پست هشتم

1- نابرده رنج، گنج میسر نمی شود سعدیا، مرد نکونام نمیرد هرگز، تن آدمی عزیز است به جان آدمیت، قس علی هذا! (بیا وحیده، من که زبانم قاصره ولی از شعرا کمک گرفتم بلکه بتوانم گوشه ای از اون شخصیت عظیم مورد بحث، آن دارای گنج، آن برده کلی رنج، آن تی کشیده پله های سلوک را یکی بعد از دیگری، آن رونده از این سوی کشور به اون یکی، آن ترقی کننده در مدارج تحصیلی خارجکی، همان که خودت می دانی، را به روی صفحه کاغذ بکشانم.)

2- امروز یک غلطی کردم دم خروج از خونه با موبایلم هوا رو چک کردم، قرار بود ابری آفتابی باشه. از همین رو کاور ضد بارون کالسکه رو انداختم توی خونه و راه افتادیم و لازمه بگم ادامه داستان رو؟ هیچ وقت بدون کاور از خونه خارج نشید!

3- باز هم از پس دادن بگم؟ یه آسیاب برقی اینترنتی خریده بودم بعد تیغه اش جدا نمی شد برای شست و شو. یک کمی با فروشنده مکاتبه کردم قرار شد پیگیری کنه بعد معلوم شد این مدل کلا تیغه اش جدا نمیشه (ولی تو راهنماش نوشته بود میشه). بعد برام یک برچسب برگشت! (return label)  فرستاد که بعد از بسته بندی بچسبونم روی بسته، اینجوری دیگه رایگان بسته پست میشه و نیازی نیست من پول برگشتش رو بدم، بعد از اینکه بهش برسه هم کل پول من رو پس خواهد داد.  امروز برای پست همین رفتیم بیرون که خیس شدیم. البته من از وسیله استفاده کرده بودم وقتی خواسته بودم تیغه اش رو بشورم متوجه این قضیه شدم. فکر کنم اینقدر به نوشتن این ماجراها ادامه میدم به امید روزی که فروشنده های ایران هم اون تابلوی مسخره و بی ادبانه و خلاف حقوق مشتری “بعد از فروش، تعویض یا پس گرفته نمی شود” رو جمع کنند از در دکانهای خود!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

یک دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.