8 آبان 1392-30 اکتبر 2013

چند روزیه که با یک وبلاگ جالب آشنا شدم که خیلی از خوندنش لذت بردم. به شماها هم توصیه می کنم بخونیدش. کلی حرف میشه در موردش زد که فعلا وقتش رو ندارم! یک کار خیلی جالب کرده بود که خوشم اومد و تصمیم گرفتم من هم اون کار رو بکنم. اون هم ثبت کامل… ادامه خواندن 8 آبان 1392-30 اکتبر 2013

از فیسبوک می روم تا رستگار شوم…

توضیح: مخاطب این پست، شما نیستید! واقعا میگم، اگر مخاطب خاص داشت به خودش می گفتم. برای مخاطب عام نوشته شده کاملا و برای گفت و گو در این مورد. تازگیها بیشتر و از قدیمها کمتر افرادی فیسبوکشون رو می بندند. این کاملا حق شخصی هر کسیه. من کسی رو هم می شناسم که حتی… ادامه خواندن از فیسبوک می روم تا رستگار شوم…

تزلزل باورها!

هفته پیش برای چند دقیقه من حس جدیدی رو تجربه کردم که خیلی جالب بود. من همراه مامان علی دنبالش رفته بودم مدرسه، که یه خانم صد در صد انگلیسی همراه پسرش از دور به ما نزدیک شد، معلوم بود اون هم داره میره دنبال بچه اش. موهاش نارنجی بود و صورتش کک مکی، قیافه… ادامه خواندن تزلزل باورها!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن