برهان قاطع

۰برهان قاطع وجود جهان پس از مرگ برای من، عشق والدین به فرزندانشونه. مادرها (و پدرها، ولی تجربه نکردم که بدونم!!) اونقدر بچه هاشون رو دوست دارند که بعیده چیزی بتونه برای همیشه از هم جداشون کنه، حتی مرگ!

شب قدر

شب قدر یاد اینجا میفتم! اگر چه این شب قدر حرفی برای زدن ندارم! اما همین حرف نداشته بمونه اینجا 🙂 التماس دعا از همه دوستهای خوبی که به اینجا سر می‌زنن.

کریسمس

کریسمس از اون وقتهایی که مهاجر بودن آدم بدجوری می خوره توی صورتش. ملت همه هیجان دارند. بزرگترین تعطیلات سال پیش روشونه..دیدن فامیل و هدیه دادن و گرفتن و … . بعد ما البته آگاه هستیم به این وضعیت ولی درکش نمی کنیم چون کریسمس مال ما نیست. مثلا من واقعا ممکنه زنگ بزنم یه… ادامه خواندن کریسمس

به خاطر کتابها

اصولا یکی از دلایلی که آدم به خاطرش می تونه زندگی کنه کتابها هستند. متاسفانه از اوج دوران کتابخونی من که دوران دبیرستان به قبل هست سالها گذشته و علی رغم همه تلاشهام هنوز نتونستم به اون دوران برسم. یادش بخیر! این چند وقته تونستم چند تا کتاب پشت سر هم بخونم که خیلی بهم چسبید… ادامه خواندن به خاطر کتابها

از دیگر مزیات خانه داری/کار در خانه

این توفیق اجباری/احتیاری خانه داری که من الان دارم خیلی خوبه برام. آدمها با هم فرق می کنند ولی به نظر من برای خیلی ها این محل اصلی کار آدم توی خونه بودن خیلی خوبه (با اصطلاحات مردسالارانه امروزی باید گفت کار یا بیکاری آدم توی خونه،و حتما زنهای خانه دار هم بیکار حساب میشن… ادامه خواندن از دیگر مزیات خانه داری/کار در خانه

نامه‌ای‌ به لندن دوست داشتنی

لندن جان، درسته تا الان زیاد ازت تعریف نکردم، ولی‌ میدونم که خوبی‌‌های زیادی داری. از من دلگیر نباش خلاصه، هر جا که بهت غر زدم برای این بوده که اگرچه خیلی‌ مهمان نواز هستی‌، اما هیچ جا خونهٔ خود آدم نمی‌شه. امسال که قراره ساله آخر باشه کم کم می‌تونم بیشتر از خوبی‌‌هات بگم!… ادامه خواندن نامه‌ای‌ به لندن دوست داشتنی

مرگ و زندگی

در راستای اینکه امسال احساس بیکاری می‌کردم دارم کارهای متنوع و بی‌ریطی می‌کنم که هر کدومش هیجان خاص خودش رو داره. از قلاب‌بافی و نون پزی! گرفته تا کمی خیاطی و به زودی هم کار داوطلبانه در هاسپیس (Hospice).‌ هاسپیس هم از اون کلمه‌هایی هست که معادل فارسی خوب براش پیدا نکردم. لفظی‌اش میشه مهمان‌سرا… ادامه خواندن مرگ و زندگی

مریم به مهد می‌رود..

در واقع میشه کلی از سفر عجیب آلمان نوشت، ولی حسش نیست. بنابراین میریم سراغ مهدکودک رفتن مریم که از فردا شروع میشه. البته یکی دو هفته‌ای فکر کنم من هم مهمون مهد هستم تا عادت کنه! امروز جلسه اولیایی بود که بچه شون تازه داره وارد مهد یا این مهد میشه. از هفت هشت… ادامه خواندن مریم به مهد می‌رود..

کشورهای داخل و خارج و مشکلات جهان شمول

خرداد هم همراه همه پست‌های غیر قابل انتشارش رفت. فقط میشه گفت: آه! به مناسبت ماه رمضون (فکر کنم!) بی بی سی با کمک کمدین های مسلمان بریتانیایی چند تا برنامه طنز کوتاه ساخته که بدک نیستند. من بامزه ترینشون و یکی دیگه شون که برداشته ایده من رو دزدیده! اپلود کردم توی آپارات (بامزه‌ترین، اون… ادامه خواندن کشورهای داخل و خارج و مشکلات جهان شمول

سلام جهان!

به وردپرس خوش آمدید.‌این نخستین نوشته‌‌ی شماست. می‌توانید ویرایش یا پاکش کنید و پس از آن وبلاگ نویسی را آغاز کنید!