شكلات

مريم امروز بعد از خوردن كلي شكلات توي كامن روم! دو تا از همسايه ها براي بچه ها برنامه داشتند.

مي گذرد

و يكي از عجيبترين ( باحال ترين، قشنگترين، به يادماندني ترين، پر از حسهاي خوبترين) لحظه هاش وقتيه كه مريم توي خواب مي خنده! عكس هم مدل جديد جواهراته با طراحي خودش.

سال نو مبارک!

سفره هفت سین امسال ما با سبزه کچل که برای در امان بودن از دست مریم به سینی هفت سین تقلیل پیدا کرده! این هم آخرین پست سال 92 عید همه مبارک، امیدوارم سال جدید برای همه مون مبارک باشه.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

ماشین جدید!

و رستورانی که تا الان چند بار از جلوش رد شدیم.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

بالاخره یک کتاب تموم کردم!

نمی دونم این مریضی که نمی تونستم کتاب بخونم از کی شروع شده بود ولی مثل اینکه رو به بهبوده…موفق شدم کتاب خیره به خورشید ، نوشته اروین یالوم با ترجمه مهدی غبرایی رو تموم کنم. کتاب عالی بود و ترجمه نه چندان عالی ( یعنی یا انگلیسی بخونید یا ترجمه های دیگه رو امتحان… ادامه خواندن بالاخره یک کتاب تموم کردم!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

تحویل سال 2014 و کلارنس

تحویل سال 2013 میلادی به سال 2014، برام یکی از بهترین تحویل سالهای عمرم بود. این بهترین بودن رو هم اول از همه مدیون زحمات خدا هستم و بعد امیر همراه همیشگی و عزیزم. دوست دارم همیشه به یادم بمونه، برای همین این پست رو نوشتم.ولی چرایی و چگونگی اش بمونه بین خودمون سه تا!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

دعای آغاز سال نو میلادی

خدایا از اینکه دور و بر ما را پر از دوستان و آشنایانی قرار دادی که در تعطیلات به فکر ما باشند و اوقات خود را با ما بگذرانند بی نهایت  متشکریم. بی زحمت لطف نموده پایان این تعطیلات را برسان که لااقل بتوانیم به تادلر گروپ برویم. با تشکر!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

اکتشافات

من هر از گاهی میرم خرید اکتشافی خوردنی جات، یعنی میرم چیزهای جدید هیجان انگیز میخرم که البته ممکنه پایان خوش یا تلخی داشته باشه.شاید از این به بعد بعضی وقت ها که حوصله داشتم کشف هام رو اینجا بنویسم.خیلی هاشون احتمالا توی ایران هم پیدا میشن،و همه شون قطعا قابل درست کردن توی خونه… ادامه خواندن اکتشافات

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

Mahya’s Legacy

یادمه قبلا تو فیسبوک یه بار روی دیوار محیا نوشته بودم که بهت ایمان آوردم، هرجا میگم رشته ام چی بود بعدش یک صدایی از یک طرفی میاد که یعنی محیا رو میشناسی؟ یا از بغل دستیش یا خود من می پرسه که این همون رشته محیاست؟ خوب با دانش الانم باید بگم اون موقع… ادامه خواندن Mahya’s Legacy

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن