پست یازدهم: بت شکستن

لا اله الا الله

لا اله الا الله

عکس از اینجا
http://www.behance.net/gallery/Typography-(-)/3780786

دلم می خواد توی این مدت محرمی پستهای روزمره نذارم، پس باز میرم روی منبر!

به نظر من مهمترین چیزی که باعث نجات و رستگاری انسان میشه، فارغ از این اعتقاد اون فرد چیه در مورد این که خدا وجود داره یا نداره، اون دنیایی هست یا نه، یا اینکه کدوم دین واقعا از طرف خدا نازل شده و کدوم نه و …، اون “لا” اییه که توی لا اله الا الله وجود داره. خیلی بیشتر از اینکه خدا رو می پرستی یا نه، و اینکه اون موجود غیبی که می پرستی یکیه یا چند تا، و اینکه مطابق کدوم دین و آیین می پرستیش، این مهمه که بتونی هر آن چیزی که غیر از اون هست رو نپرستی، و این هر آن چیزها خیلی خیلی بیشتر از اونی هستند که به چشم میان. خیلی وقتها اصلا نمیشه پی به وجودشون برد تا زمانی که اتفاقی می افته و می شکنند و آدم زیر و رو میشه و تازه اون موقع می فهمه که ای وای، این رو هم داشتم می پرستیدم. مثالهای خیلی دم دستی اش پول و مقام و خانواده و فرزند و امثال اینها هستند. امان از مثالهای غیر دم دستی اش..اون لحظه ای که متوجه میشی فلان باور دینی رو داشتی به جای خدا می پرستیدی، اون لحظه ای که می بینی فلان صفتی که دیگران بهت نسبت داده بودند رو داشتی می پرستیدی و حاضر بودی به خاطر زیر سوال نرفتنش هر کاری بکنی، همه اون لحظه هایی که درستی رو انکار کردی یا پوشاندی یا شک بر حقی رو بهش توجه نکردی تا مقدساتت بهشون بر نخوره و سر جاشون بمونند، امان از اینکه تلاشهات بی فایده است و دیر یا زود خدا با یک اشاره بر بادشون میده…اینقدر درد این لحظه ها زیاده که نوشتنش هم آدم رو ناراحت می کنه.

واقعا خوش به حال اونهایی که تونستند نپرستیدنی ها رو نپرستند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

(دارم حرفه ای میشم کم کم نه؟)

6 دیدگاه

  1. شما در واقع٬ اند منبررو٬ اند روشنفکری و اند خواهر باحال بودنی!!!
    حرفه ای کار یک دیقه تان است! 😉

  2. با نظر آن جناب بسیار موافق می باشم.
    البته فکر می کنم اینی که گفتی بیشتر “تعصب” بود تا “پرستش”.
    فقط اینجا یک مرز باریکی هست! اونم اینکه ییهو آدم از اون ور بوم نیفته، با کوچیکترین شک و شبهه نگه خب پس این باورم غلط بود و باید ببوسم بذارمش کنار، بررسی کنه شاید به یقین رسید! وگرنه شاید بشه خسر الدنیا و الآخره!
    البته “باور” پرستی رو عرض نمی کنما که کلاً منسوخه، اعتقاد به “باور” رو عرض می کنم.

    در مورد پست دیروزت هم دیشب یه مطلبی شنیدم که همونجا کامنتش رو می ذارم:)

    منبرهایتان پر فروغ!

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.