دعای آغاز سال نو میلادی

خدایا از اینکه دور و بر ما را پر از دوستان و آشنایانی قرار دادی که در تعطیلات به فکر ما باشند و اوقات خود را با ما بگذرانند بی نهایت  متشکریم. بی زحمت لطف نموده پایان این تعطیلات را برسان که لااقل بتوانیم به تادلر گروپ برویم. با تشکر!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

اکتشافات

من هر از گاهی میرم خرید اکتشافی خوردنی جات، یعنی میرم چیزهای جدید هیجان انگیز میخرم که البته ممکنه پایان خوش یا تلخی داشته باشه.شاید از این به بعد بعضی وقت ها که حوصله داشتم کشف هام رو اینجا بنویسم.خیلی هاشون احتمالا توی ایران هم پیدا میشن،و همه شون قطعا قابل درست کردن توی خونه… ادامه خواندن اکتشافات

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

Mahya’s Legacy

یادمه قبلا تو فیسبوک یه بار روی دیوار محیا نوشته بودم که بهت ایمان آوردم، هرجا میگم رشته ام چی بود بعدش یک صدایی از یک طرفی میاد که یعنی محیا رو میشناسی؟ یا از بغل دستیش یا خود من می پرسه که این همون رشته محیاست؟ خوب با دانش الانم باید بگم اون موقع… ادامه خواندن Mahya’s Legacy

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

ماندلا

من کلا کم و سخت گریه ام می گیره، یعنی حتی وقتی می خوام گریه کنم هم معمولا اشکم در نمیاد. یادمه یه زمانی تو دبیرستان می تونستم با انگشتای دستم کل گریه های چند سال گذشته رو سرشماری کنم. الان البته مدتهاست وقت آمارگیری ندارم که ببینم واقعا همونقدر کمه یا نه. البته این… ادامه خواندن ماندلا

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

پست آخر ماه نوامبر

گفتم تا دسامبر تموم نشده بیام اینجا اعلام کنم که ماه وبلاگ نویسی تموم شد، چقدر زود گذشت،و چه عجیب که من تونستم یک ماه تمام، حالا با یک مقداری تنبلی بنویسم. دوست داشتم پست آخر مفصل تر باشه ولی فعلا خودم سرما خوردم و حسابی خمارم و خوابم میاد! برای همین با دو تا… ادامه خواندن پست آخر ماه نوامبر

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن