کشورهای داخل و خارج و مشکلات جهان شمول

خرداد هم همراه همه پست‌های غیر قابل انتشارش رفت. فقط میشه گفت: آه!

به مناسبت ماه رمضون (فکر کنم!) بی بی سی با کمک کمدین های مسلمان بریتانیایی چند تا برنامه طنز کوتاه ساخته که بدک نیستند. من بامزه ترینشون و یکی دیگه شون که برداشته ایده من رو دزدیده! اپلود کردم توی آپارات (بامزه‌ترین، اون یکی)

بامزه ترین رو که ببینید و بخندید. اون یکی هم خنده دار هست البته.

اون رو به خصوص از اون جهت هم ببینید که استعمار پیر چطوری فهمید این وبلاگ با کمتر از تعداد انگشتان دست خواننده چی نوشته و سریع ورداشت فیلمش کرد :))

ولی از اونجا که احتمال اینکه واقعا سازندگان از پست من ایده گرفته باشند تحقیقا صفره! معلوم میشه این ور دنیا و اون ور دنیا و مسلمون و غیر مسلمون و اینها نداره، این قضیه به دنبال خود روسری بودن نه آدم زیر روسری، جهان شموله.

6 دیدگاه در “کشورهای داخل و خارج و مشکلات جهان شمول

  1. :) سلام
    از تجربه ی خودم بگم؟!
    زمانی که چادر پوشیدم یکی از دلایل مهمم برای این کار این بود که به سهم خودم نشون بدم و اثبات کنم میشه چادری بود و خیلی هم محجبه (هیچکس فکرشم نمی کرد که من تازه چادر پوشیده بودم در اثر تبحرم در امر چادری بودن! :دی) اما در عین حال از خیلی چیزها (مجاز!) لذت برد. میشه رقصو دوست داشت. میشه تو خونه آرایش کرد. میشه با همه گرم و صمیمی بود در عین حفظ چهارچوب ها. ( که البته این یکی رو بعدا به نتیجه ی قطعی رسیدم به دلیلی عدم وجود جنبه در خیلی ها در همین حد توی چهارچوبشم نباشه سنگین تریم!!!)
    یادمه توی کلاسمون خیلیا چادری شدن!!حتی جالب اینکه مدل چادرشونم مثل من بود با وجودی که پارچه ی چادر من اتفاقا خیلیم مد قدیم ندیما بود. (گل گلی! که اون زمان خیل دمده حساب میشد ولیم ن دوس داشتم!) و من خوش حال بودم اگه بتونم اون حرفی رو که دارم با عملکردم (نه فقط حرفم) اثبات کنم.
    اما دقیقا سال همون خرداد کذایی ذکر شده بود که دیدم قضیه داره عکس میشه! گشتا زیاد شده بودن و بسیار هم اذیت می شدم با چادر توی خیابون خیلی حرفارو می شنیدم. و موجی راه افتاد که دقیقا همینو میگفت: تو چادرت هستی! حالا این چادر بودنه توی اقشار مختلف تعریفای متفاوتی داشت.
    چادرمو کنار گذاشتم. ( البته این کنار گذاشتن حاصل پروسه ی فکری بود که مدت ها فکر من بهش مشغول بود و یک روزه این تصمیم گرفته نشد و دلایل مختلفیم داشت.) یکی از دلایل محکمم این بود که نشون بدم حداقل به خودم به دور و بریام که من همون آدمم. اگه چادر سرم نیست من همونقدر سنگینم. همون قدر معتقدم. ایمانم فرقی نکرده. نگاهم فرقی نکرده. همون قدر خدامو دوست دارم. همون قدر مراقب خطوط قرمز هستم. لباس هام تنگ نشده!! پوششم بدن نما و ( هر آنچه اسمشو میذارن تحریک کننده ی جنس مقابل! که در این مواقع چقدر خوبه اصطلاح “جنس” و “مقابل”!) نیست. و رفتار دیگران هم با من تفاوتی نکرد. توی یه قشر خاصی البته بهتر شد. اما هنوزم پسر سوسول و ابرو برداشته ای که با تمام مشتریای خانومش در حال خوش و بش و چشم و ابرو اومدن و … بود با همون پوشش معمولی و یه نمه آرایش باز به من میگفت خواهر، گاهی حتی حاج خانوم!!!! (تو سن ۲۱ سالگی تا برسه به امروز). همکلاسی های جدیدم بیشتر از دخترای چادری با من توی چهارچوب منطقی حفظ شده رفتار میکردن. به خودم، حداقل به اطرافیانم نشون دادم من چادرم نیستم!! بعد این حرکت هم جمعی از فامیل چادر خود را برداشتند! کسایی که اوووف… چی بگم! ازون خفن مذهبیا بودن (و هستن). و من کامل میفهمیدم و یقین داشتم که این حرکتا تحت تاثیر منه.
    چقدر سخته اما شیرین این همه مسئولیتی که روی دوش ما دختراست. کاش یکمم “جنس مخالف”! ها به این فکر کنن. و کاش به جای گیر دادن به پوشش زن و بچه و … یه مقدار روی افکار و قدرت درونی خودشون کار کنن و اینقدرم نگن علم این طور و اون طور و مردا هزار برابر بله و زن ها هیچ!!!!
    یه خرده باید این فرمول ها رو با حفظ اصل ماجرا تغییر داد. :)

    • و چقدر دردناکه برای زن ها که بیرون از خونه از نگاه و رفتارای بیمارای جنسی باید اذیت بشن و تو خونه هم یه جور دیگه مثلا به خاطر رژ قرمزشون یا لباسی که شوهر/پدرشون دوست نداره بپوشن.( واقعا چند مورد از دوستامو دیدم که میگن شوهرمون بدش میاد تو خونه آرایش کنیم! یا بابام بدش میاد مثلا دامن بپوسم تو خونه! و با وجودی که خودشون خیلی دوست دارن اما به خاطر شوهرشو/پدرشون این کارو نمیکنن. دلیلاشونم آخه جالبه…!کلا آرایش خوب نیس!! نه اینکه آرایش جلوی نامحرم خوب نیست! دامن کلا زشته! چون تصویرشون از دامن لابد مینیژوب های رقاصای زمان شاهه یا نمیدونم چی… )
      پس زن ها کجا میتونن خود واقعیشون باشن؟! کجا رها باشن از دست این خیلی عظیم آدم هایی که بهشون اینقدر زور میگن و میخوام همش کنترلشون کنن؟ کجاست که میتونن با لباس تن قضاوت نشن؟ بدا و افسوس به حال اون دخترهایی که به اتکای چادری که سر میکنن و بعضیام برعکس چون سر نمیکنن، انتخاب مناسبی برای ازدواج شمرده بشن. هر دوش لبه ی تیغیه که خیلی ارزش ها رو نشونه گرفته. اول از همه دین رو.

    • چه جالب! تجربه‌های مشابهی داریم! چادر پوشیدن من هم یکی از دلایل اصلیش این بود که نشون بدم آدم مذهبی روشنفکر هم داریم، هر چادری‌ای متحجر نیست. و برداشتنش هم که خرداد و ماجراهای بعدش.
      به نظر من زندگی داخل ایران خیلی روی این تفکر اشتباه به قول شما جنس مخالف اثر داره! وقتی بری ببینی بابا بقیه دنیا اگر بخوان عین آدمیزاد کنار هم دارند زندگی می‌کنند (اینکه خیلی‌هاشون نمی‌خوان و جور دیگه‌ای زندگی می‌کنند یک بحث دیگه است) می‌فهمی همین که شما در خانم‌ها جذابیت جنسی می‌بینی دلیل نمیشه اونها حق نداشته باشند یک بار وزش باد رو روی موهاشون حس کنند، یا باید به نوع پوششون برای یک عمر متعهد باشند چون همسرشون به خاطر این نوع پوشش ایشون رو پسندیده!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>