاوت با دنیای فعالین تریبون دار. بگذریم که آکادمی هم دیگه افول کرده و اون ستاره‌هایی که آخرینهاشون دهه هفتاد هشتاد میلادی توی عرصه بودند و حداقل مقداری درد جامعه داشتند دیگه وجود ندارند یا من نمی‌شناسمشون. من دارم از زاویه دید کتابها و مقاله‌هایی که احتمالا هیچکس جز دانشجویی که مجبوره نمی‌خونه صحبت می‌کنم. زاویه دید شما از ارتباط با آدمهاییه که با این دنیا به نظر من خیلی فاصله دارند و شاید به همین دلیل من افکار و کارهاشون رو نه دنبال می‌کنم و نه علاقه دارم دنبال کنم.

      ۴-بیشتر انتقادات و رفرنسهای شما به فمینیسمهای ایرانیه که باز من اصلا در جریان کارهاشون نیستم (این به معنی مخالفت من باهاشون نیست البته) ولی با بعضی چیزهایی که تبلیغ می‌کنند ممکنه مخالف باشم و با بعضی‌اش موافق. {کی رو ملاک بگیریم خوبه؟ خانم ملاوردی و دار و دسته خطرناک شون؟ اون صفحات فیس بوکی که گفتم؟ خانم الهه کولایی؟ خانم شادی صدر؟ تاریخچه فمینیسم؟ این گروه تاسف برانگیز «تجارب زنانه» در فیس بوک که پای درد و دل شوهر چند نفر از همین خانمها نشستم و واقعا تاسف خوردم بابت این تفکرات شون که دور همی، ذکر مصیبت می کنند از مصائب زنان و اونها رو موجوداتی بدون مسئولیت و فقط دارای حق می دونند و همیشه قربانی؟!} تاریخچه فمینیسم رو ملاک بگیرید خوبه!

      ۵-گروه تاسف انگیز تجارب زنانه؟ من مطالب اخیر رو دوباره مرور کردم جای تاسف توش نمی‌بینم. این گروه شاید روی دیگه اون جمع‌های مردانه‌ایه که بهش اشاره کردید. اگر آقایون دور هم جمع میشن و از خانمها فقط جنسیت رو دستمایه صحبت قرار میدهند، واقعیت دور هم جمع شدنهای زنان هم اینیه که می‌بینید. به فمینیسم هم ربطی نداره. من احتمال کمی میدم اگر صحبتهای زنان قاجاری رو مثلا در مورد همسرانشون می‌شنیدید حس بهتری داشتید.

      ۶-من کی گفتم در غرب نگاه جنسیتی به زن وجود نداره؟ لطفا کامنت من رو دوباره بخونید. منظور من این بود که یک خانم در محیط آکادمیک در غرب می‌تونه بدون اینکه نگاه جنسیتی به خودش رو حس کنه کار کنه و کلا روابط بر مبنای جنسیت افراد نیست. به قول انگلیسی ها I don’t give a damn که توی فکر آقایون یا توی محافل مردونه چی می‌گذره و چه حرفهایی رد و بدل میشه. توی محیط دانشگاهی در غرب هم خانم‌ها هم آقایون اگر خودخواسته دنبال این چیزها نگردند (اون حالت رو نمی‌دونم چون تجربه‌ای ندارم) میتونند روزشون رو بدون اینکه به جنسیتشون فکر کنند بگذرونند. همینطور توی محیط شهر تا حد زیادی با انتخاب زمان و مکان میشه این شرایط رو ایجاد کرد برای فرد، هرچند که جامعه متاسفانه این‌طور نیست. نگاه جنسیتی هست ولی آدم خیلی راحت می‌تونه خودش رو از فضاهایی که جنسیتش رو به قول من می‌کوبند توی سرش دور نگه داره. اما در ایران با وجود اجبار در رعایت پوشش و انواع و اقسام تفکیکهای جنسیتی چنین امکانی تقریبا وجود نداره. من هم نظرم این نیست که نگاه جنسیتی چه به زن چه به مرد از بین بره! باید جای خودش رو داشته باشه و در مقام مقایسه به نظر من غرب موفق‌تر بوده در اینکه هر‌چیزی رو بگذاره سر جای خودش. زندگی واقعی حداقل در انگلیس با سریالهایی که اسم بردید خیلی فاصله داره. اینها خیلی‌هاشون شدیدا خانوادگی زندگی می‌کنند. به ما خیلی شبیه‌تر هستند تا به این شخصیتهای طنز. من هم به دلایلی تقریبا مشابه اونچه که نوشتید خیلی وقته این چیزها رو نگاه نکردم.

      ۷-در مورد مساله مادر بودن و رویکرد جامعه (نه فقط فمینیستها) بهش و اینها هم که به قول معروف اینها برای شما جکه، برای من خاطره است. معلومه که من از وضعیت فعلی رویکرد جامعه به این موضوع راضی نیستم. یه چیز دیگه که خیلی این وسط مهمه سرمایه‌داری و باتلاق کثیفیه که برای بشریت درست کرده. خیلی از این مواردی که شما بهش معترضید و من هم باهاش مخالفم ربطی به فعالین حقوق زنان و فمینیستها و تلاش‌هاشون نداره. هدیه ارزشمند سرمایه داری است به بشریت. همینجا جا داره اشاره کنم که ما چیزی به نام فمینیست-مارکسیست داریم که تفکر من به اونها نزدیکه چون همه جور تبعیضی رو بد می‌دونم.

      ۸-در مورد برنامه‌های تلویزیون، شما باورتون نمیشه ولی من هیچ اطلاعات کذبی ندادم. اون زمانی که اون پست رو نوشتم مریم جذب کارتونها بود نه برنامه‌های سریالی. ضمنا مریم فقط یک شبکه تلویزیونی رو میبینه (cbeebies) که استانداردهاش واقعا بالاست و آدم با خیال راحت بچه رو می‌تونه بگذاره جلوش و تبلیغ پخش نمی‌کنه و…. اگر شبکه‌های متنوعی می‌دید قطعا قضیه فرق می‌کرد. در بین کارتونهای این شبکه فقط یک برنامه قهرمانش دختر بود که اون هم توی یک دنیای صورتی قلب قلبی استریوتایپی زندگی می‌کنه که من توی پستم بهش اشاره کردم. توی کل شبکه اگر برنامه‌های فیلمی رو هم در نظر بگیریم قهرمان دختر باز هم هست ولی اون موقع مریم اونها رو نمی‌دید. من اگر عکسش هم بود یعنی همه دختر بودند باز نگران بچه‌ام می‌شدم و اگر بچه‌ام پسر بود هم باز در هر دو حالت از این وضعیت ناراضی بودم قطعا، احتمالا بیشتر چون قبولوندن اینکه -تو هم مثل بقیه توانا هستی- به یک آدم خیلی ساده‌تر از اینه که بخوای باور -تو از بقیه انسانها به خاطر جنسیتت توانمندتری- رو از سرش خارج کنی. الان علاوه بر اینکه مریم توجهش به کارتونها کم شده من برنامه‌های دیگه‌ای هم پیدا کردم که براش پخش کنم که تعادل بیشتر بشه. حالا شما برنامه‌های کارتونی اون شبکه رو بررسی کنید ببینید حق با من هست یا به خاطر feminism disorder دنیا رو جنسیتی می‌بینم!

      ۹-من قصد ناراحت کردن محققین داخل ایران رو ندارم ولی لااقل در مورد انسان‌شناسی و حقوق زنان اون چیزی که تو ایران تدریس و تحقیق میشه حتی در حد شوخی هم نیست. من اشتراک خیلی کمی بین خودم و علوم‌اجتماعی‌ خونده‌های داخل می‌بینم چون اونجا اصلا اجازه کار جدی وجود نداره، نه اینکه اونها تقصیری داشته باشند (و من هم دیگه محقق/دانشجو نیستم. یه چیزی خوندم و یه چیزهایی یاد گرفتم و دیگه پرونده‌اش بسته است فعلا). اینکه اونها طلاق زیاد می‌گیرند یا مشکل روابط دارند یا یک خانم فمینیستی غصه داره که تنهاست (مگه فمینیستها دنبال شریک زندگی نیستند، اصلا چه ربطی داره آخه این نقل قول به ماجرا؟) نظر من رو عوض نمی‌کنه. به عنوان یک مثال قریب به اتفاق اساتید ما و دانشجوهای بالای بیست و پنج سال دوره‌مون توی روابط پایدار خانوادگی بودند و من اصلا چنین مشکلاتی توشون ندیدم. اکثر سن بالاتر‌هاشون بچه هم داشتند.

      ۱۰- من مساله‌ام رفع تبعیض جنسیتی و رفع بقیه تبعیض‌هاست، به خصوص به خاطر اینکه دوست دارم بچه‌ام توی دنیای بهتری زندگی کنه. برای همین قبل از بچه‌دار شدن خیلی دغدغه‌‌ی فمینیستی نداشتم چون خودم با اوضاع کنار اومده بودم و مشکل زیادی هم برای من در شرایطی که داشتم وجود نداشت، اما بچه‌دار شدن دنیا رو برای آدم عوض می‌کنه. در مورد تبعیض جنسیتی گروه دیگه‌ای به جز فمینیستها رو (مقیاس جهانی در نظر بگیرید نه گروههای فمینیست ایرانی) نمی‌شناسم که صادقانه برای رفعش در حال تلاش باشند. بنابراین حتی اگر با بعضی افکار و فعالیتهای تحت این نام موافق نباشم خودم رو فمینیست می‌دونم. اگر گروه‌های مشابه دیگری باشه تحت هر عنوان و نامی که برای همین موضوع تلاش کنند من خودم رو از اونها هم می‌دونم. ولی فعلا مشابهی نمی‌شناسم.

      ۱۱- امیدوارم با لحن خوبی نوشته باشم، اما اگر نوشته جایی تند به نظر میاد خودتون با لحن مثبت بخونید. نوشته خیلی خوب پیام رو انتقال نمیده. چیز خیلی خوبی که این گفت و گو برای من داشت این بود که یک بار دیگه دیدم حتی وقتی به نظر میاد افکار آدم کاملا مخالف فرد دیگر است، اگر اون دو نفر با هم گفت و گو کنند معلوم میشه بین اون افکار مخالف کلی هم آرای مشابه وجود داره! ممنونم که وقت گذاشتید و این بجث رو ادامه دادید. در نهایت دنیا اگر آدمهایی مثل شما زیاد داشته باشه خیلی جای قشنگ‌تری برای زندگی میشه. باز هم ممنون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>