چرا “من فمینیست نیستم” کلا غلط است!

حکایت: من سر چهارراه ایستادم شما میایید کنار من، بهتون میگم من عارفه هستم فرزند محمدرضا. بعد شما میرید اون طرف چهارراه، یکی بهتون میگه اون عارفه است فرزند غلامرضا. شما هم خانوادگی از غلامرضاها بدتون میاد. حالا میاین یه مشت می زنید تو دماغ من، یا به طرف می گید نه خودش گفت اسم… ادامه خواندن چرا “من فمینیست نیستم” کلا غلط است!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

حس خوب محرم

نمی دونم حاصل کار تبلیغاتیه یا واقعا مسئله روان شناسانه و اینهاست ولی من ارتباطی که با امام حسین برقرار می تونم بکنم رو با بقیه امام ها ندارم. هنوز هم پرافتخار ترین روز عمرم روز عاشورای چند سال (؟!) پیشه، معنوی ترین حس رو توی محرم دارم. با همه حرف و حدیثهایی که در… ادامه خواندن حس خوب محرم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

در ستایش کارهای کوچک!

نمی دونم بقیه دنیا هم همی مدلیه یا نه چون من فقط یک بار توی ایران بزرگ شدم، ولی اونجا ما خیلی با این فکر بزرگ میشیم که من باید دنیا رو تکون بدم و کارهای بزرگ بکنم و تاثیر گذار باشم و اینها…که البته معمولا بعد از ورود به دانشگاه و کار و …کم… ادامه خواندن در ستایش کارهای کوچک!

تست حال

هر چی که سن آدم بالا میره یا تجربه هاش که بیشتر میشه، پیش میاد که آدمهای جوونتر/بی تجربه تر ازش راهنمایی و مشاوره و کمک و امثال اینها بخوان. برای من هم تک و توک پیش اومده. در حدی که برای من رخ میده که چیزی نیست، ولی بعضی وقتها ممکنه تعداد اینها اونقدر زیاد… ادامه خواندن تست حال

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن