پست بیست و هفتم در روز بیست و نهم!

مریم از سه شنبه شب اولین سرماخوردگی اگاهانه عمرش رو خورده (یعنی سرما خورده و می فهمه که سرما خورده!)، بدیش اینه ممه مثل کنه و سرماخوردگی اش با استفراغ همراهه و خلاصه لباس و ملافه و بالشت و پتو و اینهاست که راهی لباس شویی میشه هی.معمولا هم اول خوابش این برنامه اجرا میشه که همزمان ه با وقت پست گذاشتن و وبگردی و کارهای کامپیوتری من، اینه که فعلا خیلی اثری ازم نیست.امشب سه سری لباس های خودش و باباش و من رو مورد عنایت قرار داده!  دعا کنید زودتر خوب بشه.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

13 دیدگاه

  1. خیلی دل به فکرشم خدا کند زودتر خوب شود کاش کنار ما بودی کمکت می کردم حالا هم به خدا می سپارمت ودعا یتان می کنم

  2. یه ویروسی مشابه همین اینجا مدتی مهمان ما بود شامل سرماخوردگی همراه با دلپیچش و تهوع. همه از بزرگ و کوچک از خفیف تا شدید گرفتارش بودن. شاید سفر کرده به شهر شما…2 3 روزی بیشتر طول نمیکشه نگران نباشید. ان شا ا.. زود خوب میشه مریم خانوم گلی. بوس

      1. موژان هم خوبه. ممنون. ان شاا… شما هم به زودی خوب بشید و هیچ وقت خنده از صورتتون پاک نشه. بازم بنویسید. بوس

  3. آخـــــــــــی:(
    امیدوارم خیــــــــــــــلی سریـــــــــــــــــــــــع خوبِ خوب بشه…
    خدا همراهتون باشه:)

  4. عزییییییزم، انشاالله زودی خوب بشه
    مبینا هم چند وقته هم تب می کنه و مریضه:(
    انشاالله همه ی بچه ها سالم و شاد باشند همیشه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.