سعدیا

چون وبلاگ حال و هوای سعدی گرفته گفتم اندکی پند و اندرز که در دلم انباشته شده اینجا بنویسم برای خودم. همون‌طور که در ادامه می‌بینید واقعا به نظرم پند دادن به بقیه سودی نداره! ولی به علت حافظه ماهی‌گون شخص شخیص خودم می‌خوام چیزهایی که یاد گرفتم رو بنویسم که بعدا بهم یادآوری بشه.… ادامه خواندن سعدیا

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

زبان شیرین فارسی!

این‌که ما نوشته‌های قدیمی به زبان فارسی رو می‌تونیم بخونیم خیلی نعمت بزرگیه. جالب‌ترین چیزش برای من اینه که خیلی وقت‌ها یه حس جدید یا یه نگاه تازه به دنیا یا این‌جور چیزها توی ذهن آدم میاد و بعد میری بینی شونصد قرن قبل یک آدمی دقیقا همین‌ حال تو رو حس کرده و نوشته.… ادامه خواندن زبان شیرین فارسی!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

ترسناک‌ترین آیه قرآن

۱- بالاخره موفق شدم این کی‌برد فارسی رو درست کنم و دوباره به نیم‌فاصله دست بیابم! دست و جیغ و هوراااا ۲- یکی از آیه‌های قرآن هست که مثل کابوس می‌مونه برای من. البته آیه عذاب و هشدار دهنده و اینها که زیاده، ولی به نظر من همه‌اش رو میشه به نوعی تفسیر کرد که… ادامه خواندن ترسناک‌ترین آیه قرآن

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

راست و حسینی درباره تجاوز

بعید می دونم کسی از خوانندگان این وبلاگ باشه که تا الان خودش یا فردی از آشنایانش توی ایران هدف زورگیری قرار نگرفته باشه. همیشه وقتی چنین خبری به گوش می رسه همه نصیحت می کنند که اگر چنین موردی پیش اومد مقاومت نکنید و درگیر نشید که خطرش بیشتره. آدم مالش بره ولی جان… ادامه خواندن راست و حسینی درباره تجاوز

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

چرا “من فمینیست نیستم” کلا غلط است!

حکایت: من سر چهارراه ایستادم شما میایید کنار من، بهتون میگم من عارفه هستم فرزند محمدرضا. بعد شما میرید اون طرف چهارراه، یکی بهتون میگه اون عارفه است فرزند غلامرضا. شما هم خانوادگی از غلامرضاها بدتون میاد. حالا میاین یه مشت می زنید تو دماغ من، یا به طرف می گید نه خودش گفت اسم… ادامه خواندن چرا “من فمینیست نیستم” کلا غلط است!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

حس خوب محرم

نمی دونم حاصل کار تبلیغاتیه یا واقعا مسئله روان شناسانه و اینهاست ولی من ارتباطی که با امام حسین برقرار می تونم بکنم رو با بقیه امام ها ندارم. هنوز هم پرافتخار ترین روز عمرم روز عاشورای چند سال (؟!) پیشه، معنوی ترین حس رو توی محرم دارم. با همه حرف و حدیثهایی که در… ادامه خواندن حس خوب محرم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

در ستایش کارهای کوچک!

نمی دونم بقیه دنیا هم همی مدلیه یا نه چون من فقط یک بار توی ایران بزرگ شدم، ولی اونجا ما خیلی با این فکر بزرگ میشیم که من باید دنیا رو تکون بدم و کارهای بزرگ بکنم و تاثیر گذار باشم و اینها…که البته معمولا بعد از ورود به دانشگاه و کار و …کم… ادامه خواندن در ستایش کارهای کوچک!

تست حال

هر چی که سن آدم بالا میره یا تجربه هاش که بیشتر میشه، پیش میاد که آدمهای جوونتر/بی تجربه تر ازش راهنمایی و مشاوره و کمک و امثال اینها بخوان. برای من هم تک و توک پیش اومده. در حدی که برای من رخ میده که چیزی نیست، ولی بعضی وقتها ممکنه تعداد اینها اونقدر زیاد… ادامه خواندن تست حال

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

تفکر زنانه و مردانه، برداشت دوم!

پست قبلی رو من با موبایل و خیلی سرسری نوشته بودم که چیزی توی ذهنم بود نپره! البته بیشتر نوشته های این وبلاگ همین طوری هستند، بلند بلند فکر کردن های من و در بیشتر مواقع بعد از نوشتن تازه کم کم موضوع برای خودم روشن تر میشه و چیزهای جدیدی به ذهنم میاد. این… ادامه خواندن تفکر زنانه و مردانه، برداشت دوم!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن

تفكر زنانه و مردانه

اين نوشته رو بايد خوند. با ايده پشتش موافقم. در مورد جزيياتش ميشه بحث كرد، در مورد عبارت مردها هم باهاش موافق نيستم. به نظرم همه مردها مثل هم نيستند، همه زنها هم. اما تفكر زنانه و تفكر مردانه وجود داره و در هر آدمي طيفي از هر كدوم وجود داره. به نظر من وضع… ادامه خواندن تفكر زنانه و مردانه

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در من و لندن