پست بیست و هفتم در روز بیست و نهم!

مریم از سه شنبه شب اولین سرماخوردگی اگاهانه عمرش رو خورده (یعنی سرما خورده و می فهمه که سرما خورده!)، بدیش اینه ممه مثل کنه و سرماخوردگی اش با استفراغ همراهه و خلاصه لباس و ملافه و بالشت و پتو و اینهاست که راهی لباس شویی میشه هی.معمولا هم اول خوابش این برنامه اجرا میشه… ادامه خواندن پست بیست و هفتم در روز بیست و نهم!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

پست بیست و پنجم واقعی (یه روز ننوشتم خوب)!

این رو در واقع باید دیروز می گذاشتم (روز جهانی رفع خشونت علیه زنان)، ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است، اون هم در مورد موضوعی که خیلی وقتها از بس در موردش شنیدیم باورمون میشه که دیگه دوره زمونه این چیزها گذشته و جای نگرانی در مورد این چیزها نیست و… ادامه خواندن پست بیست و پنجم واقعی (یه روز ننوشتم خوب)!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن برچسب خورده با

پست بیست و پنجم

امشب نشستیم با امیر یک قسمت از سریال پژمان رو دیدیم. من خیلی آهنگ تیتراژ آخرش رو دوست دارم. مریم تو گروه بازی خیلی بامزه شده. آخرش که همه می نشینند و شعر می خوانند خیلی از حرکات همراه شعر ها رو انجام میده البته سعی میکنه که انجام بده ولی همین هم خیلی بامزه… ادامه خواندن پست بیست و پنجم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

پست بیست و سوم در روز بیست و چهارم

آخر هفته شلوغی بود این شنبه یک شنبه.دیشب که اصلا یادم نیومد پست بذارم امشب هم واقعا دیره فقط به قصد سک سک اومدم.مهمون داشتیم، یک کم روی سی وی ام کار کردم و به ازای هر کلمه که نوشتم یه چیزی خریدم آنلاین. دیروز رفتم جشن محله واسه کریسمس امروز هم وینتر واندر لند… ادامه خواندن پست بیست و سوم در روز بیست و چهارم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن برچسب خورده با

پست بیست و دوم

امروز خانم خریدار اومد و صندلی ماشینش رو گرفت. خیلی هم مودب برخورد کرد و گفت من دوست داشتم بیام خونه شما رو ببینم ولی نه توی تاریکی! و من هم رافت اسلامی ام شامل حالش شد از راه میونبر بردمش. حالا ببینیم در عرصه فیدبک چه رخ خواهد داد! خبر هیجان انگیز امروز هم… ادامه خواندن پست بیست و دوم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

بازی تازه!

متاسفانه امروز مریم موقع Baby Jake خواب بود و ندیدیمش. اما یک بازی جدید یافتم که البته هنوز خودم نتونستم برم کشفش کنم ولی برای هیجانش به شما هم میگم: بورس مجازی این یه تالاره بر مبنای داده های واقعی بورس ولی شما با اعتبار مجازی توش کار می کنید. برای آشنایی با بورس باید… ادامه خواندن بازی تازه!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن برچسب خورده با

پست بیستم

امروز می خواستم قربون صدفه به انگلیسی رو براتون بنویسم. از یکی از همین برنامه های کودک یاد گرفتم به اسم Baby Jake. یه داداش کوچولوئه تو یه خانواده دوازده نفره! که داداش یکی قبل از اون زبونش رو می فهمه و از زبون اون ماجرا تعریف می کنه و اینا…بعد دقیقا قبل از تیتراژ… ادامه خواندن پست بیستم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن برچسب خورده با

اعصاب راحت: پست نوزدهم

یکی از خوبیهای خانه داری اینه که آدم با انسانهای کمتری در ارتباطه. واقعا خوبه ها. یعنی آرامش اعصابی که آدم داره قابل مقایسه با هیچ شرایط دیگه ای نیست. البته خود همین باعث میشه بعضی وقتها موضوعات کم اهمیت تری برای آدم بزرگ بشن و موجبات اعصاب خوردیش رو فراهم کنند که مبحث دیگه… ادامه خواندن اعصاب راحت: پست نوزدهم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

نوشته هیجدهم در روز نوزدهم

دیشب توی رختخواب یادم اومد که پست نذاشتم، بی خیالش شدم دیگه. دیروز با مریم یه دعوای مفصل داشتیم. یعنی ظهر نخوابید، یک ساعت تو تختش بازی کرد و جیغ زد و غلت زد و هرچی که از تو تخت دستش بهش می رسید رو پرت کرد  و جابجا کرد و من هم در این… ادامه خواندن نوشته هیجدهم در روز نوزدهم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن برچسب خورده با